کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 3 - 3F

در اینجا واژگان واحد 3 - 3F در کتاب درسی Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "بسیار کوچک"، "دیوانه وار"، "ترسناک"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
اجرا کردن

سرگرم‌کننده

Ex: Despite a predictable plot , the movie 's entertaining cast and fast-paced action sequences made it a fun summer watch .

علیرغم طرح داستانی قابل پیش‌بینی، بازیگران سرگرم‌کننده و سکانس‌های اکشن سریع فیلم، آن را به یک تماشای تابستانی مفرح تبدیل کرد.

difficult [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex: Understanding Shakespearean language in his plays can be difficult for high school students .

درک زبان شکسپیر در نمایشنامه‌هایش می‌تواند برای دانش‌آموزان دبیرستانی دشوار باشد.

energetic [صفت]
اجرا کردن

پرانرژی

Ex: Jack 's energetic personality made him the life of the party , always ready to engage in lively conversation and activities .

شخصیت پر انرژی جک او را به روح مهمانی تبدیل کرده بود، همیشه آماده شرکت در گفتگوها و فعالیت‌های پر جنب و جوش.

great [صفت]
اجرا کردن

بزرگ‌

Ex: Her great talent in music was evident from a young age .

استعداد بزرگ او در موسیقی از سنین پایین آشکار بود.

strict [صفت]
اجرا کردن

فرد سختگیر

Ex: She is a strict vegan and avoids all animal products .

او یک گیاهخوار سخت‌گیر است و از همه محصولات حیوانی اجتناب می‌کند.

surprising [صفت]
اجرا کردن

تعجب‌برانگیز

Ex: His sudden decision to quit his job was quite surprising .

تصمیم ناگهانی او برای ترک شغلش کاملاً تعجب‌آور بود.

threatened [صفت]
اجرا کردن

در خطر انقراض

Ex:

بسیاری از دوزیستان به دلیل آلودگی و از دست دادن زیستگاه‌های تالابی در معرض تهدید هستند.

tiny [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The tiny bubbles floated to the surface of the sparkling water .

حباب‌های ریز به سطح آب گازدار شناور شدند.

daunting [صفت]
اجرا کردن

دلهره‌آور

Ex:

صعود به مسیر کوهستانی شیبدار ترسناک به نظر می‌رسید، اما آنها مصمم بودند به قله برسند.

frenetic [صفت]
اجرا کردن

پر‌جنب‌و‌جوش

Ex: The stock market was frenetic , with prices fluctuating wildly throughout the day .

بازار سهام پرتلاطم بود، با قیمت‌هایی که در طول روز به شدت در نوسان بودند.

profound [صفت]
اجرا کردن

عمیق

Ex: Her profound analysis of the historical event revealed insights that many had overlooked .

تحلیل عمیق او از رویداد تاریخی، بینش‌هایی را آشکار کرد که بسیاری نادیده گرفته بودند.

rigid [صفت]
اجرا کردن

سفت و سخت (بافت)

Ex: The rules of the game were rigid and strictly enforced by the referee .

قوانین بازی سختگیرانه بود و توسط داور به شدت اجرا می‌شد.

startling [صفت]
اجرا کردن

تکان‌‌دهنده

Ex: The sudden clap of thunder was startling , making everyone jump in surprise .

صدای ناگهانی رعد شگفت‌انگیز بود، باعث شد همه از تعجب بپرند.

miniscule [صفت]
اجرا کردن

بسیار کوچک

Ex:

حشره آنقدر ریز بود که به راحتی می‌شد از آن چشم پوشی کرد.