کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 1 - 1F
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1F در کتاب درسی Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "dropout"، "stand-off"، "upbringing"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a problem that gets in the way of a process or makes it worse

مانع, مشکل
پس از مواجهه با چندین عقبافتادگی، آنها در نهایت بازسازی خانهشان را به پایان رساندند.
someone who leaves school or college before finishing their studies

فرد ترکتحصیلکرده
ترک تحصیل کرده تصمیم گرفت در یک برنامه آموزش حرفهای ثبت نام کند تا مهارتهای جدیدی کسب کند و چشمانداز شغلی خود را بهبود بخشد.
the manner in which a child is raised, including the care, guidance, and teaching provided by parents or guardians

تربیت
علیرغم تربیت دشوار، او بر بسیاری از چالشها غلبه کرد و در زندگی موفق شد.
a person who has fled or escaped from a place, typically a home or institution, often to avoid control orauthority

فردی که ناگهان غیب میشود
کارگر اجتماعی در کمک به فراریها برای بازسازی زندگیشان پس از بازگشت به خانه تخصص دارد.
a complete change or reversal, often resulting in an improvement or shift in direction

تحول, دگرگونی
تغییر در افکار عمومی در نتایج انتخابات منعکس شد.
a failure in the progress or effectiveness of a relationship or system

اختلال
در نتیجه فروپاشی، گروه منحل شد و همکاری را متوقف کرد.
an important discovery or development that helps improve a situation or answer a problem

پیشرفت مهم, کشف مهم
پیشرفت در مذاکرات بین دو کشور راه را برای صلح پایدار در منطقه هموار کرد.
a situation in which reaching an agreement seems impossible

تقابل بینتیجه, تنگنا
بحث سیاسی به یک بنبست ختم شد، با این که هیچ یک از طرفین تمایل به کوتاه آمدن نداشتند.
something that proves to be very shocking and disappointing to one, in a way that ruins one's good mood

ضد حال, ناامیدی دردناک
لغو ناگهانی کنسرت واقعاً یک ضد حال برای همه طرفداران بود.
a sense of gloom, worry, doubt, or uncertainty that follows or affects someone

(بر سینه کسی) سنگینی کردن
used to say that someone is behaving in a way that is wild, irrational, or unconventional

از خود بیخود, اختیارش دست خودش نیست
به نظر از خود بیخود میآمد؛ یک لحظه میخندید و لحظه بعد داد میزد.
to choose a different course of action or way of life than what is considered traditional or expected

راه متفاوتی را رفتن (استعاری)
