کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 4 - 4A - بخش 2

در اینجا شما واژگان از واحد 4 - 4A - بخش 2 در کتاب درسی Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "پر جنب و جوش"، "نوازش"، "زندگی شبانه" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط
vibrant [صفت]
اجرا کردن

پرجنب‌وجوش

Ex: The city was vibrant with activity during the festival .

شهر در طول جشنواره پر جنب و جوش از فعالیت بود.

اجرا کردن

تقریباً همه چیز

Ex: Her presentation had so much information ; it felt like she included everything but the kitchen sink .
home from home [عبارت]
اجرا کردن

جایی که فرد در آن به اندازه خانه خود راحت است

Ex: The friendly atmosphere made the café feel like a home from home .
اجرا کردن

در ناکجاآباد

Ex: The hikers set up their tents in the middle of nowhere , enjoying the tranquility and solitude of the remote wilderness .
اجرا کردن

همان چیزی که مورد نیاز است

Ex: The warm cup of tea and a good book were just what the doctor ordered to soothe my cold symptoms and help me feel better .
break [اسم]
اجرا کردن

وقت استراحت

Ex: The seminar will resume after a 15-minute break .

سمینار پس از یک استراحت 15 دقیقه‌ای از سر گرفته می‌شود.

physically [قید]
اجرا کردن

از لحاظ جسمی

Ex: The athlete was physically strong and agile .

ورزشکار از نظر جسمی قوی و چابک بود.

to meet [فعل]
اجرا کردن

دور هم جمع شدن

Ex: The club members will meet every Monday to organize events .

اعضای کلاب هر دوشنبه ملاقات خواهند کرد تا رویدادها را سازماندهی کنند.

people [اسم]
اجرا کردن

مردم

Ex: People from all walks of life came together to support the charitable cause .

مردم از تمام اقشار جامعه برای حمایت از هدف خیریه گرد هم آمدند.

اجرا کردن

استراحت کردن

Ex: After a demanding workweek , I like to spend the weekend at the beach to recharge my batteries .
to [take] it easy [عبارت]
اجرا کردن

آسان گرفتن

Ex: They took it easy during their vacation , enjoying the slow pace .
to pamper [فعل]
اجرا کردن

زیادی به کسی توجه کردن

Ex: The luxury hotel offers a range of services designed to pamper its guests , including gourmet dining and spa treatments .

هتل لوکس مجموعه‌ای از خدمات را ارائه می‌دهد که برای نوازش مهمانانش طراحی شده‌اند، از جمله غذاخوری گورمه و درمان‌های اسپا.

spa [اسم]
اجرا کردن

وان جکوزی

Ex: A spa with powerful jets can provide great hydrotherapy .

یک اسپا با جت‌های قدرتمند می‌تواند هیدروتراپی عالی ارائه دهد.

to try [فعل]
اجرا کردن

امتحان کردن

Ex:

او چندین لباس را امتحان کرد قبل از اینکه یکی را که دوست داشت پیدا کند.

local [صفت]
اجرا کردن

محلی

Ex: The local community center offers various programs and activities for residents .

مرکز جامعه محلی برنامه‌ها و فعالیت‌های مختلفی را برای ساکنان ارائه می‌دهد.

to soak up [فعل]
اجرا کردن

بسیار لذت بردن

Ex:

علاقه‌مند به طبیعت تمام آخر هفته را به جذب زیبایی پارک ملی گذراند.

sun [اسم]
اجرا کردن

خورشید

Ex: The sun rises in the east and sets in the west .

خورشید از شرق طلوع می‌کند و در غرب غروب می‌کند.

to see [فعل]
اجرا کردن

دیدن

Ex:

او یک غروب زیبا را در راه بازگشت از کار دید.

sight [اسم]
اجرا کردن

دید

Ex: He was awestruck by the sight of the majestic waterfall .

او از منظره آبشار باشکوه متحیر شده بود.

to have [فعل]
اجرا کردن

در اختیار داشتن

Ex: I have their email .

