کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 2 - 2H

در اینجا واژگان از واحد 2 - 2H در کتاب درسی Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "وحشت‌آور"، "دو بعدی"، "جذاب"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
film [اسم]
اجرا کردن

فیلم

Ex:

صنعت فیلم پیشرفت‌های تکنولوژیکی قابل توجهی را تجربه کرده است، که منجر به تولید فیلم‌هایی با جلوه‌های بصری خیره‌کننده و غوطه‌ور کننده شده است.

big-budget [صفت]
اجرا کردن

پرهزینه

Ex: The team received funding to develop a big-budget video game .

تیم بودجه‌ای برای توسعه یک بازی ویدیویی پرخرج دریافت کرد.

اجرا کردن

نفس‌گیر

Ex: The breathtaking speed of the roller coaster left riders exhilarated and breathless .

سرعت حیرت‌انگیز ترن هوایی سواران را هیجان‌زده و بی‌نفس گذاشت.

chilling [صفت]
اجرا کردن

هراس‌انگیز

Ex: The chilling tale of the serial killer sent shivers down her spine .

داستان وحشت‌آور قاتل زنجیره‌ای باعث لرزیدن او شد.

cliched [صفت]
اجرا کردن

تکراری

Ex:

علیرغم ملودی جذاب، متن آهنگ کلیشه‌ای و غیراصلی به نظر می‌رسید.

complex [صفت]
اجرا کردن

دشوار

Ex: Analyzing the data collected from the experiment proved to be complex , requiring statistical expertise and careful interpretation .

تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از آزمایش پیچیده ثابت شد، که نیاز به تخصص آماری و تفسیر دقیق داشت.

اجرا کردن

ناامیدکننده

Ex: The disappointing performance of the team in the championship match left fans feeling disheartened .

عملکرد ناامیدکننده تیم در مسابقه قهرمانی باعث شد هواداران احساس دلسردی کنند.

far-fetched [صفت]
اجرا کردن

بعید

Ex: The detective found the suspect ’s far-fetched alibi hard to take seriously .

کارآگاه معذرت غیرقابل باور مظنون را به سختی جدی گرفت.

fast-paced [صفت]
اجرا کردن

پرشتاب

Ex: He struggled to keep up with the fast-paced discussions during the meeting .

او برای همگام شدن با بحث‌های سریع در جلسه تلاش کرد.

gripping [صفت]
اجرا کردن

هیجا‌ن‌انگیز

Ex:

فیلم مهیج با پیچ‌و‌تاب‌های جذاب داستان و صحنه‌های پرتعلیق، بینندگان را تا آخرین لحظه حدس‌زن نگه داشت.

اجرا کردن

پیشگامانه

Ex:

نمایشگاه انقلابی هنرمند مرزهای فرم‌های هنری سنتی را جابجا کرد.

low-budget [صفت]
اجرا کردن

کم‌هزینه

Ex: A low-budget vacation often involves finding affordable accommodations .

تعطیلات کم هزینه اغلب شامل یافتن اقامتگاه‌های مقرون‌به‌صرفه می‌شود.

mediocre [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: The movie was mediocre , with poor acting and a weak plot .
nail-biting [صفت]
اجرا کردن

دلهره‌آور

Ex: The movie 's nail-biting scenes made it impossible to look away .

صحنه‌های دلخراش فیلم نگاه کردن به جای دیگر را غیرممکن کرد.

powerful [صفت]
اجرا کردن

تاثیرگذار

Ex: The powerful advertising campaign significantly increased sales .

کمپین تبلیغاتی قوی به طور قابل توجهی فروش را افزایش داد.

slow-moving [صفت]
اجرا کردن

کند (در حرکت)

Ex: The parade featured a slow-moving float that captivated the crowd .

رژه شامل یک شناور کند حرکت بود که جمعیت را مجذوب خود کرد.

spectacular [صفت]
اجرا کردن

باشکوه

Ex: The sunset over the ocean was a spectacular sight .

غروب خورشید بر فراز اقیانوس منظره‌ای تماشایی بود.

tedious [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: Listening to the lecturer drone on about the same topic for hours became tedious after a while .

گوش دادن به سخنرانی که ساعت‌ها درباره یک موضوع یکنواخت صحبت می‌کرد پس از مدتی خسته‌کننده شد.

اجرا کردن

تأمل‌برانگیز

Ex: The speaker delivered a thought-provoking presentation that challenged conventional wisdom and encouraged critical thinking .

سخنران یک ارائه اندیشه‌برانگیز انجام داد که خرد متعارف را به چالش کشید و تفکر انتقادی را تشویق کرد.

اجرا کردن

ساده و قابل فهم

Ex: The solution proposed was two-dimensional , addressing only immediate symptoms rather than tackling the root causes .

راه حل پیشنهادی دو بعدی بود، که فقط به علائم فوری پرداخت و به ریشه‌های مشکل نپرداخت.

اجرا کردن

جامع

Ex: The workshop aimed to develop well-rounded professionals for the industry .

کارگاه به دنبال توسعه حرفه‌ای‌های همه‌جانبه برای صنعت بود.