کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه - واحد 1 - 1D

در اینجا واژگان از واحد 1 - 1D در کتاب درسی English Result Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "actually"، "novel"، "parent" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' متوسطه
اجرا کردن

سوءبرداشت

Ex: She apologized for the misunderstanding and clarified her previous statement .
cognate [اسم]
اجرا کردن

هم ریشه

Ex: English and German have many cognates , such as " mother " and " Mutter , " which share a common linguistic origin .

انگلیسی و آلمانی واژه‌های هم‌ریشه زیادی دارند، مانند "mother" و "Mutter"، که یک ریشه زبانی مشترک دارند.

اجرا کردن

دروغین دوست

Ex: The French word " pain " means bread , not pain as in English , demonstrating yet another false friend .

کلمه فرانسوی "pain" به معنای نان است، نه درد مانند انگلیسی، که نشان‌دهنده دوستان دروغین دیگری است.

actually [قید]
اجرا کردن

در واقع

Ex: It may sound like a cliché , but , actually , dreams can influence our emotions and thoughts .

ممکن است کلیشه‌ای به نظر برسد، اما، در واقع، رویاها می‌توانند بر احساسات و افکار ما تأثیر بگذارند.

apple [اسم]
اجرا کردن

سیب

Ex: My daughter was trying to pick a ripe apple from the tree .

دخترم سعی می‌کرد یک سیب رسیده از درخت بچیند.

camera [اسم]
اجرا کردن

دوربین

Ex: The detective checked the security footage from the camera .

کارآگاه تصاویر امنیتی را از دوربین بررسی کرد.

exit [اسم]
اجرا کردن

خروجی

Ex: The bus driver reminded the passengers to use the rear exit when disembarking to keep the front clear .

راننده اتوبوس به مسافران یادآوری کرد که هنگام پیاده شدن از خروجی عقب استفاده کنند تا جلوی اتوبوس خلوت بماند.

large [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: The restaurant served large portions of food , ensuring customers left feeling satisfied .

رستوران وعده‌های بزرگ غذا سرو می‌کرد، اطمینان حاصل می‌کرد که مشتریان با احساس رضایت ترک کنند.

novel [اسم]
اجرا کردن

رمان

Ex: The novel 's complex characters and intricate plot make it a compelling read .

شخصیت‌های پیچیده و طرح داستان پیچیده رمان آن را به یک خواندن جذاب تبدیل می‌کند.

parent [اسم]
اجرا کردن

والد

Ex: The parents attended the school meeting to discuss their child 's progress .

والدین در جلسه مدرسه شرکت کردند تا در مورد پیشرفت فرزندشان بحث کنند.

police [اسم]
اجرا کردن

اداره پلیس

Ex: We followed the instructions given by the police during an emergency evacuation drill .

ما دستورالعمل‌های داده شده توسط پلیس را در طول یک تمرین تخلیه اضطراری دنبال کردیم.

smoking [اسم]
اجرا کردن

استعمال دخانیات

Ex: He picked up smoking during his teenage years but later regretted it .

او در دوران نوجوانی سیگار کشیدن را شروع کرد اما بعدها پشیمان شد.

taxi [اسم]
اجرا کردن

تاکسی

Ex: I shared a taxi with a stranger going in the same direction .

من یک تاکسی با یک غریبه که به همان سمت می‌رفت شریک شدم.

tennis [اسم]
اجرا کردن

تنیس

Ex:

تنیس یک ورزش سرگرم‌کننده و رقابتی است که با راکت و توپ بازی می‌شود.