رشد جمعیت
چالش تعادل بین رشد جمعیت و پایداری محیط زیست یک مسئله کلیدی در سراسر جهان است.
در اینجا شما واژگان از واحد 4 - 4A - بخش 2 در کتاب Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "soar"، "constant"، "amendment"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
رشد جمعیت
چالش تعادل بین رشد جمعیت و پایداری محیط زیست یک مسئله کلیدی در سراسر جهان است.
پناهنده
پناهندگان اغلب با چالشهایی در تطبیق با فرهنگ و زبان جدید مواجه میشوند.
تروریسم
دولت اقدامات امنیتی سختتری را برای مبارزه با تروریسم اجرا کرد.
شدیدا افزایش یافتن
همانطور که دما به شدت افزایش یافت، مردم برای خنک شدن در آب به ساحل هجوم آوردند.
با کسی یا چیزی همگام شدن
ماندن
معمای ناپدید شدن اثر باستانی باقی خواهد ماند حل نشده.
ثابت
وفاداری ثابت او به خانوادهاش مورد تحسین همه کسانی بود که او را میشناختند.
از دیگران عقب ماندن
اگر در آموزش سرمایهگذاری نکنیم، فرزندان ما از همسالان خود در کشورهای دیگر عقب میمانند.
بهسرعت افزایش یافتن
انتشار محصول بسیار مورد انتظار باعث افزایش ناگهانی تقاضای مصرفکنندگان شد.
شدیداً کاهش یافتن (قیمت)
اعتبار شرکت هواپیمایی پس از حادثه منتشر شده سقوط کرد.
سازگار شدن
پس از نقل مکان به خارج از کشور، او مجبور شد به سرعت با فرهنگ محلی خو بگیرد.
سازواری
تنظیم کردن
او تنظیمات دوربین را تنظیم کرد تا عکس بینقصی بگیرد.
انطباق
پس از چند تنظیم، نرمافزار به طور کامل روی همه دستگاهها کار کرد.
تغییر دادن
سال گذشته، شرکت استراتژی بازاریابی خود را تغییر داد تا به مخاطبان گستردهتری دست یابد.
تغییر (جزئی)
پس از یک تغییر جزئی، ماشین توانست به راحتی کار کند.
اصلاح کردن
هنرمند با اضافه کردن لایههایی از جزئیات برای تقویت تأثیر بصری آن، نقاشی را اصلاح کرد.
اصلاح
متوجه یک اشتباه کوچک شدم و یک اصلاحیه به سند اضافه کردم.
تبدیل کردن
نرمافزار به کاربران اجازه میدهد فایلها را برای سازگاری تبدیل کنند.
فرآیند تبدیل
پس از تبدیل، کارخانه بسیار کارآمدتر شد.
تکامل یافتن
زبان تمایل به تکامل در طول زمان دارد، با ظهور کلمات و عبارات جدید.
تحول
ما میتوانیم تکامل هنر مدرن را با بازدید از موزهها مشاهده کنیم.
تبدیل کردن
برنامه آموزشی طراحی شده است تا مبتدیان را به متخصصان ماهر تبدیل کند.
تحول
تحول دیجیتال شرکت روش تعامل آنها با مشتریان را تغییر داد.
تغییر دادن
توسعهدهنده نرمافزار باید کد را تغییر دهد تا یک اشکال جزئی در برنامه را برطرف کند.
تغییر
یک تغییر جزئی در دستور غذا باعث شد طعم آن حتی بهتر شود.
جهش یافتن
DNA یک جمعیت میتواند به آرامی جهش یابد، به فرآیندهای تکاملی کمک میکند.
تغییر
جهش نرمافزار چندین ویژگی جدید برای بهبود تجربه کاربری معرفی کرد.
بازنگری کردن
دانشمندان ممکن است پس از بررسی دادههای اضافی، یافتههای تحقیقاتی را بازبینی کنند.
بازنگری
فرآیند بازبینی میتواند چالشبرانگیز باشد، اما در نهایت به محصول نهایی قویتری منجر میشود.
تغییر دادن
برای جلوگیری از خستگی، مربی تناسب اندام هر هفته روال تمرینات را تغییر میدهد.
تنوع
تفاوت قابل توجهی در قیمتها بین دو فروشگاه وجود داشت.