شخصیت
مردم شخصیت مستقل او را بسیار جذاب مییابند.
در اینجا واژگان واحد 1 - 1A در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "judgmental"، "eccentric"، "gullible" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
شخصیت
مردم شخصیت مستقل او را بسیار جذاب مییابند.
تندخو
رئیس بدخلق محیط کار را خصمانه و ناخوشایند کرد.
اربابمنش
خواهر یا برادر سلطهجو همیشه سعی میکند دیکته کند که چه بازیهایی باید بازی کنند، و باعث میشود دیگران احساس طرد شدن کنند.
محتاط
او به او یک لبخند محتاطانه داد، از نیاتش مطمئن نبود.
باملاحظه
راننده مهربان به عابران پیاده اجازه داد تا قبل از ادامه دادن، با خیال راحت از خیابان عبور کنند.
خلاق
پسرعمویم بسیار خلاق است، او با آبرنگ نقاشیهای زیبایی میکشد.
بیرحم
او نمیتوانست خیانت بیرحم خواهرش را باور کند، که رازهایش را به همه گفت.
غیر عادی
میلیاردر عجیب و غریب ثروت خود را صرف اختراعات عجیب و غریب کرد.
سادهلوح
علیرغم هشدارهای دوستان، او نسبت به وعدههای طرحهای پولدار شدن سریع سادهلوح باقی ماند.
سختکوش
آنها به اخلاق سختکوش کاری او که برای دیگران الگو بود، تحسین کردند.
نامطمئن (از خود)
او درباره تواناییهای تحصیلی خود نامطمئن بود، احساس میکرد که به کلاسهای پیشرفتهاش تعلق ندارد.
باهوش
او یک نویسنده هوشمند با دیدگاهی منحصر به فرد است.
قضاوتگر
او در میان اقوام قضاوتگر خود که همیشه انتخابهای زندگیاش را مورد انتقاد قرار میدادند، احساس ناراحتی میکرد.
برونگرا
به عنوان یک فروشنده برونگرا، او در ایجاد روابط با مشتریان و بستن معاملات عالی عمل کرد.
مشتاق
آنها یک بحث پرشور در مورد آینده انرژیهای تجدیدپذیر در جامعه خود داشتند.
اجتماعی
او همیشه یک فرد معاشرتی بوده است، در هر کجا که میرود دوست پیدا میکند.
فداکار
او با داوطلب شدن در پناهگاه بیخانمانها هر آخر هفته، دلسوزی بیغرض نشان داد.
ازخودراضی
بعضی افراد آنقدر از خود راضی هستند که فراموش میکنند نظرات دیگران را در نظر بگیرند.
زیرک
سرمایهگذار زیرک روندهای بازار را پیشبینی کرد و پرتفوی خود را بر این اساس تنظیم کرد و سود را به حداکثر رساند.
خودجوش
خنده خودانگیخته او اتاق را پر کرد، همه را با ناگهانی بودن و شادی اش متعجب ساخت.
خسیس
صاحبخانه خسیس با وجود درخواستهای مکرر، هرگز وسایل خراب را تعمیر نکرد.
لجباز
اصرار سرسختانه او بر انجام کارها به روش خودش اغلب باعث تاخیر در پروژه میشد.
دلسوز
علیرغم تفاوتهایشان، آنها همیشه نسبت به احساسات یکدیگر همدل بودند.
غیر قابل اعتماد
آنها پس از کشف شهرت غیرقابل اعتماد او، تصمیم گرفتند از انجام معامله با او خودداری کنند.
مغرور
او آنقدر درباره هوش خود مغرور بود که نظرات دیگران را پایینتر از خود میدانست.
بینزاکت
او به دلیل رفتار بیادبانهاش در محل کار اخراج شد.
بیخیال
رئیس ما آسانگیر است تا زمانی که به مهلتهای خود پایبند باشیم.
سختکوش
کشاورز سختکوش بیوقفه از محصولات خود مراقبت کرد و برداشت فراوانی را تضمین کرد.
آسودهخاطر
علیرغم چالشها، آنها با نگرشی بیخیال به پروژه نزدیک شدند، که کار را لذتبخش کرد.
روشنفکر
به عنوان یک مسافر ذهن باز، او با اشتیاق خود را در فرهنگ و آداب و رسوم محلی هر مقصد غوطهور کرد.
باهوش و مدبر
به عنوان یک مناظرهکننده تیزذهن، او اغلب با استدلالهای هوشمندانهاش حریفانش را شکست میداد.
بااعتمادبهنفس
او با لبخندی با اعتماد به نفس وارد اتاق شد.
مصمم
مدیر عامل به خاطر پیگیری مصمم خود برای رشد شرکت شناخته شده است.
پوستکلفت
پاسخ ضخیم پوست او به شوخی، اعتماد به نفسش را نشان داد.
خوشرفتار
او از دخترش به خاطر خوش رفتار بودن در جمع خانوادگی تعریف کرد، که همه را مغرور کرد.