بازی‌ها - انواع بازی های ویدئویی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به انواع مختلف بازی های ویدئویی مانند "بازی پلتفرم"، "بازی ورزشی" و "تیرانداز اول شخص" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بازی‌ها
اجرا کردن

تیرانداز قهرمانی

Ex: The new hero shooter update added several new characters to choose from .

به‌روزرسانی تیرانداز قهرمانی چندین شخصیت جدید برای انتخاب اضافه کرد.

beat 'em up [اسم]
اجرا کردن

بازی مبارزه

Ex: They had a blast playing the beat 'em up on the console during the weekend gathering .

آنها در گردهمایی آخر هفته با بازی beat 'em up روی کنسول خیلی خوش گذراندند.

اجرا کردن

بازی ماجراجویی (نوعی ژانر بازی)

Ex: My brother is obsessed with adventure games ; he ’s always talking about the latest one he ’s playing .

برادرم عاشق بازی‌های ماجراجویی است؛ همیشه در مورد آخرین بازی‌ای که بازی می‌کند صحبت می‌کند.

اجرا کردن

تیراندازی اول شخص (نوعی ژانر بازی)

Ex: My brother is really good at first-person shooters ; he always finishes at the top of the leaderboard .

برادرم در تیراندازی اول شخص واقعاً خوب است؛ او همیشه در صدر جدول رده‌بندی قرار می‌گیرد.

اجرا کردن

بازی شبیه‌سازی (نوعی ژانر بازی)

Ex: The new simulation video game about space exploration is amazing ; it feels so realistic .

بازی ویدیویی شبیه‌سازی جدید درباره اکتشاف فضایی شگفت‌انگیز است؛ خیلی واقعی به نظر می‌رسد.

اجرا کردن

سیاه‌چال چندکاربره

Ex: Although they are old-fashioned now , multi-user dungeons were groundbreaking when they first came out .

اگرچه امروزه منسوخ شده‌اند، اما سیاهچال‌های چندنفره در زمان اولین عرضه‌شان انقلابی بودند.

اجرا کردن

بازی دو‌بعدی پرشی (نوعی ژانر بازی)

Ex: We decided to play a platform game together , and it was so much fun competing to finish first .

ما تصمیم گرفتیم یک بازی پلتفرمی را با هم انجام دهیم، و رقابت برای تمام کردن اول خیلی سرگرم‌کننده بود.

exergame [اسم]
اجرا کردن

بازی‌ورزش

Ex: I downloaded a new exergame on my console , and it ’s been a great way to stay active indoors .

من یک exergame جدید روی کنسولم دانلود کردم، و این یک راه عالی برای فعال ماندن در داخل خانه بوده است.

اجرا کردن

بازی نقش‌آفرینی برخط چندنفره گسترده

Ex:

او بیشتر وقت آزاد خود را صرف بازی کردن بازی‌های نقش‌آفرینی آنلاین چندنفره گسترده می‌کند، که به گفته‌اش به او کمک می‌کند تا آرام شود و استراحت کند.

season pass [اسم]
اجرا کردن

بسته‌های الحاقی پس از عرضه بازی

Ex: If you get the season pass , you wo n’t need to purchase each DLC separately .

اگر پاس فصل را دریافت کنید، نیازی به خرید جداگانه هر DLC نخواهید داشت.

اجرا کردن

عرصه نبرد برخط چندنفره (موبا)

Ex:

برادرم عاشق بازی آرناهای نبرد آنلاین چندنفره است و این روزها بی‌وقفه درباره دوتا ۲ حرف می‌زند.

online game [اسم]
اجرا کردن

بازی آنلاین

Ex: They met through an online game and became good friends .

آنها از طریق یک بازی آنلاین با هم آشنا شدند و دوستان خوبی شدند.

اجرا کردن

بازی تک‌نفره

Ex: He spent the entire weekend playing his favorite single-player video game .

او تمام آخر هفته را به بازی کردن بازی ویدیویی تک نفره مورد علاقه اش گذراند.

racing game [اسم]
اجرا کردن

بازی مسابقه‌ای (ماشینی ...)

Ex: My brother is really good at racing games ; he always beats me by a few seconds .

برادرم واقعاً در بازی‌های مسابقه‌ای خوب است؛ او همیشه مرا با چند ثانیه شکست می‌دهد.

اجرا کردن

بازی سندباکس

Ex: The sandbox game offered endless possibilities , from farming and fishing to fighting monsters .

بازی سندباکس امکان‌های بی‌پایانی را ارائه می‌داد، از کشاورزی و ماهیگیری گرفته تا مبارزه با هیولاها.

اجرا کردن

*بازی استراتژی هم‌زمان

Ex:

برادرم من را با یک بازی استراتژی بلادرنگ جدید آشنا کرد که در آن تمدن خود را می‌سازید و مدیریت می‌کنید.

اجرا کردن

*بازی ویدئویی چندنفره

Ex: I love playing multiplayer video games , as they let me compete with others in real-time .

من عاشق بازی کردن بازی‌های ویدیویی چندنفره هستم، چون به من اجازه می‌دهند در زمان واقعی با دیگران رقابت کنم.

action game [اسم]
اجرا کردن

بازی اکشن

Ex: My brother is really good at action games , he always finishes them quickly .

برادرم در بازی‌های اکشن واقعاً خوب است، همیشه آن‌ها را سریع تمام می‌کند.

اجرا کردن

بازی مبارزه‌ای (نوعی سبک بازی)

Ex: My brother prefers playing fighting games over other types of video games .

برادرم ترجیح می‌دهد بازی‌های مبارزه‌ای را به جای انواع دیگر بازی‌های ویدیویی بازی کند.

اجرا کردن

بازی تیراندازی

Ex: The latest shooter video game offers new levels and weapons for players to try out .

آخرین بازی ویدئویی تیراندازی سطح‌ها و سلاح‌های جدیدی را برای امتحان کردن بازیکنان ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

بازی ویدیویی پازل

Ex: He finished a really tough level in his puzzle video game today .

او امروز یک سطح واقعاً سخت را در بازی ویدیویی پازل خود به پایان رساند.

اجرا کردن

بازی ویدیویی ورزشی

Ex: I bought a new sport video game that lets you play soccer online with others .

من یک بازی ویدیویی ورزشی جدید خریدم که به شما امکان می‌دهد با دیگران به صورت آنلاین فوتبال بازی کنید.

اجرا کردن

*بازی ویدئویی استراتژی

Ex: She spends hours playing a strategy video game where she controls an entire civilization .

او ساعت‌ها وقت صرف بازی یک بازی ویدئویی استراتژیک می‌کند که در آن یک تمدن کامل را کنترل می‌کند.

اجرا کردن

تیرانداز سوم شخص

Ex: They are releasing a new third-person shooter next month , and fans are excited to try it out .

آن‌ها ماه آینده یک تیرانداز سوم شخص جدید منتشر می‌کنند و طرفداران مشتاق امتحان کردن آن هستند.