در غیاب کسی
در اینجا واژگان از واحد 3 - 3A در کتاب درسی Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "aggrieve"، "gobsmacked"، "strike up"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
در غیاب کسی
سریع با کسی جور شدن
همعقیده
آمار کسی یا چیزی را داشتن
اضافه کردن به عنوان دوست (در فضای مجازی)
او افرادی را که در کنفرانس ملاقات کرده بود به عنوان دوست اضافه میکرد.
اتفاقی کسی را دیدن
ما در تعطیلات در کشور دیگری به طور اتفاقی با معلم سابقمان برخورد کردیم.
به رابطه خود با چیزی یا کسی خاتمه دادن
ناامید از عملکرد تیم، مربی تهدید کرد که بازیکنان کمعملکرد را حذف خواهد کرد.
ارتباط برقرار کردن
عضویت در یک باشگاه کتاب به او اجازه داد تا با سایر دوستداران کتاب ارتباط برقرار کند و درباره کتابهای مورد علاقهشان بحث کند.
شروع کردن
مدیرعامل شرکت با یک شرکت پیشرو در فناوری برای ارتقای خدمات خود شروع به همکاری کرد.
جدانشدنی
برای مادر و کودک، شیردهی یک پیوند عاطفی تقریباً جدانشدنی در آن ماههای اولیه برقرار کرد.
(بیوقفه) ادامه دادن
کم کم از هم جدا شدن
در دنیای پرسرعت کسبوکار، همکاران اغلب از هم دور میشوند در حالی که به دنبال اهداف شغلی فردی خود هستند.
قطع ارتباط کردن
تفاوتهای سیاسی باعث شد که همسایهها با هم دعوا کنند، که منجر به رابطهای پرتنش شد.
تخریب کردن
بیتوجهی مداوم به نگهداری در حال خراب کردن ماشینآلات است.
خانهتکانی کردن
آنها آخر هفته را به تمیز کردن بهاری کلبه خانوادگی گذراندند.
احساس
گاهی اوقات، یک آغوش ساده میتواند بیش از کلمات انتقال دهد، بیانگر احساسی عمیق از عشق و ارتباط.
غمگین کردن
اظهارات بیادبانه او او را به شدت آزرده خاطر کرد، هرچند که قصد آسیب رساندن نداشت.
سرخوش
او از دیدن گروه مورد علاقهاش که در کنسرت زنده اجرا میکرد، بسیار هیجانزده و خوشحال بود.
بسیار خوشحال
تیم پس از برد در بازی قهرمانی شادمان بود.
شوکه
وقتی او استعفای ناگهانی خود را اعلام کرد، تمام تیم متعجب بودند و نمیدانستند چگونه پاسخ دهند.
به شدت (از نظر احساسی) تحت تاثیر قرار گرفتن
بعد از اعلام نتایج امتحان، از دیدن نمرههایم شکسته شدم.
برجسته
کهنهسرباز محترم برای شجاعت و فداکاریش جشن گرفته شد.
رسوخناپذیر
مانع نفوذناپذیر از نفوذ آب به زیرزمین جلوگیری میکند.
شدیدا عصبانی
وقتی از تصمیم دولت برای کاهش بودجه آموزش مطلع شد، احساس خشم کرد.
سردرگم
چهره سردرگم او نشان میداد که دستورالعملها را متوجه نشده است.
دارای امتیاز یا حق ویژه
دانشجویان ممتاز بورسیهها و فرصتهای مربیگری دریافت کردند.
بهت زده
او با درک این که در قرعهکشی برنده شده است، مبهوت شد.
نگران
او به نظر نگران از خبر بیماری دوستش میرسید.
بیتفاوت
به نظر میرسید که آنها نسبت به افزایش هزینههای پروژه بیتفاوت هستند.
ارتباط
بین گیاهان و زنبورها در گردهافشانی یک رابطه همزیستی وجود دارد.
ارتباطی قدیمی داشتن
فرازونشیب زندگی
کسی یا چیزی را خوب شناختن
به بهترین نحو
توافق نظر داشتن
متحد ماندن
بیایید در این زمان سخت با هم بمانیم.
در پستی و بلندی
کاملا متفاوت
علاقه خاص
او اعتراف کرد که به لباسهای قدیمی ضعف دارد.
کسی را عاشق خود کردن
دستوپا گمکرده (استعاری)
در شرف نابودی
قلب کسی را شکستن
آشتی کردن
رابطه آنها پرتنش بود، اما یک گفتگوی صمیمی به آنها کمک کرد تا با هم آشتی کنند.