بازیها - اصطلاحات بازی کارت
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اصطلاحات بازی کارت مانند "دیلر"، "بر زدن"، و "بلوف" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
دست بزرگتر
به عنوان دست بزرگتر، این فرصت را داشتم که دور را با یک کارت قوی شروع کنم.
دست جوانتر
اگرچه او دست جوانتر بود، استراتژی او در ذخیره کردن بالاترین کارتها در نهایت نتیجه داد.
بازیکن میانی
در بازی ویشت، middlehand معمولاً از بازی بازیکن اول پیروی میکند.
دست متعادل
بازیکن یک دست متعادل داشت، با چهار کارت در هر خال، که باعث میشد با اطمینان بیشتری پیشنهاد دهد.
کارت پخش کردن (در بازی)
او فراموش کرد که چگونه کارتها را به درستی تقسیم کند، بنابراین دوستش دوباره به او نشان داد.
دست ساختگی
اگرچه دست دامی آشکار است، بازیکنی که آن را کنترل میکند نمیتواند برای آن دست تصمیمی بگیرد.
کارت باخت
یک کارت بس در بلک جک به طور خودکار دور را برای بازیکن به پایان میرساند.