کتاب 'اینسایت' مقدماتی - واحد 6 - 6C

در اینجا، واژگان از واحد 6 - 6C در کتاب درسی Insight Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "روزنامه"، "مصرف کننده"، "نصف" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' مقدماتی
اجرا کردن

رسانه‌‌های اجتماعی

Ex: He is concerned about privacy issues related to social media .

او نگران مسائل مربوط به حریم خصوصی در شبکه‌های اجتماعی است.

Facebook [اسم]
اجرا کردن

فیسبوک

Ex: They followed their favorite celebrities on Facebook for the latest news .

آنها افراد مشهور مورد علاقه خود را در فیس‌بوک دنبال کردند تا از آخرین اخبار مطلع شوند.

website [اسم]
اجرا کردن

وب‌سایت

Ex: The website has a section for frequently asked questions .

وبسایت بخشی برای سوالات متداول دارد.

blog [اسم]
اجرا کردن

وبلاگ

Ex: The company 's blog offers insights into industry trends and best practices .
book [اسم]
اجرا کردن

کتاب

Ex: She placed the book on the shelf and admired its colorful cover .

او کتاب را روی قفسه گذاشت و جلد رنگارنگ آن را تحسین کرد.

short story [اسم]
اجرا کردن

داستان کوتاه

Ex: Many writers begin with short stories before moving on to novels .
newspaper [اسم]
اجرا کردن

روزنامه

Ex: The newspaper has a column where readers can write in and ask for advice .

روزنامه ستونی دارد که خوانندگان می‌توانند در آن بنویسند و درخواست مشاوره کنند.

magazine [اسم]
اجرا کردن

مجله

Ex: The magazine features interviews with musicians and reviews of new albums .

مجله شامل مصاحبه‌هایی با موزیسین‌ها و بررسی آلبوم‌های جدید است.

اجرا کردن

تبلیغات

Ex: The advertisement for the online course convinced me to enroll .

تبلیغ دوره آنلاین مرا متقاعد کرد که ثبت نام کنم.

to chat [فعل]
اجرا کردن

آنلاین چت کردن

Ex: She logged in to chat with her family who lives abroad .

او وارد سیستم شد تا با خانواده‌اش که در خارج زندگی می‌کنند چت کند.

country [اسم]
اجرا کردن

کشور

Ex: The country celebrated its independence with a grand parade and fireworks .

کشور استقلال خود را با رژه بزرگ و آتش بازی جشن گرفت.

bargain [اسم]
اجرا کردن

قرارداد

Ex: The peace treaty was a bargain between the two nations to cease hostilities and begin rebuilding diplomatic relations .

پیمان صلح یک معامله بین دو ملت بود تا خصومت‌ها را متوقف کنند و شروع به بازسازی روابط دیپلماتیک کنند.

consumer [اسم]
اجرا کردن

مصرف‌کننده

Ex: Consumers have the power to influence market trends through their purchasing decisions .

مصرف‌کنندگان قدرت تأثیرگذاری بر روندهای بازار را از طریق تصمیمات خرید خود دارند.

credit card [اسم]
اجرا کردن

کارت اعتباری

Ex: The credit card company offers a grace period for late payments .

شرکت کارت اعتباری یک دوره ارفاقی برای پرداخت‌های دیرکرد ارائه می‌دهد.

debt [اسم]
اجرا کردن

بدهی

Ex: The company 's debt continued to grow as profits failed to meet expectations .

بدهی شرکت ادامه به رشد کرد در حالی که سودها انتظارات را برآورده نکردند.

discount [اسم]
اجرا کردن

تخفیف

Ex: The online retailer provided a discount code that allowed customers to save money on their orders .

خرده‌فروش آنلاین یک کد تخفیف ارائه داد که به مشتریان امکان ذخیره پول در سفارشاتشان را داد.

dollar [اسم]
اجرا کردن

دلار

Ex: The new game costs sixty dollars , but I 'm waiting for it to go on sale .

بازی جدید شصت دلار هزینه دارد، اما من منتظر هستم تا حراج شود.

half [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

نیم

Ex: Half the class was absent today .

نیمی از کلاس امروز غایب بودند.

price [اسم]
اجرا کردن

قیمت

Ex: The price for the concert ticket seemed reasonable .

قیمت بلیت کنسرت معقول به نظر می‌رسید.

purchase [اسم]
اجرا کردن

خرید

Ex: He recorded the purchase of office supplies .
sale [اسم]
اجرا کردن

فروش

Ex: The sale of the old family house made everyone nostalgic .

فروش خانه قدیمی خانواده همه را نوستالژیک کرد.

wallet [اسم]
اجرا کردن

کیف پول

Ex: She found a lost wallet on the street and returned it to its owner .

او یک کیف پول گمشده را در خیابان پیدا کرد و آن را به صاحبش بازگرداند.