کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه - واحد 10 - 10B

در اینجا واژگان واحد 10 - 10B از کتاب درسی English Result Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بسته بندی"، "بیسکویت"، "کارتن" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه
packaging [اسم]
اجرا کردن

بسته‌بندی

Ex: They focus on eco-friendly packaging to reduce waste .

آنها بر روی بسته‌بندی دوستدار محیط زیست تمرکز می‌کنند تا زباله را کاهش دهند.

bag [اسم]
اجرا کردن

کیف

Ex: She packed her swimming gear in a waterproof bag for the pool .

او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.

bottle [اسم]
اجرا کردن

بطری

Ex: They collected glass bottles for a recycling project .

آن‌ها بطری‌های شیشه‌ای را برای یک پروژه بازیافت جمع‌آوری کردند.

box [اسم]
اجرا کردن

جعبه

Ex: I need to find a small box for storing jewelry .

من نیاز به پیدا کردن یک جعبه کوچک برای نگهداری جواهرات دارم.

can [اسم]
اجرا کردن

قوطی

Ex: She opened a can of soup for a quick and easy lunch .

او یک قوطی سوپ برای یک ناهار سریع و آسان باز کرد.

carton [اسم]
اجرا کردن

کارتن

Ex: The carton was labeled with the expiration date .
jar [اسم]
اجرا کردن

شیشه (مربا، عسل و غیره)

Ex: The candlelight flickered softly , casting shadows on the rows of jars that adorned the shelves .

نور شمع به آرامی می‌لرزید، سایه‌هایی بر روی ردیف‌های شیشه‌های که قفسه‌ها را زینت می‌دادند می‌انداخت.

lid [اسم]
اجرا کردن

درپوش

Ex: The lid of the pan helps retain heat and moisture while cooking .

درپوش قابلمه به حفظ گرما و رطوبت در هنگام پخت و پز کمک می‌کند.

packet [اسم]
اجرا کردن

بسته

Ex: The kids ate a packet of candies , to satisfy their sweet tooth .

بچه‌ها یک بسته آب نبات خوردند، تا هوس شیرینی خود را برطرف کنند.

pot [اسم]
اجرا کردن

قابلمه

Ex: The chef used a stainless steel pot to prepare the sauce .

آشپز از یک قابلمه استیل ضد زنگ برای تهیه سس استفاده کرد.

tin [اسم]
اجرا کردن

قوطی

Ex: The store sells a variety of tin containers , perfect for storing rice , pasta , and other dry goods .

فروشگاه انواع ظروف قلعی می‌فروشد که برای نگهداری برنج، پاستا و سایر خشکبار مناسب هستند.

tub [اسم]
اجرا کردن

وان حمام

Ex: The tub was too small for him to stretch out comfortably .

وان برای اینکه او بتواند راحت دراز بکشد خیلی کوچک بود.

tube [اسم]
اجرا کردن

لوله

Ex: The artist dipped his brush into the paint tube .

هنرمند قلم موی خود را در لوله رنگ فرو برد.

biscuit [اسم]
اجرا کردن

بیسکوییت

Ex: The aroma of freshly baked biscuits filled the kitchen .

عطر بیسکویت‌های تازه پخته شده آشپزخانه را پر کرد.

egg [اسم]
اجرا کردن

تخم‌مرغ

Ex:

او با سرخ کردن سیب‌زمینی و پیاز خرد شده همراه با تخم‌مرغ زده شده، املت اسپانیایی درست کرد.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

tomato [اسم]
اجرا کردن

گوجه‌فرنگی

Ex:

بچه‌ها از گوجه‌فرنگیهای گیلاسی به عنوان یک میان‌وعده سالم و آبدار لذت بردند.

ketchup [اسم]
اجرا کردن

سس کچاپ

Ex: They ran out of ketchup , so he had to use mustard on his sandwich instead .

آنها کچاپشان تمام شده بود، بنابراین او مجبور شد به جای آن از خردل در ساندویچش استفاده کند.

potato [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی

Ex: The farmer harvested a basket of potatoes from the field , satisfied with a successful yield .

کشاورز یک سبد سیب‌زمینی از مزرعه برداشت کرد، از برداشت موفق راضی بود.

toothpaste [اسم]
اجرا کردن

خمیردندان

Ex: Using fluoride toothpaste helps prevent cavities .

استفاده از خمیردندان حاوی فلوراید به پیشگیری از پوسیدگی دندان کمک می‌کند.

margarine [اسم]
اجرا کردن

کره گیاهی

Ex: The recipe called for margarine as a substitute for butter in baking cookies .

دستور غذا مارگارین را به عنوان جایگزینی برای کره در پخت کلوچه ها پیشنهاد کرد.

yogurt [اسم]
اجرا کردن

ماست

Ex: He uses yogurt as a base for his smoothies , adding creaminess and a tangy flavor .

او از ماست به عنوان پایه اسموتی هایش استفاده می‌کند، که باعث کرمی شدن و طعم تند می‌شود.