کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 4 - 4C

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4C در کتاب درسی Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "بودجه"، "آغاز کردن"، "فراهم کردن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
to make [فعل]
اجرا کردن

(تبدیل) کردن

Ex: His encouraging words made the team more confident .

کلمات تشویق‌آمیز او تیم را کرد مطمئن‌تر.

easy [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: Fixing the leaky faucet was easy ; all it needed was a quick tightening of the bolt .

تعمیر شیر آبی که چکه می‌کرد آسان بود؛ فقط نیاز به سفت کردن سریع پیچ داشت.

hard [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex: Performing surgery is hard and requires precise skills and years of medical training .

انجام جراحی سخت است و به مهارت‌های دقیق و سال‌ها آموزش پزشکی نیاز دارد.

illegal [صفت]
اجرا کردن

غیرقانونی

Ex: Downloading copyrighted material without permission is illegal .

دانلود مطالب دارای حق چاپ بدون اجازه غیرقانونی است.

to provide [فعل]
اجرا کردن

فراهم کردن

Ex: The hotel provides complimentary toiletries for guests , including shampoo , conditioner , and soap .

هتل لوازم بهداشتی رایگان از جمله شامپو، نرم کننده و صابون را برای مهمانان فراهم می‌کند.

funding [اسم]
اجرا کردن

تامین مالی

Ex: Funding for the event came from multiple corporate sponsors .

تامین مالی رویداد از چندین حامی شرکتی تأمین شد.

to raise [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: The government raises taxes to fund public services .

دولت برای تأمین مالی خدمات عمومی مالیات‌ها را افزایش می‌دهد.

to reduce [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: Cutting unnecessary expenses is one way to reduce financial stress .

کاهش هزینه‌های غیرضروری یکی از راه‌های کاهش استرس مالی است.

tax [اسم]
اجرا کردن

مالیات

Ex: The company hired a tax consultant to ensure compliance with the latest tax laws and regulations .

شرکت یک مشاور مالیاتی استخدام کرد تا اطمینان حاصل کند که با آخرین قوانین و مقررات مالیاتی مطابقت دارد.

to initiate [فعل]
اجرا کردن

آغاز کردن

Ex: The event initiated slowly but quickly gained momentum as more people joined .

این رویداد به آرامی آغاز شد اما با پیوستن افراد بیشتر به سرعت شتاب گرفت.

project [اسم]
اجرا کردن

پروژه

Ex:

او پروژه تحقیقاتی خود را با شور و اشتیاق به کلاس ارائه داد.