کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه - واحد 7 - 7C
در اینجا شما واژگان واحد 7 - 7C در کتاب درسی English Result Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'صعود'، 'اصلاح'، 'پیام' و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
our or an animal's hands, legs, head, and every other part together

بدن, تن، جسم
بدن انسان اندامهای مختلفی دارد، مانند قلب، ریهها و کبد.
a mental or physical activity that helps keep our mind and body healthy

ورزش, تمرین
یوگا یک ورزش عالی برای آرامش و انعطافپذیری است.
the activity or sport of going upwards toward the top of a mountain or rock

کوهنوردی, صخرهنوردی
ایمنی در کوهنوردی بسیار مهم است.
a flat piece of plastic, metal, etc. with a row of thin teeth, used for untangling or arranging the hair

شانه (مو)
او از یک شانه دندانه پهن برای باز کردن گره موهای خیسش استفاده کرد.
the joint where the upper and lower parts of the arm bend

آرنج
مربی یوگا بر حفظ یک خط مستقیم از شانه تا آرنج در حالت پلانک تأکید کرد.
a place with special equipment that people go to exercise or play sports

باشگاه
دیروز دیدم که در باشگاه وزنه بلند میکند.
a particular style or shape in which someone's hair is cut

مدل مو
من به فکر گرفتن یک مدل مو برای تابستان هستم، چیزی سبکتر.
the sport or activity of running at a slow and steady pace

دو آهسته
در محله من گروهی هست که هر شنبه برای جاگینگ دور هم جمع میشوند.
the body part that is in the middle of the leg and helps it bend

زانو
او از یک تصادف دوچرخه در کودکی، جای زخمی درست زیر زانوی خود داشت.
an arm or a leg of a person or any four-legged animal, or a wing of any bird

دست یا پا, بال (پرندگان)
هنرمند بااستعداد یک طرح دقیق از عضو عقاب کشید که پرها و ساختار پیچیده آن را به نمایش میگذارد.
a therapeutic technique involving muscle manipulation for relaxation and healing

ماساژ
کلینیک ورزشی ماساژ را برای بازیابی عضلات به ورزشکاران ارائه میدهد.
to remove hair from the body using a razor or similar tool

تراشیدن
بعد از شنا، او زیر بغلهایش را برای بهداشت بهتر میتراشد.
a room filled with hot steam for relaxation and cleansing purposes

حمام بخار, حمام
حمام بخار برای برخی از مهمانان خیلی گرم بود.
the thick finger that has a different position than the other four

شست
او شست خود را در یک حادثه اسکی شکست.
each of the five parts sticking out from the foot

انگشت پا
کودک خردسال در حالی که انگشتان پای کوچک خود را در شن تکان می داد خندید.