کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 3 - 3C

در اینجا واژگان واحد 3 - 3C در کتاب Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "سازگاری"، "برداشت"، "رعایت وقت"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
interest [اسم]
اجرا کردن

علاقه

Ex: Emily 's interest in history was sparked by her grandfather 's stories about their family 's past .
اجرا کردن

اندیشیدن

Ex: It 's essential to think about the risks involved in any investment .

ضروری است که به خطرات موجود در هر سرمایه‌گذاری فکر کنید.

to leave [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: They will leave for their vacation tomorrow morning .

آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.

to set up [فعل]
اجرا کردن

برپا کردن

Ex: The government is planning to set up programs to address unemployment .

دولت برنامه‌هایی را برای مقابله با بیکاری برپا می‌کند.

to withdraw [فعل]
اجرا کردن

برداشتن

Ex: The teacher instructed the students to withdraw their pencils from their desks and begin the exam .

معلم به دانش‌آموزان دستور داد که مدادهای خود را از میزهایشان بردارند و امتحان را شروع کنند.

successful [صفت]
اجرا کردن

موفق

Ex: Our school has a successful sports program .

مدرسه ما یک برنامه ورزشی موفق دارد.

اجرا کردن

ارتباط

Ex: The company believes in open and honest communication among its employees .

شرکت به ارتباط باز و صادقانه بین کارکنان خود اعتقاد دارد.

اجرا کردن

سازگاری

Ex: The team worked to resolve compatibility problems between the old and new systems .

تیم برای حل مشکلات سازگاری بین سیستم‌های قدیمی و جدید کار کرد.

confidence [اسم]
اجرا کردن

اعتمادبه‌نفس

Ex: Despite facing challenges , she tackled every task with confidence .

علیرغم مواجهه با چالش‌ها، او هر وظیفه‌ای را با اعتماد به نفس انجام داد.

cooperation [اسم]
اجرا کردن

همکاری

Ex: The treaty strengthened economic cooperation between the two nations .

معاهده همکاری اقتصادی بین دو کشور را تقویت کرد.

drive [اسم]
اجرا کردن

انگیزه

Ex: A public health drive encouraged vaccination in remote areas .
flexibility [اسم]
اجرا کردن

انعطاف‌پذیری

Ex: The rubber band 's flexibility allowed it to stretch without snapping .

انعطاف‌پذیری نوار لاستیکی به آن اجازه داد تا بدون پارگی کشیده شود.

passion [اسم]
اجرا کردن

احساس شدید

Ex: Teaching with passion , he inspired his students to pursue their dreams and goals .

با شور و اشتیاق تدریس کردن، او دانش‌آموزانش را برای دنبال کردن رویاها و اهدافشان الهام بخشید.

punctuality [اسم]
اجرا کردن

وقت‌شناسی

Ex: Punctuality can reflect a person ’s respect for others time .

منظم بودن می‌تواند نشان‌دهنده احترام فرد به زمان دیگران باشد.

to respect [فعل]
اجرا کردن

احترام گذاشتن

Ex: The students respect their teacher for her passion and commitment to education .

دانش‌آموزان به خاطر اشتیاق و تعهد معلمشان به آموزش، به او احترام می‌گذارند.

trust [اسم]
اجرا کردن

اعتماد

Ex: Open communication and transparency are essential for building trust in relationships .

ارتباطات باز و شفافیت برای ساختن اعتماد در روابط ضروری هستند.

business [اسم]
اجرا کردن

کسب‌وکار

Ex: Their family owns a small business selling handmade crafts .

خانواده آنها صاحب یک کسب‌وکار کوچک فروش صنایع دستی هستند.

to attract [فعل]
اجرا کردن

جذب کردن

Ex: The unique design and architecture of the building attracted tourists from around the world .

طراحی و معماری منحصر به فرد ساختمان، گردشگران را از سراسر جهان جذب کرد.

to boost [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: The new advertising campaign boosted the brand 's visibility in the market .

کمپین تبلیغاتی جدید افزایش دید برند در بازار را به همراه داشت.

اجرا کردن

موفق شدن

Ex: The author 's debut novel helped her break into the literary world .

رمان اول نویسنده به او کمک کرد تا راه خود را در دنیای ادبیات باز کند.

to close [فعل]
اجرا کردن

بستن

Ex: Please close the window before it starts raining .

لطفاً پنجره را قبل از شروع باران ببندید.

to cut [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex:

در پاسخ به کاهش فروش، فروشگاه تصمیم گرفت قیمت‌ها را روی تمام کالاها کاهش دهد.

deal [اسم]
اجرا کردن

قرارداد

Ex: After months of negotiations , they finally reached a deal on the terms of the merger .
investor [اسم]
اجرا کردن

سرمایه‌گذار

Ex: He attended a conference to network with potential investors .

او در یک کنفرانس شرکت کرد تا با سرمایه‌گذاران بالقوه شبکه‌ای ایجاد کند.

market [اسم]
اجرا کردن

بازار

Ex: The fish market was bustling with activity as fishermen unloaded their catch of the day .

بازار ماهی با فعالیت شلوغ بود در حالی که ماهیگیران صید روز خود را تخلیه می‌کردند.

to hire [فعل]
اجرا کردن

استخدام کردن

Ex: They 're going to hire a professional photographer for the product shoot .

آنها قصد دارند یک عکاس حرفه‌ای برای عکاسی محصول استخدام کنند.

to launch [فعل]
اجرا کردن

آغاز به کار کردن

Ex: He plans to launch a charity fundraiser to support local schools .

او قصد دارد یک جمع‌آوری کمک‌های خیریه برای حمایت از مدارس محلی راه‌اندازی کند.

to meet [فعل]
اجرا کردن

دور هم جمع شدن

Ex: The club members will meet every Monday to organize events .

اعضای کلاب هر دوشنبه ملاقات خواهند کرد تا رویدادها را سازماندهی کنند.

to place [فعل]
اجرا کردن

قرار دادن

Ex: The principal placed the school on lockdown as a safety precaution during the security threat .

مدیر به عنوان یک اقدام احتیاطی امنیتی در طول تهدید امنیتی مدرسه را در وضعیت قفل قرار داد.

to sign [فعل]
اجرا کردن

امضا کردن

Ex: The author excitedly signed copies of the newly published book at the book signing event .

نویسنده با اشتیاق در مراسم امضای کتاب، نسخه‌های کتاب تازه منتشر شده را امضا کرد.

contract [اسم]
اجرا کردن

قرارداد

Ex: The contract between the landlord and tenant specifies the rent and lease duration .

قرارداد بین صاحبخانه و مستاجر، اجاره و مدت اجاره را مشخص می‌کند.

product [اسم]
اجرا کردن

محصول

Ex: Consumers are increasingly demanding eco-friendly products .

مصرف‌کنندگان به طور فزاینده‌ای محصولات دوستدار محیط زیست را تقاضا می‌کنند.

deadline [اسم]
اجرا کردن

آخرین مهلت

Ex: The deadline for registering for the event is tomorrow .

مهلت ثبت‌نام برای رویداد فردا است.

employee [اسم]
اجرا کردن

کارمند

Ex: The factory employee was eating lunc in the cafeteria .

کارمند کارخانه در کافه تریا ناهار می‌خورد.