کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 2 - 2C

در اینجا واژگان از واحد 2 - 2C در کتاب درسی Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "نفوذ"، "پوشش"، "ناشناس"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
اجرا کردن

نظرسنجی

Ex: A recent opinion poll found that environmental issues were a top priority .

یک نظرسنجی اخیر نشان داد که مسائل زیست‌محیطی در اولویت بالا قرار دارند.

اجرا کردن

خبر فوری

Ex: We were in a meeting when the breaking news alert came through about the sudden change in government policy .

ما در یک جلسه بودیم که هشدار خبر فوری در مورد تغییر ناگهانی سیاست دولت آمد.

channel [اسم]
اجرا کردن

شبکه

Ex:

سرویس‌های استریمینگ به کاربران اجازه می‌دهند تا به کانال‌ها به صورت آنلاین دسترسی داشته باشند، که دسترسی به محتوای متنوع را به صورت درخواستی فراهم می‌کند.

اجرا کردن

نشست خبری

Ex: A press conference was scheduled to clarify the details of the incident .

یک کنفرانس مطبوعاتی برای روشن کردن جزئیات حادثه برنامه‌ریزی شده بود.

freedom [اسم]
اجرا کردن

آزادی

Ex: He enjoyed the freedom to travel wherever he wanted .

او از آزادی سفر به هر جایی که می‌خواست لذت برد.

اجرا کردن

گروه فشار

Ex: He joined a pressure group to push for changes in local education .

او به یک گروه فشار پیوست تا برای تغییرات در آموزش محلی فشار بیاورد.

اجرا کردن

گروه یا نهادی بانفوذ

Ex: She was outraged by the gutter press coverage of her personal affairs .

او از پوشش مطبوعات زرد درباره امور شخصی خود خشمگین بود.

media [اسم]
اجرا کردن

رسانه

Ex: The advertising industry heavily relies on the media to reach target audiences and promote products and services .

صنعت تبلیغات به شدت به رسانه‌ها متکی است تا به مخاطبان هدف دست یابد و محصولات و خدمات را تبلیغ کند.

coverage [اسم]
اجرا کردن

پوشش (خبری)

Ex: The magazine ’s coverage of fashion trends was always up-to-date .

پوشش مجله از روندهای مد همیشه به روز بود.

scandal [اسم]
اجرا کردن

رسوایی

Ex: The company ’s scandal damaged its reputation beyond repair .

رسوایی شرکت به شهرت آن آسیب جبران ناپذیری وارد کرد.

tip-off [اسم]
اجرا کردن

خبر محرمانه

Ex: A tip-off from an anonymous source led to the investigation .

یک نکته از یک منبع ناشناس منجر به تحقیق شد.

اجرا کردن

برای کسب اطلاعات تلاش کردن

Ex: We 'll need to dig around online to find reviews before deciding which product to purchase .

ما باید آنلاین جستجو کنیم تا قبل از تصمیم گیری برای خرید کدام محصول، نظرات را پیدا کنیم.

ethics [اسم]
اجرا کردن

اصول اخلاقی

Ex: The course on business ethics explored the moral implications of corporate practices .

دوره اخلاقیات کسب و کار، پیامدهای اخلاقی شیوه‌های شرکتی را بررسی کرد.

incognito [قید]
اجرا کردن

در خفا

Ex:

جاسوس در طول مأموریت ناشناس کار کرد تا اطلاعات محرمانه جمع آوری کند.

gruesome [صفت]
اجرا کردن

وحشتناک

Ex: The book detailed the gruesome events of the battle .

کتاب جزئیات وقایع وحشتناک نبرد را شرح داد.

revelation [اسم]
اجرا کردن

افشا

Ex: His sudden revelation about the case helped solve the mystery .

افشاگری ناگهانی او درباره پرونده به حل معما کمک کرد.

gusty [صفت]
اجرا کردن

شجاع

Ex:

آن‌ها از عزم جسورانه‌ای که او در خلال مناظره‌ی داغ نشان داد، تحسین کردند.

اجرا کردن

جاسوسی کردن

Ex: The undercover agent successfully infiltrated the criminal organization to gather evidence .

مامور مخفی با موفقیت به سازمان جنایی نفوذ کرد تا شواهد را جمع آوری کند.