بازی‌ها - اصطلاحات پوکر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اصطلاحات پوکر مانند "full house"، "high card" و "raise" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بازی‌ها
royal flush [اسم]
اجرا کردن

تاپ استریت فلاش

Ex: After hours of playing , he finally hit the jackpot with a royal flush .

پس از ساعتها بازی، او بالاخره با یک رول فلاش جکپات را زد.

high card [اسم]
اجرا کردن

بش (پوکر)

Ex: The high card was an eight , which was not enough to win against his pair of jacks .

کارت بالا یک هشت بود، که برای پیروزی در برابر جفت جک‌های او کافی نبود.

اجرا کردن

استریت فلاش

Ex: With a straight flush , she had the highest hand at the table and claimed victory .

با یک استریت فلاش، او بالاترین دست را روی میز داشت و پیروزی را از آن خود کرد.

straight [اسم]
اجرا کردن

ردیف (پوکر)

Ex:

یک استریت از سه کارت همسان می‌برد اما از فلش نمی‌برد.

three of a kind [عبارت]
اجرا کردن

سه (پوکر)

Ex: After the final card was dealt , he revealed his three of a kind and claimed the pot .
two pair [اسم]
اجرا کردن

دو پر (پوکر)

Ex: They were tied with two pair , but the kicker gave him the edge .

آنها با دو جفت مساوی بودند، اما کارت کیکر به او برتری داد.

one pair [اسم]
اجرا کردن

جفت پر (پوکر)

Ex: They both had one pair , but his pair of queens was higher , so he won .

هر دو یک جفت داشتند، اما جفت ملکه‌های او بالاتر بود، بنابراین او برنده شد.

four flush [اسم]
اجرا کردن

چهار کارت از یک خال

Ex: Even though she had a four flush , she knew she needed the fifth spade to complete the hand .

با وجود اینکه او یک فلاش چهارتایی داشت، می‌دانست که برای تکمیل دست به خاج پنجم نیاز دارد.

big blind [اسم]
اجرا کردن

گیر (پوکر)

Ex: In some poker games , the big blind can be increased after a certain number of hands to keep the game moving .

در برخی از بازی‌های پوکر، بیگ بلایند می‌تواند پس از تعداد مشخصی دست افزایش یابد تا بازی به حرکت خود ادامه دهد.

pot [اسم]
اجرا کردن

پوت (پوکر)

Ex: The players watched anxiously as the dealer collected bets into the pot .

بازیکنان با اضطراب تماشا می‌کردند که دیلر شرط‌ها را در پات جمع می‌کرد.

flop [اسم]
اجرا کردن

فلاپ (پوکر)

Ex: Reading the flop correctly is key to winning .
small blind [اسم]
اجرا کردن

نیم گیر (پوکر)

Ex: After the small blind , the dealer starts the betting round with the big blind .

بعد از بلایند کوچک، دیلر دور شرط‌بندی را با بلایند بزرگ شروع می‌کند.

to fold [فعل]
اجرا کردن

جا رفتن (پوکر)

Ex: Alex knew his chances of winning were slim , so he opted to fold rather than risk losing more chips .

الکس می‌دانست که شانس برنده شدنش کم است، بنابراین به جای ریسک از دست دادن بیشتر ژتون‌ها، تصمیم گرفت تا کند.

to raise [فعل]
اجرا کردن

توپ زدن (پوکر)

Ex: I 'll raise you another hundred dollars .

من به تو بالا می‌برم صد دلار دیگر.

to call [فعل]
اجرا کردن

برابر با شرط حریف شرط‌بندی کردن (پوکر)

Ex: She called the all-in bet and revealed her pocket aces .

او شرط all-in را کال کرد و آس‌های جیبی خود را نشان داد.

to check [فعل]
اجرا کردن

چک کردن (پوکر)

Ex:

اگر همه در میز چک کنند، کارت جامعه بعدی آشکار می‌شود.

split [اسم]
اجرا کردن

تقسیم پول (پوکر)

Ex:
all-in [قید]
اجرا کردن

قرار دادن تمام چیپ‌ها در پوت (پوکر)

to burn [فعل]
اجرا کردن

انداختن کارت و گرفتن کارت جدید (پوکر)

Ex: In high-stakes poker , it 's crucial to burn cards properly to prevent cheating .

در پوکر با شرط‌بندی بالا، سوزاندن صحیح کارت‌ها برای جلوگیری از تقلب حیاتی است.

ante [اسم]
اجرا کردن

شرط اجباری ابتدایی (پوکر)

bad beat [اسم]
اجرا کردن

ضربه فنی (پوکر)

Ex: She thought she had the best hand , but the other player drew a straight on the river , and it turned into a bad beat .

او فکر می‌کرد بهترین دست را دارد، اما بازیکن دیگر در ریور یک استریت کشید، و این به یک بد بیت تبدیل شد.

bankroll [اسم]
اجرا کردن

کل مقدار پول بازیکن (پوکر)

button [اسم]
اجرا کردن

مهره نشان‌دهنده‌ی کارت‌پخش‌کن (پوکر)

اجرا کردن

کارت مشترک (پوکر)

Ex: I was hoping for a king on the community cards , but it never came .

امیدوار بودم یک شاه روی کارت‌های مشترک بیاید، اما هرگز نیامد.