کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه - واحد 12 - 12D

در اینجا واژگان واحد 12 - 12D در کتاب درسی English Result Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "منشی"، "ازدواج کردن"، "پیشنهاد"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه
to leave [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: They will leave for their vacation tomorrow morning .

آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.

school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

to study [فعل]
اجرا کردن

درس خواندن

Ex: We study together to prepare for our group presentation .

ما با هم مطالعه می‌کنیم تا برای ارائه گروهی‌مان آماده شویم.

French [اسم]
اجرا کردن

زبان فرانسوی

Ex: Many words in English are borrowed from French , like ' ballet ' or ' café ' .

بسیاری از واژه‌ها در انگلیسی از فرانسوی وام گرفته شده‌اند، مانند 'باله' یا 'کافه'.

university [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: We have a university lecture on art history this afternoon .

ما امروز بعدازظهر یک سخنرانی در دانشگاه درباره تاریخ هنر داریم.

to move [فعل]
اجرا کردن

حرکت کردن

Ex: The train is moving slowly due to the heavy snowfall .

قطار به دلیل بارش سنگین برف به آرامی حرکت می‌کند.

Los Angeles [اسم]
اجرا کردن

لس آنجلس

Ex:

لس آنجلس صحنه فرهنگی متنوعی دارد، با موزه‌ها و تئاترهایی برای کشف.

secretary [اسم]
اجرا کردن

منشی

Ex: The secretary typed up meeting minutes and distributed them to all attendees .

منشی صورتجلسه جلسه را تایپ کرد و به همه شرکت کنندگان توزیع کرد.

اجرا کردن

شرکت فیلم

Ex: They partnered with an international film company for worldwide distribution .

آن‌ها با یک شرکت فیلم‌سازی بین‌المللی برای توزیع جهانی همکاری کردند.

to meet [فعل]
اجرا کردن

دور هم جمع شدن

Ex: The club members will meet every Monday to organize events .

اعضای کلاب هر دوشنبه ملاقات خواهند کرد تا رویدادها را سازماندهی کنند.

to [get] married [عبارت]
اجرا کردن

ازدواج کردن

Ex: Some people prefer to get married at a destination wedding to combine the event with a vacation .
to offer [فعل]
اجرا کردن

ارائه کردن

Ex: The restaurant offered a diverse menu to cater to various culinary preferences .

رستوران یک منوی متنوع را ارائه داد تا به ترجیحات مختلف آشپزی پاسخ دهد.

to return [فعل]
اجرا کردن

برگشتن

Ex: As the sun sets , the world starts to return to darkness .

همانطور که خورشید غروب می‌کند، جهان شروع به بازگشت به تاریکی می‌کند.

Britain [اسم]
اجرا کردن

بریتانیا

Ex: Britain ’s economy is one of the largest in Europe .

اقتصاد بریتانیا یکی از بزرگ‌ترین اقتصادها در اروپا است.

to become [فعل]
اجرا کردن

شدن

Ex: It became obvious that they were not prepared for the presentation .

روشن شد که آنها برای ارائه آماده نبودند.

teacher [اسم]
اجرا کردن

معلم

Ex: The teacher gives the students stickers for their good work .

معلم به دانش‌آموزان برای کار خوبشان برچسب می‌دهد.

to stay [فعل]
اجرا کردن

ماندن

Ex: Sorry , but I have another appointment , so I ca n't stay long .

متأسفم، اما قرار دیگری دارم، بنابراین نمی‌توانم بمانم.

New York [اسم]
اجرا کردن

نیویورک

Ex: New York has a vibrant arts and theater scene .

نیویورک دارای صحنه‌های هنری و تئاتر پرجنب‌وجوش است.

actor [اسم]
اجرا کردن

بازیگر

Ex: The director praised the actor for their outstanding performance in the movie .

کارگردان از بازیگر به خاطر عملکرد برجسته‌اش در فیلم تقدیر کرد.