کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 1 - 1A
در اینجا واژگان واحد 1 - 1A در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "judgmental"، "eccentric"، "gullible" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
all the qualities that shape a person's character and make them different from others

شخصیت, خصوصیت اخلاقی
مردم شخصیتهای متفاوتی دارند، با این حال همه ما نیازها و خواستههای اساسی یکسانی داریم.
easily annoyed and quick to anger

تندخو, کجخلق
گربه بداخلاق هر وقت کسی بهش نزدیک میشد، هیس میکرد و چنگ میزد.
constantly telling others what they should do

اربابمنش, ریاستطلب
سلطهگرا بودن میتواند روابط را تحت فشار قرار دهد، بنابراین مهم است که پیشنهادها را بدون تحمیل کردن ارتباط برقرار کنید.
(of a person) careful to avoid danger or mistakes

محتاط, مراقب
کارآگاه با خوشبینی محتاطانه پیش رفت، به امید کشف سرنخهای جدید در پرونده.
thoughtful of others and their feelings

باملاحظه, بافکر
در یک عمل مهربانی دلنگران, دانشجو یادداشتهایش را با همکلاسی که به دلیل بیماری از یک سخنرانی جا مانده بود به اشتراک گذاشت.
making use of imagination or innovation in bringing something into existence

خلاق
دوست من بسیار خلاق است، او لباس خود را برای مهمانی طراحی و دوخت.
having a desire to physically or mentally harm someone

بیرحم, سنگدل
رفتار ظالمانه با حیوانات در مزرعه صنعتی، فعالان حقوق حیوانات را خشمگین کرد.
slightly strange in behavior, appearance, or ideas

غیر عادی, عجیب و غریب
پروفسور عجیب و غریب اغلب کلاس را در پارک برگزار میکرد.
believing things very easily and being easily tricked because of it

سادهلوح
کودک زودباور به داستانهای بلند برادران و خواهران بزرگترش باور کرد، بدون اینکه بداند گمراه میشود.
hard-working and productive

سختکوش, کوشا
او به دلیل رویکرد سختکوش خود در تجارت شناخته شده بود، همیشه به دنبال فرصتهای جدید بود.
(of a person) not confident about oneself or one's skills and abilities

نامطمئن (از خود), عاری از اعتمادبهنفس
او در مورد مهارتهای گفتاری خود نامطمئن بود و تا حد امکان از فرصتهای سخنرانی عمومی اجتناب میکرد.
good at learning things, understanding ideas, and thinking clearly

باهوش, هوشمند
این یک دستگاه هوشمند است که از الگوهای استفاده شما یاد میگیرد.
tending to criticize or form negative opinions about others without considering their perspective or circumstances

قضاوتگر
تن قضاوتآمیز معلم دانشآموز را از صحبت کردن دلسرد کرد.
enjoying other people's company and social interactions

برونگرا, معاشرتی
طبیعت برونگرا او باعث میشد که او روح مهمانی باشد، همیشه انرژی و خنده را به رویدادهای اجتماعی میآورد.
showing or having enthusiasm or strong emotions about something one care deeply about

مشتاق, پرشور، پرحرارت
عشق پرشور او به ادبیات او را به سمت حرفهای به عنوان معلم انگلیسی سوق داد.
possessing a friendly personality and willing to spend time with people

اجتماعی, معاشرتی
کارمند جدید به نظر اجتماعی میرسید، در حال گفتگو با همکاران در زمان ناهار.
putting other people's needs before the needs of oneself

فداکار, ازخودگذشته
معلم فداکار فراتر از حد انتظار عمل کرد تا مطمئن شود هر دانشآموز فرصتی برای موفقیت دارد.
excessively pleased with oneself or one's accomplishments, often to the point of not feeling the need to improve or change

ازخودراضی
او با حالتی از خود راضی دور شد، مغرور از دستاوردش.
having or showing good judgement, especially in business or politics

زیرک, زرنگ
تحلیل زیرکانه او از موقعیت، به او امکان داد تا حرکات استراتژیکی انجام دهد که رقبایش را پشت سر گذاشت.
tending to act on impulse or in the moment

خودجوش
با وجود طبیعت محتاط او، گاهی اوقات جرقههای خودانگیخته خلاقیت داشت که منجر به پروژههای غیرمنتظره میشد.
unwilling to spend or give away money or resources

خسیس
اهداکننده خسیس فقط مبلغ ناچیزی داد، با اینکه میتوانست خیلی بیشتر بدهد.
unwilling to change one's attitude or opinion despite good reasons to do so

لجباز, کلهشق، یکدنده
علیرغم تلاشهای متعدد برای متقاعد کردن او به غیر این، او در تصمیم خود برای ترک شغل سرسخت باقی ماند.
showing care and understanding toward other people, especially when they are not feeling good

دلسوز, مهربان
درمانگر یک محیط همدلانه برای مراجعان خود فراهم کرد تا احساسات خود را به اشتراک بگذارند.
lacking the ability to be trusted due to dishonesty or inconsistency

غیر قابل اعتماد
منبع غیرقابل اعتماد اطلاعات متناقضی ارائه داد که شک و تردید ایجاد کرد.
taking great pride in one's abilities, appearance, etc.

مغرور, متکبر
او آنقدر مغرور بود که ساعتها مقابل آینه میگذراند، وسواس روی ظاهر خود داشت.
(of a person) not displaying good or appropriate behavior, particularly in social situations

بینزاکت, بدرفتار
او سعی کرد رفتار بیادبانه او را نادیده بگیرد، اما سخت بود که متوجه نشود.
calm and not easily worried or annoyed

بیخیال, آسانگیر
او آنقدر آرام است که حتی وقتی برنامهها تغییر میکنند، فقط با جریان پیش میرود.
(of a person) putting in a lot of effort and dedication to achieve goals or complete tasks

سختکوش, کوشا
تیم سختکوش آنها پروژه را زودتر از موعد به پایان رساند، به لطف فداکاریشان.
cheerful and free of concern or anxiety

آسودهخاطر
ملودی سبکبال آهنگ لبخند را به چهره همه در اتاق آورد.
ready to accept or listen to different views and opinions

روشنفکر
مدیر یک محیط کاری باز را پرورش داد که در آن کارمندان در به اشتراک گذاشتن ایدههای نوآورانه احساس راحتی میکردند.
able to respond or react quickly and cleverly, especially in conversation or situations requiring immediate thought

باهوش و مدبر
مجری تیزهوش برنامه گفتگو را به آرامی پیش برد و هم مهمانان و هم مخاطبان را درگیر کرد.
(of a person) having trust in one's abilities and qualities

بااعتمادبهنفس
رهبر با اعتماد به نفس با جهتدهی روشن خود اعتماد و احترام را در میان اعضای تیم الهام بخشید.
focusing on one particular goal or purpose, and determined to achieve it

مصمم, یکدنده
تیم با تمرکز تکهدف بر روی تکمیل پروژه کار کرد.
not easily affected by criticism, insults or negative comments

پوستکلفت
علیرغم انتقادات، او کلفت پوست باقی ماند و با برنامه خود ادامه داد.
behaving in an appropriate and polite manner, particularly of children

خوشرفتار, با تربیت
کلاس خوش رفتار به عنوان پاداش رفتار خوبشان، زمان استراحت اضافی دریافت کردند.
