کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 2 - 2F

در اینجا واژگان از واحد 2 - 2F در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "پیشگیری"، "بازداشتن"، "محکوم کردن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط
crime [اسم]
اجرا کردن

جرم

Ex: He was convicted of a white-collar crime and sentenced to prison .

او به جرم یقه سفید محکوم شد و به زندان محکوم شد.

to combat [فعل]
اجرا کردن

جنگیدن

Ex: Martial arts training equips individuals to combat opponents in self-defense .

تمرینات هنرهای رزمی افراد را برای مبارزه با حریفان در دفاع از خود مجهز می‌کند.

rate [اسم]
اجرا کردن

میزان

Ex: The dropout rate among students in the first year of college is a concern for educators .

نرخ ترک تحصیل در بین دانشجویان سال اول دانشگاه نگرانی برای مربیان است.

wave [اسم]
اجرا کردن

افزایش ناگهانی

Ex: The restaurant saw a wave of new customers after the positive review .

رستوران پس از نقد مثبت، موجی از مشتریان جدید را تجربه کرد.

violent [صفت]
اجرا کردن

خشونت‌آمیز

Ex: The violent man was removed from the event for causing trouble .

مرد خشن به دلیل ایجاد مشکل از رویداد اخراج شد.

to cut [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex:

در پاسخ به کاهش فروش، فروشگاه تصمیم گرفت قیمت‌ها را روی تمام کالاها کاهش دهد.

recorded [صفت]
اجرا کردن

ضبط شده

Ex: She listened to the recorded interview while preparing her report .

او در حالی که گزارش خود را آماده می‌کرد، به مصاحبه ضبط شده گوش داد.

to commit [فعل]
اجرا کردن

(جرم یا خلاف) مرتکب شدن

Ex: He was found guilty of committing embezzlement , misusing company funds for personal gain .
to deter [فعل]
اجرا کردن

منصرف کردن

Ex: The new laws were put in place to deter the spread of illegal activities .

قوانین جدید برای بازداشتن از گسترش فعالیت‌های غیرقانونی وضع شدند.

petty [صفت]
اجرا کردن

کم‌اهمیت

Ex: The politician was criticized for engaging in petty personal attacks instead of addressing important issues .

سیاستمدار به دلیل درگیر شدن در حملات شخصی بی‌اهمیت به جای پرداختن به مسائل مهم مورد انتقاد قرار گرفت.

to arrest [فعل]
اجرا کردن

دستگیر کردن

Ex: Last year , the detective unexpectedly arrested the suspect after a thorough investigation .

سال گذشته، کارآگاه پس از تحقیقات جامع، به طور غیرمنتظره‌ای متهم را دستگیر کرد.

authority [اسم]
اجرا کردن

اقتدار

Ex: The police officer acted with the full authority granted to him by law .
to convict [فعل]
اجرا کردن

محکوم کردن

Ex: The court successfully convicted individuals involved in a major embezzlement scheme .

دادگاه با موفقیت افراد درگیر در یک طرح بزرگ اختلاس را محکوم کرد.

court [اسم]
اجرا کردن

دادگاه

Ex: The court ruled in favor of the plaintiff in the civil case .

دادگاه به نفع خواهان در پرونده مدنی حکم داد.

drug dealer [اسم]
اجرا کردن

موادفروش

Ex: The police arrested a suspected drug dealer during a raid on a known drug den .

پلیس در یک حمله به یک لانه مواد مخدر شناخته شده، یک قاچاقچی مواد مخدر مشکوک را دستگیر کرد.

judge [اسم]
اجرا کردن

قاضی

Ex: The judge sentenced the defendant to five years in prison for their crimes .

قاضی متهم را به دلیل جنایاتش به پنج سال زندان محکوم کرد.

operation [اسم]
اجرا کردن

عملیات

Ex:

چندین عملیات برای از بین بردن سیستم دفاعی دشمن هماهنگ شد.

prosecutor [اسم]
اجرا کردن

دادستان

Ex: He was appointed as a prosecutor in a high-profile corruption case .

او به عنوان دادستان در یک پرونده فساد پرسر و صدا منصوب شد.

to raid [فعل]
اجرا کردن

شبیخون زدن

Ex: Last month , the authorities successfully raided a notorious gang 's headquarters , making multiple arrests .

ماه گذشته، مقامات با موفقیت حمله به مقر یک باند معروف را انجام دادند و چندین بازداشت صورت گرفت.

to sentence [فعل]
اجرا کردن

محکوم کردن

Ex: Last year , the jury unanimously sentenced the defendant to a lengthy prison term .

سال گذشته، هیئت منصفه متهم را به اجماع به یک دوره طولانی زندان محکوم کرد.

to sum up [فعل]
اجرا کردن

خلاصه کردن

Ex:

او ساعاتی را صرف خلاصه‌بندی جزئیات پیچیده حقوقی برای درک هیئت منصفه کرد.

suspicion [اسم]
اجرا کردن

بدگمانی

Ex: I do n’t have any solid proof , but I ’m sure there ’s some suspicion involved .

من هیچ مدرک محکمی ندارم، اما مطمئنم که مقداری شک درگیر است.