کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 1 - 1A
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1A در کتاب Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "احضار"، "به یاد آوردن"، "پاک کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the ability of mind to keep and remember past events, people, experiences, etc.

حافظه
مطالعه و خواب برای بهبود حافظه مهم هستند.
to talk or write about one's enjoyable previous experiences

یاد خاطرات شیرین گذشته کردن, گذشته شیرین را به یاد آوردن
دوستان قدیمی با هم نشستند و خاطرات خوش گذشته را مرور کردند.
to return in large numbers or with force, often in a sudden and overwhelming manner

هجوم آوردن
در حالی که همهگیری به تدریج کاهش مییافت، مسافران به صورت انبوه بازمیگشتند به مقاصد محبوب.
to often forget things due to one's exceptionally poor memory

کمحافظه بودن, خیلی فراموشکار بودن
نیتش خوب است، اما خیلی کمحافظه است و نصف حرفهایی را که به او میزنی فراموش میکند.
to help someone remember something they forgot

یاد کسی انداختن, یادآوری کردن
اسمش یادم نمیآمد، اما آن ایمیل قدیمی یادم انداخت.
by relying only on one's memory

از حفظ
to think hard or make a great effort to remember or solve something

مغز خود را به کار انداختن, به ذهن خود فشار آوردن
برای پیدا کردن راهحل مشکل، حسابی مغزش را به کار انداخت.
to make one feel a sense of familiarity or help one remember something

به گوش آشنا آمدن, چیزی را به یاد آوردن
این آدرس به گوشت آشناست؟
to remind someone of the the past

کسی را یاد گذشته انداختن, کسی را به گذشتهها بردن
خیابان آشنا او را به گذشته برد در محله قدیمی اش.
to bring a type of information from the past to our mind again

به یاد آوردن, به خاطر آوردن
من یادم میآید روزی که برای اولین بار ملاقات کردیم؛ یک بعدازظهر آفتابی بود.
to not be able to remember something or someone from the past

فراموش کردن
سعی کنید نکات اصلی ارائه خود را فراموش نکنید.
to cover something so that it becomes difficult or impossible to see

(از دید) مخفی کردن
در طول خورشیدگرفتگی، ماه بخشی از خورشید را پوشاند و یک رویداد آسمانی مسحورکننده ایجاد کرد.
to call forth or elicit emotions, feelings, or responses, often in a powerful or vivid manner

برانگیختن (احساسات)
موسیقی، با ملودی فراموشنشدنیاش، توانایی برانگیختن طیف گستردهای از احساسات در شنوندگان را داشت.
to bring back something from the memory

به یاد آوردن, به خاطر آوردن
استاد دانشجویان را تشویق کرد تا در طول امتحان مفاهیم کلیدی را به خاطر بیاورند.
to make a person remember an obligation, task, etc. so that they do not forget to do it

یادآوری کردن
والدین اغلب به فرزندان خود یادآوری میکنند که تکالیفشان را کامل کنند.
to remember past events, experiences, or memories with a sense of nostalgia

به خاطر آوردن
با نگاه کردن به عکسهای قدیمی، او نمیتوانست از یادآوری روزهای بیخیال جوانی خودداری کند.
to stop an activity such as a protest using force

سرکوب کردن
گروههای حقوق بشر استفاده مکرر کشور از خشونت برای سرکوب صداهای مخالف را محکوم کردند.
the ability in a person that makes them think, feel, or imagine

ذهن, فکر
مدیتیشن به آرامش ذهن کمک میکند.
a warm and wistful emotion of longing or missing past experiences and cherished memories

نوستالژی
تماشای کارتونهای قدیمی موجی از نوستالژی برای روزهای بیخیال کودکی به همراه آورد.
the act or process of remembering or recalling past events, experiences, or information

تجدید خاطره
the act of bringing an image, memory, or feeling to one’s mind

تداعی
سخنرانی او یادآوری مبارزاتی بود که اجدادش با آن روبرو بودند.
continuing or enduring for a long time, without significant changes

بادوام, ماندنی
کلمات او تأثیری ماندگار بر او گذاشتند، که دیدگاهش را برای سالهای آینده شکل داد.
so memorable that being forgotten is impossible

فراموشنشدنی
غروب نفسگیر خورشید بر فراز اقیانوس منظرهای فراموشنشدنی بود.
