کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 1 - 1E

در اینجا واژگان واحد 1 - 1E در کتاب Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "catch on"، "blend in"، "account for" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
to pass on [فعل]
اجرا کردن

انتقال دادن (مالکیت چیزی)

Ex: The company passed on the ownership of the property to a new investor .

شرکت مالکیت ملک را به یک سرمایه‌گذار جدید انتقال داد.

اجرا کردن

اتفاقی مواجه شدن

Ex: While researching for my project , I came across an interesting article that provided valuable insights .

در حین تحقیق برای پروژه‌ام، به مقاله‌ای جالب برخوردم که بینش‌های ارزشمندی ارائه می‌کرد.

to blend in [فعل]
اجرا کردن

ادغام شدن

Ex: The hiking gear was selected in neutral tones to blend in with the wilderness during the trek .

تجهیزات کوهنوردی در رنگ‌های خنثی انتخاب شد تا با طبیعت وحشی در طول سفر ادغام شود.

اجرا کردن

قابل توجه بودن

Ex: The talented singer 's powerful voice allowed her to stand out among the competitors in the singing competition .

صدای قدرتمند خواننده بااستعداد به او اجازه داد تا در میان رقبا در مسابقه آواز برجسته شود.

اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: Residents put up with the noise of city life for the conveniences it offers .

ساکنان تحمل می‌کنند سر و صدای زندگی شهری را به خاطر راحتی‌هایی که ارائه می‌دهد.

to walk out [فعل]
اجرا کردن

گذاشتن و رفتن

Ex:

آن‌ها در پاسخ به تصمیم ناعادلانه از کنفرانس خارج شدند.

اجرا کردن

تحویل قانون دادن

Ex:

فراری در نهایت تسلیم شد و خود را به پلیس تحویل داد.

اجرا کردن

از کسی الگو گرفتن

Ex:

موسیقیدان جوان امیدوار است که پس از حضور در کنسرت گیتاریست مشهور، سبک او را الگو بگیرد.

to catch on [فعل]
اجرا کردن

محبوب شدن

Ex: The innovative technology did n't catch on immediately , but after some time , it became a household name .

فناوری نوآورانه بلافاصله رواج نیافت، اما پس از مدتی، به نامی آشنا تبدیل شد.

اجرا کردن

تحسین کردن

Ex:

دیدن کسی که این همه مردم به او احترام می‌گذارند الهام‌بخش است.

to make up [فعل]
اجرا کردن

از خود درآوردن

Ex: The con artist made up a fake identity to deceive people .

کلاهبردار یک هویت جعلی ساخت تا مردم را فریب دهد.

اجرا کردن

رد کردن

Ex: The landlord turned down the rent increase , mindful of tenant affordability .

صاحبخانه با توجه به توانایی مالی مستاجر، افزایش اجاره را رد کرد.

to go for [فعل]
اجرا کردن

برای به دست آوردن چیزی تلاش کردن

Ex: Many students go for academic excellence by studying diligently and seeking help when needed .

بسیاری از دانش‌آموزان با مطالعه سخت‌کوشانه و درخواست کمک در مواقع نیاز به دنبال برتری تحصیلی هستند.

اجرا کردن

بررسی کردن

Ex: The scientist is looking into the potential causes of the disease outbreak .

دانشمند در حال بررسی علل احتمالی شیوع بیماری است.

اجرا کردن

توجیه کردن

Ex: The professor asked the students to account for their choices in their research methodology .

استاد از دانشجویان خواست تا انتخاب‌های خود را در روش تحقیق توضیح دهند.

to turn out [فعل]
اجرا کردن

معلوم شدن

Ex:

رستوران جدید به عنوان یک موفقیت بزرگ در میان مردم محلی درآمد.

to play up [فعل]
اجرا کردن

بزرگنمایی کردن

Ex: The media often plays up minor incidents , causing unnecessary panic .

رسانه‌ها اغلب حوادث کوچک را بزرگنمایی می‌کنند، که باعث وحشت بی‌دلیل می‌شود.

to sign up [فعل]
اجرا کردن

قرارداد بستن

Ex: The aspiring actors happily signed up for the audition , hoping for a breakthrough .

بازیگران مشتاق با خوشحالی برای آزمون بازیگری ثبت نام کردند، به امید یک پیشرفت.

to go down [فعل]
اجرا کردن

پایین رفتن

Ex:

کوهنوردان مجبور بودند با دقت از شیب تند کوه پایین بروند.

to fit in [فعل]
اجرا کردن

پیوستن

Ex: In high school , everyone wants to fit in and be part of a social group .

در دبیرستان، همه می‌خواهند جور شوند و بخشی از یک گروه اجتماعی باشند.

اجرا کردن

از کسی یا چیزی دفاع کردن

Ex: The organization stood up for the preservation of historical landmarks in the city .

سازمان از حفظ نشانه‌های تاریخی شهر دفاع کرد.

اجرا کردن

قسر در رفتن

Ex:

او فکر می‌کرد می‌تواند با تقلب در امتحان از مجازات فرار کند، اما معلم فهمید.

اجرا کردن

بستگی داشتن به...

Ex: The success of the project will come down to how well the team collaborates .

موفقیت پروژه به چگونگی همکاری تیم بستگی دارد.