مغازه شرطبندی
آنها یک فروشگاه شرطبندی جدید در شهر باز کردند و همین حالا هم مشتریان زیادی را جذب کرده است.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اصطلاحات قمار مانند "مساوی"، "شرط" و "فروشگاه شرط بندی" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مغازه شرطبندی
آنها یک فروشگاه شرطبندی جدید در شهر باز کردند و همین حالا هم مشتریان زیادی را جذب کرده است.
کازینو
بسیاری از مردم به امید برنده شدن جایزههای بزرگ از کازینو دیدن میکنند.
به تساوی ختم شدن
بازیکنان تصمیم گرفتند که دور را مساوی تمام کنند وقتی که هیچکس نتوانست کارت برنده بازی کند.
شرطبندی
برخی افراد قمار را به عنوان شکلی از سرگرمی میبینند، در حالی که دیگران آن را رفتاری پرخطر میدانند که باید از آن اجتناب کرد.
قمارخانه
آنها یک قمارخانه را کشف کردند که در اتاق پشتی یک رستوران فعالیت میکرد.
لاتاری غیرقانونی
او در یک بازی اعداد گرفتار شد که وعده بردهای بزرگ میداد اما در نهایت به هیچ چیز نرسید.
دستگاه قمار اهرمی
او ساعتها مقابل ماشین یکدست شانس سپری کرد، به امید برد بزرگ.
اوراق قرضه ممتاز
من بخشی از پسانداز خود را به جای حساب پسانداز معمولی در اوراق قرضه ممتاز سرمایهگذاری کردهام.
کارت شانسی خراشی
من هرگز روی یک کارت خراش برنده چیزی بزرگ نشدهام، فقط چند دلار اینجا و آنجا.
قرعهکشی
من هرگز در قرعهکشیها برنده نمیشوم، اما هنوز از شرکت در آنها لذت میبرم.
احتمال پنجاه پنجاه
با هر دو نامزد به این اندازه برابر، واقعاً شانسی است که چه کسی شغل را به دست میآورد.
(شیر یا خط) خواندن
کاپیتان شیر را صدا زد و شیر یا خط را برد.
یا دوبرابر یا هیچی
شرطبندی دوطرفه
اگر شما شرط each-way ببندید، شانس بهتری برای بازگشت مقداری پول دارید، حتی اگر اسب شما برنده نشود.
بخت پنجاه درصد (قمار)
اگر شما 20 دلار روی این بازی شرط ببندید، در صورت برنده شدن 20 دلار پس میگیرید، زیرا این پول مساوی است.
شرطبندی با احتمال برد کم
او روی شانسهای کم تیم برای بازگشت شرط بست و این شرط برندهای از آب درآمد.
شرطبندی با احتمال برد زیاد
من تصمیم گرفتم روی اسبی با شانس بالا شرط ببندم چون کاملاً مطمئن بودم که برنده میشود.
شرطبندی گسترده
او از شرط بندی اسپرد در مسابقات اسب دوانی لذت میبرد، شرط بندی میکند که آیا برنده با تعداد مشخصی طول جلوتر تمام میکند یا نه.
شرطبندی
کازینو بازیهای مختلفی ارائه میدهد که در آنها میتوانید شرط بگذارید.
شرطبندی کردن
بسیاری از علاقهمندان بر روی مسابقات اسبسواری شرط میبندند.
شرط بستن
او روی بازیکن شرط بست که اولین گل بازی را بزند.
شرطبندی روی اول یا دومی (اسبسواری)
شرط مکان به خوبی پرداخت کرد زیرا اسب به مقام دوم رسید، حتی اگر برنده نشد.
مبلغ اولیه یا برده را از طریق شرطبندی بیشتر کردن
من میخواستم برد 20 دلاری خود را با یک شرط دیگر به یک پرداخت حتی بزرگتر پارلی کنم.
دلال شرطبندی
او آخر هفته پیش نزد قمارباز پول زیادی از دست داد.
قمارباز متقلب
در بازی پرریسک، یک شارلاتان کارت در حالی که سعی میکرد کارتها را علامت بزند تا شانس خود را بهبود بخشد، دستگیر شد.
کارمند کازینو
پس از چند دور، کروپیه شروع به شمردن ژتونهای روی میز کرد.
قمار باز
برخی از قماربازان شرطبندی را به عنوان یک سرگرمی سرگرمکننده میبینند، در حالی که دیگران آن را بسیار جدی میگیرند.
قمارباز کلان
به عنوان یک قمارباز بزرگ، او یک آخر هفته را در لاس وگاس قمار و زندگی لاکچری گذراند.
قیمت شروع
آنها قیمت شروع هر اسب را پس از اینکه همه شرطها بسته شدند اعلام کردند.
the participant responsible for managing the bank, funds, or stakes in a gambling game
پنج کارت چارلی
دیلر وقتی که من five card Charlie را انجام دادم و آنها را شکست دادم متعجب شد.
دست سخت
با یک دست سخت ۱۹، احساس اطمینان کافی داشتم که با کارتهایم بمانم.
تب کشیدن
جمعآوری کمکهای خیریه بلیطهای بختآزمایی را به عنوان بخشی از رویداد خود برای جمعآوری کمکها فروخت.
پاچینکو
صدای همه ماشینهای پاچینکو به محض ورودم به سالن بازی، خفهکننده بود.
ماشین چنگکی
برادر کوچکتر من در اولین تلاشش یک عروسک پشمالوی ناز از دستگاه چنگکی برنده شد.