کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 1 - 1C

در اینجا واژگان از واحد 1 - 1C در کتاب درسی Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "ریشه کن کردن"، "از نظر ژنتیکی"، "از نظر اخلاقی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
to create [فعل]
اجرا کردن

به وجود آوردن

Ex: They created a new software program to solve the problem .

آنها یک برنامه نرم‌افزاری جدید برای حل مشکل ایجاد کردند.

اجرا کردن

نوزادی که از طریق اصلاح ژن به دنیا می‌آید

Ex: Ethical debates about designer babies center on the potential for genetic inequality .

مناظره‌های اخلاقی درباره بچه‌های طراحی‌شده بر پتانسیل نابرابری ژنتیکی متمرکز است.

اجرا کردن

قتل‌عام کردن

Ex: The genocide was designed to eradicate the population based on their ethnicity .

نسل‌کشی به منظور ریشه‌کن کردن جمعیت بر اساس قومیت آن‌ها طراحی شده بود.

disease [اسم]
اجرا کردن

بیماری

Ex: She is researching a cure for a rare disease .

او در حال تحقیق برای یافتن درمانی برای یک بیماری نادر است.

to live [فعل]
اجرا کردن

زنده ماندن

Ex: The patient is fighting to live despite the illness .

بیمار برای زندگی کردن با وجود بیماری در حال مبارزه است.

long [قید]
اجرا کردن

طولانی (زمان)

Ex: He has long been waiting for this opportunity to showcase his talent .

او مدت‌ها منتظر این فرصت بوده تا استعدادش را نشان دهد.

intelligent [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: She 's an intelligent writer with a unique perspective .

او یک نویسنده هوشمند با دیدگاهی منحصر به فرد است.

ethically [قید]
اجرا کردن

اخلاقا

Ex: The doctor treated all patients ethically regardless of their background .

پزشک تمام بیماران را اخلاقی صرف نظر از پیشینه‌شان درمان کرد.

اجرا کردن

غیر قابل قبول

Ex: The conditions in the facility were deemed unacceptable by the health inspectors .

شرایط در تسهیلات توسط بازرسان بهداشت غیرقابل قبول تشخیص داده شد.

اجرا کردن

ژن‌درمانی

Ex: The first successful applications of gene therapy were in the treatment of inherited diseases .

اولین کاربردهای موفق ژن درمانی در درمان بیماری‌های ارثی بود.

اجرا کردن

اصلاح‌شده ژنتیکی

Ex: Genetically modified animals are used in medical research to study human diseases .

حیوانات تراریخته در تحقیقات پزشکی برای مطالعه بیماری‌های انسانی استفاده می‌شوند.

اجرا کردن

بیماری ارثی

Ex: The family has a history of hereditary diseases , including heart disease and diabetes .

خانواده سابقه بیماری‌های ارثی دارد، از جمله بیماری قلبی و دیابت.

to [play] God [عبارت]
اجرا کردن

رییس‌بازی در آوردن

Ex: She feels uncomfortable when others play God by manipulating the environment in ways they do n’t fully understand .
biology [اسم]
اجرا کردن

زیست‌شناسی

Ex: They spent the summer conducting biology experiments in the university lab .

آنها تابستان را به انجام آزمایش‌های زیست‌شناسی در آزمایشگاه دانشگاه گذراندند.

biological [صفت]
اجرا کردن

بیولوژیکی

Ex: Biological experiments often involve observing the behavior of organisms in controlled settings .

آزمایش‌های زیستی اغلب شامل مشاهده رفتار ارگانیسم‌ها در محیط‌های کنترل‌شده می‌شوند.

اجرا کردن

زیستی

Ex: The species was classified biologically , based on shared characteristics and evolutionary relationships .

این گونه به صورت زیست‌شناختی طبقه‌بندی شد، بر اساس ویژگی‌های مشترک و روابط تکاملی.

biologist [اسم]
اجرا کردن

زیست‌شناس

Ex: He became a biologist because of his deep fascination with how different species adapt to their environments .

او به دلیل علاقه عمیقش به چگونگی سازگاری گونه‌های مختلف با محیط‌هایشان، زیست‌شناس شد.

اجرا کردن

زیست‌شناسی

Ex: Many breakthroughs in medicine are due to advancements in microbiology .

بسیاری از پیشرفت‌ها در پزشکی به دلیل پیشرفت‌ها در میکروبیولوژی است.

اجرا کردن

میکروب‌شناس

Ex: As a trained microbiologist , he focuses on the development of new vaccines .

