کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه - واحد 5 - 5A

در اینجا واژگان واحد 5 - 5A در کتاب درسی English Result Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "انتخاب"، "ملی"، "نمایندگی" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه
politics [اسم]
اجرا کردن

سیاست

Ex: Many young people are disillusioned with traditional politics and are seeking new ways to influence their communities .

بسیاری از جوانان از سیاست سنتی ناامید شده‌اند و به دنبال راه‌های جدیدی برای تأثیرگذاری بر جوامع خود هستند.

capital [اسم]
اجرا کردن

پایتخت

Ex: He moved to the capital to pursue a career in politics .

او به پایتخت نقل مکان کرد تا در سیاست مشغول به کار شود.

اجرا کردن

محافظه‌کار

Ex: Many conservatives in the town value preserving historic buildings rather than replacing them with modern designs .

بسیاری از محافظه‌کاران در شهر حفظ ساختمان‌های تاریخی را به جای جایگزینی آن‌ها با طرح‌های مدرن ارزشمند می‌دانند.

democracy [اسم]
اجرا کردن

دولت برخوردار از دموکراسی

Ex: A functioning democracy ensures that all voices are heard through representation .

یک دموکراسی کارآمد تضمین می‌کند که همه صداها از طریق نمایندگی شنیده شوند.

election [اسم]
اجرا کردن

انتخابات

Ex: The country held presidential elections every four years .

کشور هر چهار سال یکبار انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌کرد.

اجرا کردن

رئیس دولت

Ex: Elections were held to choose a new head of state .

انتخابات برای انتخاب یک رئیس دولت جدید برگزار شد.

national [صفت]
اجرا کردن

ملی

Ex: The national government is responsible for setting policies that affect the entire nation .

دولت ملی مسئول تعیین سیاست‌هایی است که بر کل ملت تأثیر می‌گذارد.

political [صفت]
اجرا کردن

سیاسی

Ex:

کمپین‌های سیاسی از استراتژی‌های مختلفی برای تحت تأثیر قرار دادن رأی‌دهندگان و کسب حمایت عمومی استفاده می‌کنند.

president [اسم]
اجرا کردن

رئیس‌جمهور

Ex: He campaigned vigorously to become the next president of the United States .

او برای تبدیل شدن به رئیس‌جمهور بعدی ایالات متحده به شدت مبارزه کرد.

اجرا کردن

مثال بارز چیزی بودن

Ex: The classic novel can be said to represent the ideals and societal norms of the time in which it was written .

می‌توان گفت که رمان کلاسیک نمایانگر آرمان‌ها و هنجارهای اجتماعی زمانه‌ای است که در آن نوشته شده است.

republic [اسم]
اجرا کردن

جمهوری‌

Ex: Many countries in the world operate as republics , where representatives are chosen by the people .

بسیاری از کشورهای جهان به عنوان جمهوری‌ها عمل می‌کنند، جایی که نمایندگان توسط مردم انتخاب می‌شوند.

socialist [اسم]
اجرا کردن

جامعه‌گرای

Ex: The debate between the socialist and the capitalist drew a large crowd .

بحث بین سوسیالیست و سرمایه‌دار جمعیت زیادی را جذب کرد.

اجرا کردن

سازمان ملل متحد

Ex: In 2020 , the United Nations focused on addressing the global pandemic .

در سال 2020، سازمان ملل متحد بر مقابله با همه‌گیری جهانی تمرکز کرد.

symbol [اسم]
اجرا کردن

نشان

Ex: Musical notation employs various symbols to indicate pitch , duration , and expression .

نت‌نویسی موسیقی از نمادهای مختلفی برای نشان دادن زیروبمی، مدت و بیان استفاده می‌کند.

power [اسم]
اجرا کردن

قدرت

Ex: The power to change the system lies with the people .

قدرت تغییر سیستم در دست مردم است.

object [اسم]
اجرا کردن

شیء

Ex: In photography class , students learn how to capture objects in different lighting conditions .

در کلاس عکاسی، دانش‌آموزان یاد می‌گیرند که چگونه اشیاء را در شرایط نوری مختلف ثبت کنند.

direction [اسم]
اجرا کردن

جهت

Ex: The wind changed direction , making it difficult for the sailors to navigate the waters .

باد جهت خود را تغییر داد و این کار را برای ملوانان سخت کرد تا در آب‌ها حرکت کنند.

color [اسم]
اجرا کردن

رنگ

Ex: The rainbow in the sky was a beautiful display of color .

رنگین‌کمان در آسمان نمایش زیبایی از رنگ بود.

building [اسم]
اجرا کردن

ساختمان

Ex: The tall building stands out among the other structures in the city .

ساختمان بلند در میان سازه‌های دیگر شهر برجسته است.

shape [اسم]
اجرا کردن

شکل

Ex: The architect envisioned a modern building with innovative and dynamic shapes that would stand out in the cityscape .

معمار یک ساختمان مدرن با اشکال نوآورانه و پویا را تصور کرد که در چشم‌انداز شهری برجسته می‌شد.

animal [اسم]
اجرا کردن

حیوان

Ex: The kangaroo is a unique animal found in Australia known for its ability to hop .

کانگورو یک حیوان منحصر به فرد است که در استرالیا یافت می‌شود و به دلیل توانایی پریدنش معروف است.