بسیار سخت و دشوار
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به چالشهای دشوار با مثالهایی مانند "وظیفه هرکول" و "مثل چوپانی گربهها".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بسیار سخت و دشوار
خاکخوری
هفت خان رستم
مدافعان اصلاح سیاست با یک نبرد سخت روبرو شدند زیرا با مخالفت گروههای قدرتمند ذینفع و باورهای ریشهدار مواجه شدند.
هفت خوان رستم
راهاندازی یک شرکت استارتآپ موفق از صفر یک کار هرکولوسی است. این کار نیازمند ساعتهای طولانی، هوشمندی و توانایی غلبه بر چالشهای متعدد است.
کار دشوار
لقمه بزرگتر از دهان برداشتن
(از شدت فعالیت فیزیکی) سرخوقرمز شدن
مثل کوه کندن
بخش سخت یا خستهکننده کار
او در انبار کار الاغ بارکش را انجام میداد، در هر نوع آب و هوایی کامیونها را بارگیری و تخلیه میکرد.
چالشی بزرگ
از تمام توان خود استفاده کردن