عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه
ما یک خانواده بزرگ با بسیاری از عموها و خالهها داریم.
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1A در کتاب درسی English Result Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بیوه مرد"، "آشنا"، "همخانه"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه
ما یک خانواده بزرگ با بسیاری از عموها و خالهها داریم.
بیوه
بیوه پس از از دست دادنش از جامعه خود حمایت دریافت کرد.
بیوه
او پس از بیوه شدن هرگز ازدواج نکرد، زندگی خود را به خانواده اش اختصاص داد.
خانواده
خواهرم بهترین دوست من است و ما همه چیز را با هم به عنوان یک خانواده انجام میدهیم.
دوست
مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت میبرد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.
کار
او به کار خود به عنوان یک معلم افتخار می کند، هر روز ذهن های جوان را شکل می دهد.
آشنا
او آشنایان خود را از محل کار به مهمانی دعوت کرد، به امید گسترش حلقه اجتماعی خود.
خاله/عمه/زنعمو/زندایی
آنها برای روز شکرگزاری به خانه عمه خود رفتند.
رئیس
رئیس جدید ما خیلی با قبلی فرق دارد.
برادرشوهر/برادرزن
برادرزن او به او کمک کرد تا به آپارتمان جدیدش نقل مکان کند، که نشان دهنده پیوند محکم آنها بود.
همکار
همکار من بینشهای ارزشمندی را در جلسه به اشتراک گذاشت، که به ما کمک کرد استراتژی خود را برای سه ماهه آینده اصلاح کنیم.
عموزاده، عمهزاده، داییزاده، خالهزاده
آنها در حال برنامهریزی برای یک گردهمایی خانوادگی هستند و نمیتوانند صبر کنند تا با تمام پسرعموها و دخترعموهای خود دیدار کنند.
دوست پسر سابق
ملاقات با دوست پسر سابقش خاطرات زیادی را زنده کرد.
همخانه
آنها موافقت کردند که صورتحسابها را به طور مساوی بین خود و همخانهایشان تقسیم کنند.
همسایه
همسایههای جدید ما ما را به شام دعوت کردند.
خواهرزاده یا برادرزاده (مرد)
او عاشق گذراندن وقت با برادرزادههای دوستداشتنیاش است.
خواهرزاده یا برادرزاده (زن)
دختر برادر یا خواهر من برایم مثل یک خواهر کوچک است، و سعی میکنم در زندگیاش تأثیر مثبتی داشته باشم.
والد
والدین در جلسه مدرسه شرکت کردند تا در مورد پیشرفت فرزندشان بحث کنند.
ناپدری
او از روشی که ناپدری اش همیشه از او حمایت میکرد و توصیههای خوبی ارائه میداد، قدردانی کرد.