کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 2 - 2F
در اینجا واژگان از واحد 2 - 2F در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "پیشگیری"، "بازداشتن"، "محکوم کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
an unlawful act that is punishable by the legal system

جرم
افزایش جنایت خشونتآمیز باعث شده ساکنان احساس ناامنی کنند.
to fight or contend against someone or something, often in a physical or armed conflict

جنگیدن, نبرد کردن
دولتها باید برای مبارزه با تروریسم بینالمللی همکاری کنند.
the number of times something changes or happens during a specific period of time

میزان, نرخ
نرخ بیکاری در منطقه بالاتر از میانگین ملی است.
a sudden and often temporary increase or occurrence of something, often characterized by a distinctive movement or pattern

افزایش ناگهانی
شرکت با موجی از درخواستها برای موقعیتهای شغلی جدید مواجه شد.
(of a person and their actions) using or involving physical force that is intended to damage or harm

خشونتآمیز, خشن
اعمال خشونتآمیز مهاجم توسط دوربین ضبط شد.
to decrease or reduce the amount or quantity of something

کاهش دادن
او زمان روزانه صفحه نمایش خود را کاهش داد تا بهره وری و تمرکز را افزایش دهد.
the act of stopping something bad from happening, especially crime or harm

جلوگیری, منع، ممانعت، پیشگیری
اقدامات پیشگیری از آتشسوزی شامل هشدارها و تمرینها میشود.
captured or stored in a permanent format, typically on media such as audio, video, or digital files, for later use or reproduction

ضبط شده, ثبت شده
فیلمهای ضبط شده شواهد کلیدی در تحقیق را آشکار کرد.
to do a particular thing that is unlawful or wrong

(جرم یا خلاف) مرتکب شدن
هکر به دلیل ارتکاب جرایم سایبری، از جمله دسترسی غیرمجاز به اطلاعات حساس دستگیر شد.
to stop something from happening

منصرف کردن, بازداشتن
پاسخ سریع پلیس مانع خشونت بیشتر شد.
having little significance

کماهمیت, جزئی
دادگاه پرونده را رد کرد و آن را یک اختلاف بیاهمیت دانست که مستحق اقدام قانونی نبود.
(of law enforcement agencies) to take a person away because they believe that they have done something illegal

دستگیر کردن, بازداشت کردن
مقامات در حال حاضر مشتکیها را در محل جرم دستگیر میکنند.
the right or power to give orders to people

اقتدار, قدرت، اختیار
استاد به عنوان یک مرجع در زمینه علوم محیط زیست شناخته شد.
to announce officially that someone is guilty of a crime in a court of law

محکوم کردن, مجرم شناختن
در طول سالها، سیستم قضایی گاهی اوقات افراد سرشناس را به دلیل جرایم مختلف محکوم کرده است.
the group of people in a court including the judge and the jury

دادگاه
دادگاه قبل از رسیدن به حکم ساعتها مشورت کرد.
an individual who sells illegal drugs such as narcotics, opioids, etc.

موادفروش
رمان زندگی یک قاچاقچی مواد مخدر را به تصویر میکشد که شروع به زیر سوال بردن اخلاقیات اعمال خود میکند.
the official in charge of a court who decides on legal matters

قاضی
او پس از بیش از سی سال خدمت به عنوان قاضی بازنشسته شد.
a planned military or naval action, such as a maneuver, campaign, or mission, designed to achieve a specific goal

عملیات, ماموریت
موفقیت عملیات به هماهنگی مؤثر بین چندین شاخه نظامی متکی بود.
a legal official who represents the state in criminal proceedings and brings charges against individuals or organizations suspected of breaking the law

دادستان
به عنوان دادستان، او مسئول ارائه پرونده دولت در دادگاه بود.
(of police) to unexpectedly visit a person or place to arrest suspects or find illegal goods

شبیخون زدن, ناگهانی وارد شدن و جایی را گشتن
تیم SWAT برای حمله به محل سکونت یک مجرم شناخته شده با سابقه خشونت فراخوانده شد.
to officially state the punishment of someone found guilty in a court of law

محکوم کردن
پس از محاکمه، قاضی با دقت قاتل محکوم را محکوم کرد.