به عنوان یک میکروبیولوژیست آموزش دیده، او بر توسعه واکسن‌های جدید تمرکز دارد.

اجرا کردن

بیوتکنولوژی

Ex: Genetic modification through biotechnology has led to the creation of genetically modified organisms ( GMOs ) with desirable traits .

اصلاح ژنتیکی از طریق بیوتکنولوژی منجر به ایجاد موجودات اصلاح شده ژنتیکی (GMOs) با صفات مطلوب شده است.

gene [اسم]
اجرا کردن

ژن

Ex: His athletic abilities might be related to a specific gene he inherited .

توانایی‌های ورزشی او ممکن است به یک ژن خاص که به ارث برده مربوط باشد.

geneticist [اسم]
اجرا کردن

متخصص ژنتیک

Ex: During his career as a geneticist , he made groundbreaking discoveries that revolutionized the way we think about DNA .

در طول حرفه‌اش به عنوان یک ژنتیک‌دان، او اکتشافات انقلابی انجام داد که روش تفکر ما درباره DNA را دگرگون کرد.

genetics [اسم]
اجرا کردن

علم ژنتیک

Ex: She is pursuing a degree in genetics to research genetic disorders .

او برای تحقیق در مورد اختلالات ژنتیکی در حال تحصیل در مقطع ژنتیک است.

genetically [قید]
اجرا کردن

از نظر ژنتیکی

Ex: The characteristic was determined genetically , influenced by the individual 's genetic makeup .

ویژگی به صورت ژنتیکی تعیین شد، تحت تأثیر ساختار ژنتیکی فرد قرار گرفت.

ecology [اسم]
اجرا کردن

بوم‌شناسی

Ex: As an expert in ecology , she conducts research on habitat destruction .

به عنوان یک متخصص در بوم‌شناسی، او تحقیقاتی درباره تخریب زیستگاه انجام می‌دهد.

اجرا کردن

از نظر زیست‌شناختی

Ex: The urban development project was planned ecologically , incorporating green spaces and sustainable design .

پروژه توسعه شهری به صورت اکولوژیکی برنامه ریزی شد، که شامل فضاهای سبز و طراحی پایدار می‌شد.

ecologist [اسم]
اجرا کردن

بوم‌شناس

Ex: The ecologist advised the government on conservation policies .

بوم‌شناس به دولت در مورد سیاست‌های حفاظتی مشاوره داد.

اجرا کردن

سازگار با محیط‌زیست

Ex: His home is built with eco-friendly materials to promote energy efficiency .
ecosystem [اسم]
اجرا کردن

بوم‌سازگان

Ex: Conservation efforts aim to protect and restore ecosystems to maintain ecological balance and sustainability .

تلاش‌های حفاظتی به منظور محافظت و بازسازی اکوسیستم‌ها برای حفظ تعادل اکولوژیکی و پایداری انجام می‌شود.

ecotourism [اسم]
اجرا کردن

طبیعت‌گردی

Ex: He advocates for ecotourism as a way to balance travel and environmental preservation .

او از اکوتوریسم به عنوان راهی برای متعادل کردن سفر و حفظ محیط زیست دفاع می‌کند.

chemistry [اسم]
اجرا کردن

شیمی

Ex: They conducted a chemistry experiment to observe how different elements react together .

آن‌ها یک آزمایش شیمی انجام دادند تا مشاهده کنند که چگونه عناصر مختلف با هم واکنش نشان می‌دهند.

biochemist [اسم]
اجرا کردن

بیوشیمی‌دان

Ex: She became a biochemist because she wanted to understand the molecular basis of diseases .

او به یک بیوشیمیدان تبدیل شد چون می‌خواست اساس مولکولی بیماری‌ها را درک کند.

اجرا کردن

بیوشیمی

Ex: Advances in biochemistry can lead to breakthroughs in agriculture and biotechnology .

پیشرفت‌ها در بیوشیمی می‌تواند منجر به پیشرفت‌هایی در کشاورزی و زیست‌فناوری شود.

اجرا کردن

ماده شیمیایی

Ex: The international community has worked to eliminate the use of chemical weapons in conflict .

جامعه بین‌المللی برای حذف استفاده از سلاح‌های شیمیایی در درگیری‌ها تلاش کرده است.

اجرا کردن

جنگ شیمیایی

Ex: During the conflict , chemical warfare was employed to incapacitate enemy forces .

در طول درگیری، جنگ شیمیایی برای از کار انداختن نیروهای دشمن به کار گرفته شد.