کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 1 - 1E
در اینجا واژگان واحد 1 - 1E در کتاب Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "catch on"، "blend in"، "account for" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to transfer the possession or ownership of something to another person

انتقال دادن (مالکیت چیزی)
آنها مجموعه سکههای قدیمی خود را به موزه ملی واگذار کردند تا حفظ شود.
to discover, meet, or find someone or something by accident

اتفاقی مواجه شدن, بر خوردن
در حین قدم زدن در پارک، به یک پرنده زخمی برخوردم و تصمیم گرفتم آن را به یک مرکز نجات حیات وحش ببرم.
to match well with the environment and become a part of the surroundings

ادغام شدن, همرنگ شدن
عکاس حیات وحش قصد داشت با محیط جنگل آمیخته شود.
to be prominent and easily noticeable

قابل توجه بودن, برجسته بودن
در میان بسیاری از نامزدها، صلاحیتها و تجربهاش او را در مصاحبه شغلی برجسته کرد.
to tolerate something or someone unpleasant, often without complaining

تحمل کردن
او به خاطر رشد شغلی، چالشهای شغل پرزحمت خود را تحمل میکند.
to leave suddenly, especially to show discontent

گذاشتن و رفتن
تماشاگران پس از اجرا از روی ناامیدی سالن را ترک کردند.
to deliver a person accused of a crime to the authorities

تحویل قانون دادن
ماموران دستگیر کننده، مظنون را برای بازجویی به کارآگاهان تحویل دادند.
to choose someone as an example and follow their behavior or choices

از کسی الگو گرفتن
هنرمند جوان مصمم است که از نقاش معروف پیروی کند در ثبت زیبایی طبیعت.
(of a concept, trend, or idea) to become popular

محبوب شدن, مد شدن
روند زندگی پایدار در حال گسترش است، با افراد بیشتری که در زندگی روزمره خود انتخابهای دوستدار محیط زیست میکنند.
to have a great deal of respect, admiration, or esteem for someone

تحسین کردن
بسیاری از ورزشکاران جوان به بازیکنان حرفهای به عنوان الگو احترام میگذارند.
to create a false or fictional story or information

از خود درآوردن, داستان ساختگی گفتن
نویسنده یک رمان فانتزی درباره اژدها و الفها ساخت.
to decline an invitation, request, or offer

رد کردن, نپذیرفتن
آیا میتوانید با ظرافت دعوت را رد کنید و تعهد قبلی خود را توضیح دهید؟
to pursue or try to achieve something

دنبال چیزی رفتن, برای به دست آوردنش تلاش کردن
تصمیم گرفت دنبال حرفهای در پزشکی برود.
to investigate or explore something in order to gather information or understand it better

بررسی کردن
من باید قبل از تصمیم گیری گزینه های مختلف موجود را بررسی کنم.
to provide explanations or reasons for a particular situation or set of circumstances

توجیه کردن, توضیح دادن
آیا میتوانید توضیح دهید که چرا در گزارش هزینههای شما اختلاف وجود دارد؟
to emerge as a particular outcome

معلوم شدن
آنها انتظار نداشتند که مردم زیادی بیایند. معلوم شد که شراب قدیمی بسیار بیشتر از آنچه که انتظار داشتند ارزش دارد.
to make something seem more important or noticeable by highlighting it

بزرگنمایی کردن
شرکت تصمیم گرفت تا مزایای محصول را در کمپین تبلیغاتی خود برجسته کند.
to sign a contract agreeing to do a job

قرارداد بستن, قرارداد امضا کردن
تیم با اشتیاق برای قهرمانی آینده ثبت نام کرد.
to move from a higher location to a lower one

پایین رفتن
پله برقی در حال حاضر خراب است، بنابراین مجبوریم از پلهها پایین برویم.
to be socially fit for or belong within a particular group or environment

پیوستن, عضو شدن
او سعی کرد با یادگیری زبان و آداب و رسوم، با فرهنگ محلی هماهنگ شود.
to defend or support someone or something

از کسی یا چیزی دفاع کردن
اعضای جامعه از برابری اجتماعی دفاع کردند و علیه تبعیض جنگیدند.
to escape punishment for one's wrong actions

قسر در رفتن
او شوکه شده بود که توانست با سرعت غیرمجاز فرار کند.
to be the most important factor in a situation

بستگی داشتن به...
برنده شدن در بازی به این بستگی دارد که چه کسی اشتباهات کمتری مرتکب شود.
