کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 5 - 5D
در اینجا واژگان از واحد 5 - 5D در کتاب درسی Insight Intermediate را خواهید یافت، مانند «اجباری»، «بازدارندگی»، «محدودکننده» و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a country's rules that all of its citizens are required to obey

قانون, حقوق
مامور پلیس قوانین ترافیک را به راننده جدید توضیح داد.
not allowed or forbidden by law or rule

ممنوع
او با اقلام ممنوعه در فرودگاه دستگیر شد.
treating everyone equally and in a right or acceptable way

منصف, عادل
مصاحبهکننده از هر کاندیدا سوالات یکسانی میپرسد، ثابت میکند که او فردی منصف است.
available or possible to choose but not required or forced

اختیاری
حضور در سمینار اختیاری است؛ دانشآموزان میتوانند شرکت کنند اگر به موضوع علاقهمند باشند.
authorized according to the law and official regulations

قانونی
قاضی پرونده را رد کرد و تأیید کرد که اقدامات متهم در چارچوب قوانین رسمی ایالت قانونی بوده است.
necessary as a result of a rule or law

اجباری, الزامی
برای همه شهروندان الزامی است که مالیاتهای خود را تا مهلت مشخص شده پرداخت کنند.
imposing limitations or boundaries that can hinder freedom or action

بازدارنده, محدودکننده، دستوپاگیر
پزشک او را روی یک رژیم غذایی محدودکننده گذاشت تا وضعیت سلامتی او را مدیریت کند.
to not let something increase in amount or number

محدود کردن
او سعی کرد مصرف قند خود را محدود کند تا سالم بماند.
forced to be done by law or authority

اجباری
پوشیدن یونیفرم در مدرسه خصوصی اجباری است.
acting in a way that is fair, righteous, and morally correct

عادل, درستکار
تصمیم دادگاه عادلانه و متعادل بود.
forbidden by the law

غیرقانونی
رانندگی با ماشین بدون گواهینامه رانندگی معتبر غیرقانونی است.
working without pay

داوطلبانه
طبیعت داوطلبانه خدمات به این معنی بود که هیچ کس برای وقت خود پولی دریافت نکرد.
to let someone or something do a particular thing

اجازه دادن
سیاست جدید به کارمندان اجازه میدهد از راه دور کار کنند.
a command or instruction given by someone in a position of authority

دستور, فرمان
آشپز یک سفارش برای سه پیتزا و دو سالاد دریافت کرد.
to agree with the truth of something, particularly in an unwilling manner

اقرار کردن, قبول کردن
مدیر اعتراف میکند که در پروژه فعلی چالشهایی وجود دارد.
a thing that someone is legally, officially, or morally allowed to do or have

حق, ذیحق، صاحب حق
حق رأی در یک جامعه دموکراتیک اساسی است.
to officially state the punishment of someone found guilty in a court of law

محکوم کردن
دادگاه فرد محکوم به کلاهبرداری را هفته آینده محکوم خواهد کرد.
to officially agree to a plan, proposal, etc.

موافقت کردن
پس از بررسی پیشنهاد، کمیته به اتفاق آرا تصمیم به تصویب پروژه برای اجرا گرفت.
to take something from an organization, place, etc. without their consent, or with force

دزدی کردن
مجرمین اغلب بانکها را سرقت میکنند تا پول و داراییهای باارزش را بدزدند.
to consider all the known facts and details before making a final decision

در نظر گرفتن
(of a person) having an obligation to do something or to take care of someone or something as part of one's job or role

مسئول, پاسخگو (در قبال چیزی)، عهدهدار
والدین مسئول آموزش ارزشها و مهارتهای زندگی به فرزندان خود هستند.
to say or feel that someone or something is responsible for a mistake or problem

مقصر دانستن
والدین به سرعت مدرسه را مقصر دانستند وقتی نمرات فرزندشان افت کرد، در حالی که کمبود تلاش کودک را نادیده گرفتند.
to cause someone suffering for breaking the law or having done something they should not have

تنبیه کردن
سیاستهای شرکت معمولاً پیامدهایی را برای مجازات کارکنان به دلیل رفتار غیراخلاقی در محیط کار مشخص میکنند.
to stop something from happening

منصرف کردن, بازداشتن
انتظار میرود هزینه بالای جریمهها بازدارنده سرعت غیرمجاز در بزرگراه باشد.
to formally forbid something from being done, particularly by law

منع کردن
پارک تابلوهایی دارد که ممنوعیت ریختن زباله را برای حفظ نظافت و حفاظت از محیط زیست اعلام میکنند.
to let someone leave a place in which they have been confined or stuck

آزاد کردن
پلیس تصمیم گرفت پس از بازجویی، مظنون را آزاد کند.
