کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 4 - 4A - بخش 2
در اینجا شما واژگان از واحد 4 - 4A - بخش 2 در کتاب درسی Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "پر جنب و جوش"، "نوازش"، "زندگی شبانه" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
full of energy, enthusiasm, and life

پرجنبوجوش, پرشور، سرزنده
علیرغم سنش، او همچنان پر انرژی و سرزنده باقی مانده است.
a collection of many different things or items, often excessive or unnecessary, that includes almost everything that could be taken or brought along

هر چیز دمِ دستشان بود, تقریباً همه چیز
بچهها برای پیکنیک هر چیزی دمِ دستشان بود آوردند.
an extremely enjoyable or thrilling time

اوقات لذتبخش, کلی خوشی و هیجان
بچهها در جشن تولد اوقات خیلی خوشی داشتند.
a place where one feels as comfortable and at ease as they do in their own home

جایی که فرد در آن به اندازه خانه خود راحت است
in a place that is far away from cities, towns, or anywhere that is occupied by people

در ناکجاآباد, دور از همهجا
ماشین در ناکجاآباد خراب شد.
something that is exactly what is needed or required in a certain situation

دقیقاً همان چیزی که لازم بود, همان چیزی که موقعیت میطلبید
آن نسیم خنک بعد از گرما دقیقاً همان چیزی بود که لازم بود.
a rest from the work or activity we usually do

وقت استراحت
قبل از ادامه کار به یک استراحت کوتاه نیاز دارم.
in relation to the body as opposed to the mind

از لحاظ جسمی, از نظر فیزیکی
او احساسات خود را هم به صورت کلامی و هم فیزیکی بیان کرد.
to come together as previously scheduled for social interaction or a prearranged purpose

دور هم جمع شدن, جایی باهم قرار گذاشتن، ملاقات کردن
او پیشنهاد کرد که در کتابخانه ملاقات کنند تا با هم درس بخوانند.
a group of humans

مردم
بسیاری از مردم در گذراندن وقت با عزیزانشان آرامش مییابند.
to relax and take a rest in order to recover one's lost energy

تجدید قوا کردن, استراحت کردن و انرژی گرفتن
بعد از امتحانها به ساحل رفت تا تجدید قوا کند.
to try to be calm and relaxed and possibly rest

آسان گرفتن, اوضاع را سخت نگرفتن
to treat someone with extra care, attention, and comfort, often with the intention of making them feel good or relaxed

زیادی به کسی توجه کردن, کسی را لوس کردن
پدربزرگ و مادربزرگ دوست دارند هر زمان که به دیدار میروند، نوههای خود را با شیرینی و اسباببازی نوازش کنند.
a large tub containing hot water and a device that moves the water, which people use to refresh their body

وان جکوزی
او در اسپا خیس خورد تا عضلات دردناکش را تسکین دهد.
to test something by doing or using it to find out if it is suitable, useful, good, etc.

امتحان کردن, آزمودن، سنجیدن، محک زدن
او یک شامپوی جدید را امتحان کرد تا ببیند آیا بهتر کار میکند یا نه.
related or belonging to a particular area or place that someone lives in or mentions

محلی
او از خرید در بازار محلی کشاورزان برای محصولات تازه لذت میبرد.
to fully immerse oneself in an experience

بسیار لذت بردن
گردشگر با اشتیاق فرهنگ پرجنبوجوش را در طول بازدید خود از شهر خارجی جذب کرد.
the large, bright star in the sky that shines during the day and gives us light and heat

خورشید
من عاشق تماشای غروب خورشید هستم در حالی که خورشید آسمان را با رنگهای زنده رنگ میکند.
to notice a thing or person with our eyes

دیدن
او دید که یک عنکبوت در حال بالا رفتن از دیوار است.
an instance or act of seeing something through visual perception

دید, بینایی
او با دیدن آتشبازی که آسمان شب را روشن میکرد نفسش بند آمد.
to expand one's knowledge, experiences, or perspectives, often by exploring new places, ideas, or cultures, with the aim of gaining a broader understanding of the world

دید آدم را باز کردن, افق دید خود را گستردهتر کردن
آن دوره را گذراند تا دیدش بازتر شود و بفهمد دیگران چطور فکر میکنند.
to hold or own something

در اختیار داشتن
خانواده دارای یک کسب و کار سودآور املاک است.
recently invented, made, etc.

نو, جدید
یک ماشین لباسشویی جدید با مصرف انرژی کم معرفی شد تا مصرف انرژی خانگی را کاهش دهد.
the skill and knowledge we gain from doing, feeling, or seeing things

تجربه, سابقه
سفر به کشورهای مختلف تجربیات فرهنگی یک فرد را گسترش میدهد.
to take pleasure or find happiness in something or someone

لذت بردن
ما از یک وعده غذایی خوشمزه در رستوران جدید شهر لذت بردیم.
the social activities and entertainment options that take place after dark, typically involving bars, clubs, live music, and other forms of entertainment

شبگردی, تفریحات شبانه
آنها تصمیم گرفتند که زندگی شبانه پرجنبوجوش را بعد از شام کشف کنند.
to give details about someone or something to say what they are like

توصیف کردن
او احساسات هیجان خود را قبل از رویداد بزرگ توصیف کرد.
incredibly impressive or beautiful, often leaving one feeling amazed

نفسگیر
ایستاده بر لبه پرتگاه، با چشماندازی حیرتانگیز از اقیانوس وسیع که در مقابل ما گسترده شده بود، روبرو شدیم.
looking dark, dirty, or shabby, often because of not being taken care of or cleaned properly

چرکتاب, رنگورورفته
او در یک اتاق کثیف با کاغذ دیواری کنده شده و مبلمان شکسته زندگی میکرد.
not reflecting or emitting much light

کمنور, مات
نور مات در اتاق خواندن را دشوار میکرد.
treating guests or visitors with friendliness, warmth, and generosity

مهماننواز, خونگرم
روستاییان به خاطر طبیعت مهماننواز خود شناخته شده بودند، همیشه آماده بودند تا غذا و سرپناه خود را با غریبههای نیازمند تقسیم کنند.
causing great astonishment

هوشازسربرنده, حیزتانگیز
اجرای حیرتانگیز او تماشاگران را مبهوت کرد.
(of a space or area) filled with too many people or things, causing discomfort or lack of space

بیش از حد شلوغ, پرازدحام
سیستم حمل و نقل عمومی شهر اغلب در ساعت شلوغی شلوغ است.
far away in space or distant in position

دور
آنها در یک کلبه دورافتاده در جنگل زندگی میکردند، دور از تمدن.
not able to be reached or entered, usually due to obstacles or restrictions

غیر قابل دسترس
جاده پس از بارندگی شدید که باعث سیل شد، غیرقابل دسترس بود.
(of a place or building) in a very poor condition, often due to negligence

مخروبه
آنها تصمیم گرفتند خانه فرسوده را به دلیل وضعیت خرابش نخرند.
unlike anything else and distinguished by individuality

منحصربهفرد, بیهمتا
او عادت منحصر به فردی در کشیدن طرح افرادی که برای اولین بار ملاقات میکند دارد.
remaining fresh, pure, and unharmed, without any signs of decay or damage

دست نخورده, بکر
مناطق روستایی دست نخورده یک فرار عالی از شهر شلوغ بود.
made into a commercial enterprise, especially with the aim of making a profit

تجاریصنعتیشده
