کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 1 - 1C
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1C در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "آزار دادن"، "بی پروا"، "تنظیم کننده"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the ways through which people receive information such as newspapers, television, etc.

رسانه
او مطالعه میکند که چگونه رسانهها بر سیاست و افکار عمومی تأثیر میگذارند.
someone who is known by a lot of people, especially in entertainment business

چهره (مشهور), سلبریتی
این برنامه واقعنمایی توسط یک سلبریتی معروف میزبانی میشود.
media that is not under government or private control and is able to report news and express opinions freely without censorship or fear of retaliation

مطبوعات آزاد
در جامعهای با مطبوعات آزاد، رسانهها میتوانند فساد را بدون ترس از مجازات افشا کنند.
the practice of conducting thorough investigations to uncover and report on significant stories that often involve wrongdoing, corruption, or abuse of power

روزنامهنگاری تحقیقی
کار او در روزنامهنگاری تحقیقی منجر به یک اصلاح بزرگ در سیستم بهداشتی شد.
someone who prepares news to be broadcast or writes for newspapers, magazines, or news websites

روزنامهنگار, خبرنگار
روزنامهنگار ماهها برای مقالهاش تحقیق کرد.
freelance photographers who aggressively pursue and take pictures of celebrities, often in invasive or intrusive ways

عکاس سمج و مزاحم
بازیگر برای محافظت از خود در برابر پاپاراتزی در حین حضور در جشن افتتاحیه فیلم، محافظ استخدام کرد.
newspapers, journalists, and magazines as a whole

مطبوعات, رسانه
شخصیتهای عمومی اغلب در کانون توجه مطبوعات قرار دارند.
official in charge of overseeing and monitoring a specific area or activity in the public interest

مقام ناظر, نهاد نظارتی
تنظیمکننده انرژی مسئول نظارت بر قیمتهای انرژی است.
a country's rules that all of its citizens are required to obey

قانون, حقوق
مهم است که حقوق خود را تحت قانون بدانید.
actions or information that are meant to gain the support or attention of the public

تبلیغات
استودیوی فیلم یک شرکت روابط عمومی را استخدام کرد تا تبلیغات فیلم را از طریق مصاحبهها، پوسترها و انتشار تریلرها افزایش دهد.
harmful and sensational gossip about someone's private life, often designed to shame or discredit them in public

شایعهپراکنی
خانواده سعی کرد از رسوایی که نامشان را لکه دار کرد بهبود یابد.
a newspaper with smaller pages and many pictures, covering stories about famous people and not much serious news

روزنامه نیمقطع
روزنامههای زرد اغلب به منابع ناشناس و گزارشهای حدسی متکی هستند تا با داستانهای جنجالی خوانندگان را جذب کنند.
used to describe someone or something that attracts a great deal of public attention

در مرکز توجه همگان
used to describe actions or decisions that are made with the intention of benefiting the general public or society as a whole, rather than individual or private interests

به نفع عامه (مردم)
to subject someone to aggressive pressure or intimidation, often causing distress or discomfort

تعرض کردن
دستفروشان اغلب با چالشهایی روبرو هستند، از جمله آزار و اذیت شدن توسط مقامات محلی.
to enter a territory using armed forces in order to occupy or take control of it

هجوم بردن, حمله کردن
دولتهای سراسر جهان در حال حاضر در حال بررسی این هستند که آیا تهاجم کنند یا به دنبال راهحلهای دیپلماتیک باشند.
to follow, watch, or pursue someone persistently and often secretly, causing them fear or discomfort

کسی را دنبال کردن, تعقیب کردن، دنبال کسی راه افتادن
رمان مهیج داستانی chilling از یک فرد وسواسی را به تصویر کشید که قربانیان خود را بیوقفه تعقیب میکرد.
to bring a charge against an individual or organization in a law court

از کسی شکایت کردن
سال گذشته، نویسنده با موفقیت رقیب را به دلیل سرقت ادبی تعقیب قضایی کرد.
a published false statement that damages a person's reputation

افترا
دادگاه به نفع خواهان حکم داد و خسارات ناشی از پریشانی عاطفی و ضرر مالی ناشی از تهمت را مقرر کرد.
showing a proud, unpleasant attitude toward others and having an exaggerated sense of self-importance

مغرور, متکبر
مدیرعامل شرکت به دلیل رفتار مغرورانه خود شناخته شده بود که محیط کاری سمی ایجاد کرد.
confident in one's abilities or qualities

بااعتمادبهنفس, ازخودمطمئن
نگرش مطمئن به خود او به او کمک کرد تا با سهولت از موقعیتهای دشوار عبور کند.
(of a person) using clever planning and strategies to achieve their goals

بابرنامه (شخص)
شخصیت محاسبهگر او اغلب باعث میشد دیگران در مورد نیات واقعی او احساس ناراحتی کنند.
expressing no fear when faced with danger or difficulty

شجاع, باشهامت
سگ نجات نشان داد یک تلاش شجاعانه در نجات جانها در طول مأموریت پاسخ به فاجعه.
behaving in a way that is unnecessarily risky or very stupid

بیمغز, بیفکر، بیپروا
گرفتن چنین وام بزرگی بدون درآمد ثابت از نظر مشاور مالی او بیاحتیاط به نظر میرسید.
trying hard to achieve something in a rude way

سمج, مصر
علیرغم رفتار پافشاری او، او در تصمیم خود محکم ماند و از تغییر نظر خود امتناع کرد.
having or showing intense excitement, eagerness, or passion for something

مشتاق
طرفداران پرشور برای گروه مورد علاقهشان با صدای بلند تشویق کردند.
reluctant to share feelings or problems

تودار, کمحرف
او به نظر محافظهکار میرسید، اما وقتی او را میشناختی، گرم و مهربان بود.
not wanting the company of others

ضد اجتماعی, جامعهستیز
مدیر خجالتی بودن او را با ضداجتماعی بودن اشتباه گرفت و از منابع انسانی خواست که مربیگری ارتباطی ارائه دهد.
using resources carefully and efficiently, often in order to save or avoid waste

صرفهجو (در مدیریت منابع)
یک فرد مقتصد بیشترین بهره را از منابع محدود میبرد.
having or showing good judgement, especially in business or politics

زیرک, زرنگ
تحلیل زیرکانه او از موقعیت، به او امکان داد تا حرکات استراتژیکی انجام دهد که رقبایش را پشت سر گذاشت.
