بازی‌ها - انواع بازی های قمار

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به انواع مختلف بازی های قمار مانند "رولت"، "بلک جک" و "باکارات" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بازی‌ها
high-low [اسم]
اجرا کردن

بالا-پایین

Ex: The dealer asked if we wanted to play high-low before the main game started .

دیلر پرسید که آیا می‌خواهیم قبل از شروع بازی اصلی high-low بازی کنیم.

video poker [اسم]
اجرا کردن

پوکر ویدئویی

Ex: Video poker is one of the most popular games at casinos because it ’s easy to understand .

ویدئو پوکر یکی از محبوب‌ترین بازی‌ها در کازینوها است زیرا درک آن آسان است.

Tien Gow [اسم]
اجرا کردن

تیان گو

Ex: Have you ever played Tien Gow ?

آیا تا به حال تیان گو بازی کرده‌اید؟ این یک بازی جالب با تایل‌های چینی است.

pai gow [اسم]
اجرا کردن

پای گو

Ex: She was teaching me how to play pai gow , but I kept getting confused by the tile combinations .

او به من یاد می‌داد که چگونه پای گو بازی کنم، اما من مدام با ترکیب‌های تایل‌ها گیج می‌شدم.

baccarat [اسم]
اجرا کردن

بکارات (نوعی بازی ورق)

Ex: After dinner , we watched a baccarat game being played on the casino floor .

بعد از شام، ما یک بازی باکارات را تماشا کردیم که در کف کازینو در حال انجام بود.

Sic Bo [اسم]
اجرا کردن

سیک بو

Ex: I ’ve never played Sic Bo before , but it looks like a fun game .

من هرگز Sic Bo بازی نکرده‌ام، اما به نظر بازی سرگرم‌کننده‌ای می‌آید.

keno [اسم]
اجرا کردن

کنو

Ex:

دیشب کینو بازی کردیم، اما فقط چند عدد را مطابقت دادیم.

bingo [اسم]
اجرا کردن

دبرنا

Ex:

بسیاری از خانه‌های بازنشستگی شب‌های هفتگی بینگو برگزار می‌کنند تا تعامل اجتماعی بین ساکنان را تشویق کنند.

اجرا کردن

دستگاه قمار سکه‌ای

Ex: We walked around the casino , checking out all the different types of slot machines .

ما در اطراف کازینو قدم زدیم و همه انواع مختلف ماشین‌های اسلات را بررسی کردیم.

lottery [اسم]
اجرا کردن

قرعه‌کشی

Ex: They hold a weekly lottery with cash prizes for lucky winners .

آنها هر هفته یک قرعه‌کشی با جوایز نقدی برای برندگان خوش‌شانس برگزار می‌کنند.

raffle [اسم]
اجرا کردن

قرعه‌کشی

Ex: The raffle prize was a holiday trip .

جایزه قرعه‌کشی یک سفر تعطیلات بود.

poker dice [اسم]
اجرا کردن

تاس پوکر

Ex: I bought a set of poker dice for our next game night .

من یک ست تاس پوکر برای شب بازی بعدیمان خریدم.

Cee-lo [اسم]
اجرا کردن

Cee-lo

Ex: They used three dice from the board game to play a quick round of Cee-lo .

آنها از سه تاس از بازی تخته‌ای برای بازی یک دور سریع Cee-lo استفاده کردند.

liar's dice [اسم]
اجرا کردن

تاس دروغگو

Ex:

او بازی تاس دروغگو را باخت چون تعداد پنج‌ها را بیش از حد تخمین زد.

Yahtzee [اسم]
اجرا کردن

یاتزی

Ex: She rolled five sixes on her first turn , winning the game with a Yahtzee .

او در نوبت اول خود پنج شش انداخت و با یک Yahtzee بازی را برد.

Farkle [اسم]
اجرا کردن

فارکل، یک بازی تاس با شش تاس که در آن بازیکنان با انداختن ترکیبات خاصی امتیاز کسب می‌کنند و هدف رسیدن به امتیاز هدف در حالی است که از انداختن فارکل‌ها اجتناب می‌کنند.

Ex: During the weekend , we taught our friends how to play Farkle , and they quickly got hooked .

در طول آخر هفته، ما به دوستانمان یاد دادیم که چگونه Farkle بازی کنند، و آنها به سرعت به آن معتاد شدند.