کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه - واحد 12 - 12B

در اینجا واژگان واحد 12 - 12B در کتاب درسی English Result Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'آرزو'، 'خوشحال'، 'امید'، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه
to wish [فعل]
اجرا کردن

آرزو داشتن

Ex: I ca n’t help but wish my dog could speak , even though I know it ’s a fantasy .

من نمی‌توانم کمک کنم اما آرزو کنم که سگم بتواند صحبت کند، حتی اگر می‌دانم این یک خیال است.

to hope [فعل]
اجرا کردن

امیدوار بودن

Ex: As the election approaches , many citizens hope for positive changes in government .

با نزدیک شدن به انتخابات، بسیاری از شهروندان به تغییرات مثبت در دولت امیدوار هستند.

glad [صفت]
اجرا کردن

خوشحال

Ex: He was glad for the chance to try something new and exciting .

او از فرصت امتحان کردن چیزی جدید و هیجان‌انگیز خوشحال بود.

dollar [اسم]
اجرا کردن

دلار

Ex: The new game costs sixty dollars , but I 'm waiting for it to go on sale .

بازی جدید شصت دلار هزینه دارد، اما من منتظر هستم تا حراج شود.

car [اسم]
اجرا کردن

خودرو

Ex: They are selling their old car and buying a new one .

آنها ماشین قدیمی خود را می‌فروشند و یک ماشین جدید می‌خرند.

اجرا کردن

تلفن همراه

Ex: He lost his mobile phone at the concert and spent hours searching for it afterward .

او تلفن همراه خود را در کنسرت گم کرد و ساعتها بعد از آن به دنبالش گشت.

child [اسم]
اجرا کردن

کودک

Ex: The children played happily in the park , swinging on the swings and running around .

بچه‌ها با خوشحالی در پارک بازی می‌کردند، روی تاب‌ها تاب می‌خوردند و دور هم می‌دویدند.

dog [اسم]
اجرا کردن

سگ

Ex: My sister is teaching her dog to sit and stay .

خواهرم به سگ خود نشستن و ماندن را یاد می‌دهد.

computer [اسم]
اجرا کردن

کامپیوتر

Ex: She uses a computer to create digital art .

او از یک کامپیوتر برای خلق هنر دیجیتال استفاده می‌کند.

home [اسم]
اجرا کردن

خانه

Ex: She enjoys cooking meals for her family in the kitchen of their home .

او از پختن غذا برای خانواده‌اش در آشپزخانه خانهشان لذت می‌برد.

friend [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex: Michael enjoys going out for coffee with his friends from work to catch up and unwind after a long day .

مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت می‌برد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.