بازی‌ها - اصطلاحات بازی کارت

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اصطلاحات بازی کارت مانند "دیلر"، "بر زدن"، و "بلوف" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بازی‌ها
shuffle [اسم]
اجرا کردن

بُر (در بازی‌های کارتی)

elder hand [اسم]
اجرا کردن

دست بزرگتر

Ex: As the elder hand , I had the opportunity to start the round with a strong card .

به عنوان دست بزرگتر، این فرصت را داشتم که دور را با یک کارت قوی شروع کنم.

اجرا کردن

دست جوانتر

Ex: Even though she was the younger hand , her strategy of saving her highest cards paid off in the end .

اگرچه او دست جوان‌تر بود، استراتژی او در ذخیره کردن بالاترین کارت‌ها در نهایت نتیجه داد.

dealer [اسم]
اجرا کردن

کارت پخش‌کن (در بازی ورق)

hit [اسم]
اجرا کردن

درخواست کارت اضافی (بازی ورق)

talon [اسم]
اجرا کردن

کارت‌های باقی‌مانده که روی میز رو به پایین قرار دارند

hand [اسم]
اجرا کردن

یک دست بازی ورق

Ex:
middlehand [اسم]
اجرا کردن

بازیکن میانی

Ex: In the game of whist , the middlehand usually follows the lead of the first player .

در بازی ویشت، middlehand معمولاً از بازی بازیکن اول پیروی می‌کند.

cut [اسم]
اجرا کردن

برش (بازی ورق)

Ex: They agreed to a cut before shuffling .
game [اسم]
اجرا کردن

دست (بازی ورق)

Ex: The children played a game of tag until sunset .
اجرا کردن

دست متعادل

Ex: The player had a balanced hand , with four cards in each suit , making it easier to bid confidently .

بازیکن یک دست متعادل داشت، با چهار کارت در هر خال، که باعث می‌شد با اطمینان بیشتری پیشنهاد دهد.

to deal [فعل]
اجرا کردن

کارت پخش کردن (در بازی)

Ex: She forgot how to properly deal the cards , so her friend showed her again .

او فراموش کرد که چگونه کارت‌ها را به درستی تقسیم کند، بنابراین دوستش دوباره به او نشان داد.

dummy hand [اسم]
اجرا کردن

دست ساختگی

Ex: Although the dummy hand is exposed , the player controlling it can not make any decisions for that hand .

اگرچه دست دامی آشکار است، بازیکنی که آن را کنترل می‌کند نمی‌تواند برای آن دست تصمیمی بگیرد.

stand [اسم]
اجرا کردن

تصمیم به توقف دریافت کارت (بازی ورق)

Ex:
bust card [اسم]
اجرا کردن

کارت باخت

Ex: A bust card in Blackjack automatically ends the round for the player .

یک کارت بس در بلک جک به طور خودکار دور را برای بازیکن به پایان می‌رساند.