کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه - واحد 9 - 9A

در اینجا واژگان واحد 9 - 9A در کتاب درسی English Result Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'سیل'، 'توفان'، 'موج گرما'، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه
weather [اسم]
اجرا کردن

آب‌وهوا

Ex: The weather report says there will be snowfall tomorrow .

گزارش هوا می‌گوید فردا برف خواهد آمد.

to blow [فعل]
اجرا کردن

وزیدن

Ex:

تندبادهای قوی لباس‌ها را از روی بند پراند.

boiling [اسم]
اجرا کردن

عمل جوشاندن

Ex: The boiling of the soup indicated it was ready to be served .

جوشیدن سوپ نشان می‌داد که آماده سرو است.

cloud [اسم]
اجرا کردن

ابر

Ex: The dark clouds signaled that rain was on its way .

ابرهای تیره نشان می‌داد که باران در راه است.

flood [اسم]
اجرا کردن

سیل

Ex: The flood submerged the entire farmland under water .

سیل تمام زمین های کشاورزی را زیر آب فرو برد.

freezing [صفت]
اجرا کردن

بسیار سرد

Ex:

دمای یخبندان در زمستان بیرون رفتن را دشوار می‌کرد.

gale [اسم]
اجرا کردن

تندباد

Ex: The sailors reefed the sails to prepare for the incoming gale and the rough seas it would bring .

ملوانان بادبان‌ها را جمع کردند تا برای توفان پیش رو و دریاهای خروشانی که به همراه خواهد آورد آماده شوند.

heat wave [اسم]
اجرا کردن

موج گرما

Ex: The prolonged heat wave has caused a significant increase in electricity consumption as people turn on their air conditioning .

موج گرما طولانی مدت باعث افزایش قابل توجه مصرف برق شده است زیرا مردم کولرهای خود را روشن می‌کنند.

lightning [اسم]
اجرا کردن

آذرخش

Ex:

او دید که یک برق به درختی در دوردست برخورد کرد.

mild [صفت]
اجرا کردن

خفیف

Ex: His mild reaction to the criticism was unexpected .

واکنش ملایم او به انتقاد غیرمنتظره بود.

pouring [صفت]
اجرا کردن

بارانی شدید

Ex:

خیابان‌ها به سرعت سیلابی شدند وقتی که باران شدید شروع به باریدن کرد، که رانندگی ماشین‌ها در جاده‌ها را دشوار کرد.

shining [صفت]
اجرا کردن

درخشان

Ex:

ستاره‌های درخشان آسمان شب را با درخشش خود پر کردند.

to shower [فعل]
اجرا کردن

باران یا برف شدید باریدن

Ex: Snowflakes showered from the sky , covering the ground in a thick white blanket .

دانه‌های برف از آسمان باریدند، زمین را با پتویی سفید و ضخیم پوشاندند.

snow [اسم]
اجرا کردن

برف

Ex: We could see the snow gently falling outside the window .

می‌توانستیم برف را ببینیم که آرام بیرون پنجره می‌بارد.

soaking [صفت]
اجرا کردن

خیس

Ex:

او لباس‌های خیس را برای خشک شدن در آفتاب آویزان کرد.

stormy [صفت]
اجرا کردن

طوفانی

Ex: She watched the stormy horizon , knowing that a fierce storm was on its way .

او به افق توفانی نگاه کرد، در حالی که می‌دانست طوفان شدیدی در راه است.

windy [صفت]
اجرا کردن

بادی

Ex: She put on a heavy jacket to go out in the windy weather .

او یک ژاکت سنگین پوشید تا در هوای پر باد بیرون برود.

heavy [صفت]
اجرا کردن

گرفته (آسمان)

Ex: We drove through heavy skies on our way home from the beach .

ما از زیر آسمان‌های سنگین در راه بازگشت از ساحل رانندگی کردیم.

rain [اسم]
اجرا کردن

باران

Ex: The rain stopped , and a rainbow appeared in the sky .

باران متوقف شد، و یک رنگین کمان در آسمان ظاهر شد.

wet [صفت]
اجرا کردن

بارانی

Ex: She wore a raincoat to shield herself from the wet and chilly evening .

او یک بارانی پوشید تا خود را از شب مرطوب و سرد محافظت کند.

thunder [اسم]
اجرا کردن

تندر

Ex: After the flash of lightning , the thunder rolled through the sky .

پس از درخشش رعد و برق، رعد در آسمان غرش کرد.

cold [صفت]
اجرا کردن

سرد

Ex: The air conditioning made the room too cold , so I adjusted the temperature .

تهویه مطبوع اتاق را خیلی سرد کرد، بنابراین دمای آن را تنظیم کردم.

sun [اسم]
اجرا کردن

خورشید

Ex: The sun rises in the east and sets in the west .

خورشید از شرق طلوع می‌کند و در غرب غروب می‌کند.

hot [صفت]
اجرا کردن

داغ

Ex: The metal handle became hot when left in the sun .

دسته فلزی وقتی در آفتاب گذاشته شد داغ شد.