کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه - واحد 7 - 7C

در اینجا شما واژگان واحد 7 - 7C در کتاب درسی English Result Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'صعود'، 'اصلاح'، 'پیام' و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه
body [اسم]
اجرا کردن

بدن

Ex: The doctor examined her body to check for any signs of illness or injury .

پزشک بدن او را معاینه کرد تا علائم بیماری یا آسیب را بررسی کند.

exercise [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex: We learned a new exercise in our English class today .

ما امروز یک تمرین جدید در کلاس انگلیسی‌مان یاد گرفتیم.

climbing [اسم]
اجرا کردن

کوهنوردی

Ex:

بسیاری از مردم از کفش‌های مخصوص برای صعود استفاده می‌کنند.

comb [اسم]
اجرا کردن

شانه (مو)

Ex: She bought a new comb that was gentle on her curly hair .

او یک شانه جدید خرید که برای موهای فر او ملایم بود.

elbow [اسم]
اجرا کردن

آرنج

Ex: The tennis player 's powerful serve put a lot of strain on her elbow .

سرویس قدرتمند تنیس‌باز فشار زیادی به آرنج او وارد کرد.

gym [اسم]
اجرا کردن

باشگاه

Ex: They offer yoga classes at the gym .

آن‌ها کلاس‌های یوگا در باشگاه ورزشی ارائه می‌دهند.

haircut [اسم]
اجرا کردن

مدل مو

Ex: She did n’t like the new haircut and decided to grow her hair out again .

او از مدل موی جدید خوشش نیامد و تصمیم گرفت موهایش را دوباره بلند کند.

jogging [اسم]
اجرا کردن

دو آهسته

Ex:

من جاگینگ را به دویدن ترجیح می‌دهم چون کمتر خسته‌کننده است.

knee [اسم]
اجرا کردن

زانو

Ex: He performed knee exercises to strengthen the muscles around the joint .

او تمرینات زانو را برای تقویت عضلات اطراف مفصل انجام داد.

limb [اسم]
اجرا کردن

دست یا پا

Ex: The veterinarian examined the dog 's injured limb and recommended a course of treatment .

دامپزشک عضو آسیب دیده سگ را معاینه کرد و یک دوره درمان را توصیه کرد.

massage [اسم]
اجرا کردن

ماساژ

Ex: The pregnant woman enjoyed a prenatal massage to ease discomfort .

زن باردار از یک ماساژ قبل از زایمان برای کاهش ناراحتی لذت برد.

to shave [فعل]
اجرا کردن

تراشیدن

Ex: She shaves her legs regularly to maintain smooth skin .

او به طور منظم پاهایش را می‌تراشد تا پوستی صاف داشته باشد.

steam bath [اسم]
اجرا کردن

حمام بخار

Ex: She enjoyed the steam bath before her massage .

او از حمام بخار قبل از ماساژ لذت برد.

thumb [اسم]
اجرا کردن

شست

Ex: She twirled the pen around her thumb absentmindedly .

او به طور ناخودآگاه خودکار را دور شست خود چرخاند.

toe [اسم]
اجرا کردن

انگشت پا

Ex:

ورزشکار در طول بازی فوتبال انگشت پایش را آسیب زد و مجبور شد بقیه بازی را ننشیند.

walking [اسم]
اجرا کردن

پیاده‌روی

Ex: The park is a popular spot for walking and picnics .

پارک یک مکان محبوب برای پیاده‌روی و پیک نیک است.