بازی‌ها - Video Game Console

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به کنسول های بازی ویدئویی مانند "joystick"، "gamepad" و "controller" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بازی‌ها
joystick [اسم]
اجرا کردن

اهرمک (رایانه)

Ex: He adjusted the joystick to aim at the target in the shooting game .

او جوایستیک را تنظیم کرد تا به هدف در بازی تیراندازی نشانه رود.

gamepad [اسم]
اجرا کردن

دسته بازی

Ex: She picked up her gamepad and started playing her favorite fighting game .

او گیم پد خود را برداشت و شروع به بازی کردن بازی مبارزه‌ای مورد علاقه‌اش کرد.

controller [اسم]
اجرا کردن

دسته بازی

Ex: The battery in the controller needed replacement .
اجرا کردن

پد جهت‌دار

Ex:

او پس از اینکه استیک آنالوگ شروع به خرابکاری کرد، به استفاده از صفحه جهت‌نما روی آورد.

اجرا کردن

شوکِ دسته (بازی)

Ex: She used the analog stick to steer her character through the obstacle course .

او از استیک آنالوگ برای هدایت شخصیت خود در مسیر مانع استفاده کرد.

اجرا کردن

کنسول بازی

Ex:

بسیاری از بچه‌ها یک کنسول بازی ویدیویی به عنوان هدیه تولد خواستند.

اجرا کردن

*میکروکنسول

Ex: I bought a microconsole to play some indie games , and it 's been a fun experience so far .

من یک میکروکنسول خریدم تا برخی بازی‌های مستقل را بازی کنم، و تاکنون تجربه‌ای سرگرم‌کننده بوده است.

اجرا کردن

*کنسول بازی دستی

Ex: The handheld game console is perfect for playing games during long commutes .

کنسول بازی دستی برای بازی کردن در طول سفرهای طولانی عالی است.

Xbox [اسم]
اجرا کردن

*ایکس‌باکس (کنسول)

Ex: We connected our Xbox to the TV and had a movie night with streaming apps .

ما Xbox خود را به تلویزیون وصل کردیم و با اپلیکیشن‌های استریمینگ یک شب فیلم داشتیم.

GunCon [اسم]
اجرا کردن

تفنگ نوری

Ex: I remember how cool it was when I first tried the GunCon at the arcade , and then I got one for my home console .

یادم می‌آید چقدر جالب بود وقتی اولین بار GunCon را در آرکید امتحان کردم، و بعد یکی برای کنسول خانگی‌ام گرفتم.

اجرا کردن

ذخیره‌سازی قابل گسترش

Ex: The console has expandable storage , so I can keep adding more games as I need them .

کنسول دارای حافظه قابل گسترش است، بنابراین می‌توانم با نیازمندی‌هام بازی‌های بیشتری اضافه کنم.

PlayStation [اسم]
اجرا کردن

*پلی‌استیشن (کنسول)

Ex: Do you want to come over and play on my PlayStation later ?

می‌خواهی بیایی و بعداً روی PlayStation من بازی کنی؟

اجرا کردن

*پس‌سازگاری

Ex: Thanks to backward compatibility , you do not need to replace your old games when upgrading to the new console .

به لطف سازگاری مع نسخه‌های قبلی، هنگام ارتقا به کنسول جدید نیازی به جایگزینی بازی‌های قدیمی خود ندارید.