من دارای ایمیل آنها هستم.

new [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The new software update includes several innovative features not seen before .

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید شامل چندین ویژگی نوآورانه است که قبلاً دیده نشده بود.

experience [اسم]
اجرا کردن

تجربه

Ex: The team 's collective experience in project management ensured the successful completion of the task .

تجربه جمعی تیم در مدیریت پروژه، تکمیل موفقیت‌آمیز وظیفه را تضمین کرد.

to enjoy [فعل]
اجرا کردن

لذت بردن

Ex: We enjoyed the movie so much that we watched it twice .

ما آنقدر از فیلم لذت بردیم که دو بار آن را تماشا کردیم.

nightlife [اسم]
اجرا کردن

شب‌گردی

Ex: Nightlife in this town does n't begin until after midnight .

زندگی شبانه در این شهر تا بعد از نیمه شب شروع نمی‌شود.

to describe [فعل]
اجرا کردن

توصیف کردن

Ex: The guide described the historical significance of the ancient ruins .

راهنما اهمیت تاریخی ویرانه‌های باستانی را توضیح داد.

place [اسم]
اجرا کردن

موقعیت مکانی

اجرا کردن

نفس‌گیر

Ex: The breathtaking speed of the roller coaster left riders exhilarated and breathless .

سرعت حیرت‌انگیز ترن هوایی سواران را هیجان‌زده و بی‌نفس گذاشت.

dingy [صفت]
اجرا کردن

چرک‌تاب

Ex: She refused to stay in the dingy hotel because it felt unclean and uncomfortable .

او از ماندن در هتل کثیف خودداری کرد زیرا احساس ناخوشایند و ناراحتی می‌کرد.

dull [صفت]
اجرا کردن

کم‌نور

Ex: She felt tired under the dull light of the fluorescent bulbs .

او تحت نور کم‌روش لامپ‌های فلورسنت احساس خستگی کرد.

hospitable [صفت]
اجرا کردن

مهمان‌نواز

Ex: The restaurant prides itself on its hospitable atmosphere , where diners are treated like cherished friends rather than customers .

رستوران به فضای مهمان‌نواز خود می‌بالد، جایی که مهمانان مانند دوستان عزیز و نه مشتریان رفتار می‌شوند.

اجرا کردن

هوش‌ازسربرنده

Ex: She had a mind-blowing idea that could revolutionize the tech industry .

او یک ایده حیرت‌انگیز داشت که می‌توانست صنعت فناوری را متحول کند.

overcrowded [صفت]
اجرا کردن

بیش از حد شلوغ

Ex: During the festival , the overcrowded streets were filled with music and laughter .

در طول جشنواره، خیابان‌های شلوغ پر از موسیقی و خنده بودند.

remote [صفت]
اجرا کردن

دور

Ex: The remote location of the research station made it difficult to reach .

موقعیت دورافتاده ایستگاه تحقیقاتی، دسترسی به آن را دشوار کرد.

اجرا کردن

غیر قابل دسترس

Ex: Due to security measures , some websites are inaccessible from certain regions .

به دلیل اقدامات امنیتی، برخی از وب‌سایت‌ها از برخی مناطق غیرقابل دسترس هستند.

rundown [صفت]
اجرا کردن

مخروبه

Ex:

کارخانه پس از نقل مکان شرکت به مکان دیگر، خرابه رها شده بود.

unique [صفت]
اجرا کردن

منحصربه‌فرد

Ex: This artist has a unique perspective that makes her artwork stand out .

این هنرمند یک دیدگاه منحصر به فرد دارد که آثار هنری او را متمایز می‌کند.

unspoiled [صفت]
اجرا کردن

دست نخورده

Ex: The remote village maintained its unspoiled charm , with traditional houses and untouched landscapes .

روستای دورافتاده جذابیت دست‌نخورده خود را حفظ کرد، با خانه‌های سنتی و مناظر دست‌نخورده.