بازی‌ها - انواع و انواع شطرنج

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به انواع و گونه‌های مختلف شطرنج مانند "شوگی"، "شطرنج برق‌آسا" و "شطرنج" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بازی‌ها
xiangqi [اسم]
اجرا کردن

شطرنج چینی

Ex: My friend and I play xiangqi after school because it is fun and makes us think hard .

من و دوستم بعد از مدرسه xiangqi بازی می‌کنیم چون هم سرگرم‌کننده است و هم باعث می‌شود سخت فکر کنیم.

janggi [اسم]
اجرا کردن

جانگی

Ex: The young boy watched a professional janggi tournament on TV , fascinated by the players ' skill .

پسر جوان یک تورنمنت حرفه‌ای جانگی را در تلویزیون تماشا کرد، مجذوب مهارت بازیکنان شد.

chaturanga [اسم]
اجرا کردن

چاتورانگا

Ex: We learned about chaturanga in history class , and I did n't realize it was the original version of chess .

ما در کلاس تاریخ درباره چاتورانگا یاد گرفتیم، و من متوجه نشده بودم که این نسخه اصلی شطرنج است.

اجرا کردن

پادشاهان مسابقه

Ex:

در Racing Kings، مجبور بودم شاه خود را با دقت حرکت دهم در حالی که سعی می‌کردم پیشرفت حریفم را مسدود کنم.

Horde chess [اسم]
اجرا کردن

شطرنج هورد

Ex: She beat me at Horde chess by capturing all my pieces and then checkmating my king .

او در شطرنج هورد با گرفتن تمام مهره‌هایم و سپس کیش و مات کردن شاه من، مرا شکست داد.

اجرا کردن

شطرنج کریزی هاوس

Ex: In crazyhouse chess , you have to plan carefully because the pieces you capture can turn the game around .

در شطرنج کریزی هاوس، باید با دقت برنامه‌ریزی کنید زیرا مهره‌هایی که می‌گیرید می‌توانند بازی را تغییر دهند.

اجرا کردن

شطرنج سه کیش

Ex: We decided to play three-check chess instead of regular chess for a change .

ما تصمیم گرفتیم به جای شطرنج معمولی، شطرنج سه کیش بازی کنیم تا تغییری ایجاد شود.

blitz chess [اسم]
اجرا کردن

شطرنج بلیتز

Ex: She got so caught up in the game that she barely noticed her time running out in the blitz chess match .

او آنقدر در بازی غرق شده بود که به سختی متوجه شد زمانش در مسابقه شطرنج برق‌آسا در حال اتمام است.

makruk [اسم]
اجرا کردن

ماکروک

Ex: After mastering chess , I decided to try makruk for a new challenge .

بعد از تسلط بر شطرنج، تصمیم گرفتم ماکروک را برای یک چالش جدید امتحان کنم.

اجرا کردن

شطرنج چشم بسته

Ex: During the event , grandmasters showcased their skills by playing multiple games of blindfold chess simultaneously .

در طول این رویداد، استادبزرگ‌ها با بازی همزمان چندین بازی شطرنج چشم‌بسته مهارت‌های خود را به نمایش گذاشتند.

اجرا کردن

شطرنج باگهاوس

Ex: They spent the afternoon playing bughouse chess at the café , passing pieces back and forth .

آنها بعدازظهر را در کافه به بازی شطرنج باگهاوس گذراندند، مهره‌ها را به همدیگر پاس می‌دادند.

اجرا کردن

شطرنج چهار نفره

Ex: My friends and I spent hours playing four-player chess ; it was fun but also confusing with so many people involved .

من و دوستانم ساعت‌ها شطرنج چهارنفره بازی کردیم؛ هم سرگرم‌کننده بود و هم با حضور این همه نفر گیج‌کننده.

shatranj [اسم]
اجرا کردن

*شطرنج تاریخی ایران

Ex:

شطرنج توسط بسیاری از پادشاهان و دانشمندان در امپراتوری پارس بازی می‌شد.

اجرا کردن

شطرنج دایره‌ای

Ex: The round board in circular chess forces players to think differently about their strategy .

صفحه گرد در شطرنج دایره‌ای بازیکنان را مجبور می‌کند تا متفاوت درباره استراتژی خود فکر کنند.

اجرا کردن

شطرنج گوتیک

Ex: When playing Gothic chess , I realized that the empress is even more powerful than the queen because of its extra movement abilities .

وقتی شطرنج گوتیک بازی می‌کردم، متوجه شدم که ملکه حتی از وزیر هم قدرتمندتر است به خاطر توانایی‌های حرکتی اضافه‌اش.

اجرا کردن

شطرنج اتمی

Ex: My strategy in atomic chess was to avoid unnecessary captures that might blow up my best pieces .

استراتژی من در شطرنج اتمی اجتناب از گرفتن‌های غیرضروری بود که ممکن است بهترین مهره‌هایم را منفجر کند.

Janus Chess [اسم]
اجرا کردن

Janus Chess

Ex: My favorite part of Janus Chess is how the Janus can jump over pieces , just like a knight , but also move like a queen .

قسمت مورد علاقه من Janus Chess این است که چگونه Janus می‌تواند مانند یک اسب از روی مهره‌ها بپرد، اما همچنین مانند یک وزیر حرکت کند.

اجرا کردن

تقریباً شطرنج

Ex: The chancellor in almost chess made it harder to defend my position because it could move in more directions .

صدراعظم در تقریباً شطرنج دفاع از موقعیت من را سخت‌تر کرد زیرا می‌توانست در جهات بیشتری حرکت کند.

اجرا کردن

شطرنج شش ضلعی

Ex: My friend introduced me to hexagonal chess , and now we play it every Saturday .

دوستم من را با شطرنج شش‌ضلعی آشنا کرد، و حالا هر شنبه آن را بازی می‌کنیم.

Grand Chess [اسم]
اجرا کردن

شطرنج بزرگ

Ex: I usually play regular chess , but today we decided to try Grand Chess for a change .

من معمولاً شطرنج معمولی بازی می‌کنم، اما امروز تصمیم گرفتیم برای تنوع شطرنج بزرگ را امتحان کنیم.

sittuyin [اسم]
اجرا کردن

سیتویین

Ex: We spent the afternoon playing sittuyin with friends and family .

ما بعد از ظهر را با بازی sittuyin با دوستان و خانواده گذراندیم.

اجرا کردن

*شطرنج تیموری

Ex: Have you ever played Tamerlane chess ?

آیا تا به حال شطرنج تیمورلنگ بازی کرده‌اید؟ زرافه‌ها و پیشروها آن را بسیار جالب می‌کنند.