کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه - واحد 8 - 8A

در اینجا واژگان واحد 8 - 8A در کتاب درسی English Result Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "put through"، "hand over"، "break down" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه
اجرا کردن

خراب شدن

Ex: The car broke down on the highway due to engine trouble .

ماشین به دلیل مشکل موتور در بزرگراه خراب شد.

to call by [فعل]
اجرا کردن

سر زدن

Ex: Let 's call by the café for a quick coffee before the meeting .

بیایید قبل از جلسه به کافه سر بزنیم برای یک قهوه سریع.

to cut off [فعل]
اجرا کردن

بریدن

Ex: The sculptor carefully cut off excess clay to shape the figurine according to the design .

مجسمه‌ساز با دقت خاک رس اضافی را برید تا مجسمه را مطابق با طراحی شکل دهد.

اجرا کردن

حرف غیر مرتبط به بحث زدن

Ex: The speaker frequently got away from the main theme of the lecture , leading to some confusion among the audience .

گوینده اغلب از موضوع اصلی سخنرانی دور می‌شد، که منجر به سردرگمی برخی از حضار شد.

اجرا کردن

دوام آوردن

Ex: With determination and teamwork , they got through the difficult school year .

با عزم و کار تیمی، آنها توانستند سال تحصیلی سخت را پشت سر بگذارند.

اجرا کردن

مالکیت را واگذار کردن

Ex:

او باید پروژه را به همکارش تحویل دهد در حالی که در تعطیلات است.

to hang on [فعل]
اجرا کردن

دست نگه داشتن

Ex: She told her friend to hang on while she finished a quick task .

او به دوستش گفت صبر کند در حالی که او یک کار سریع را تمام می‌کرد.

to hang up [فعل]
اجرا کردن

قطع کردن (تلفن)

Ex: He always forgets to hang up the phone , so the battery drains quickly .

او همیشه فراموش می‌کند که تلفن را قطع کند، بنابراین باتری سریع خالی می‌شود.

اجرا کردن

وصل کردن (به خط تلفن)

Ex:

او با خط تلفن تماس گرفت و آنها بلافاصله او را به یک متخصص وصل کردند.

اجرا کردن

دوباره با کسی تماس گرفتن

Ex: Please leave a message , and I 'll ring back when I 'm done with this task .

لطفاً پیامی بگذارید و من پس از اتمام این کار به شما تماس خواهم گرفت.