دویدن
او یک ورزشکار با استعداد است و میتواند بسیار سریع بدود.
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به حرکت های عجولانه مانند "دویدن"، "شتاب گرفتن" و "اسپرینت" اشاره دارند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
دویدن
او یک ورزشکار با استعداد است و میتواند بسیار سریع بدود.
آهسته دویدن
آنها در غروب آفتاب در امتداد ساحل میدوند.
بهسرعت دویدن
بازیکن فوتبال در زمین با سرعت دوید، توپ را با مهارت از مدافعان عبور داد.
عجله کردن
با دیدن طوفانی که نزدیک میشد، مسافران ساحل تصمیم گرفتند به سمت ماشینهایشان عجله کنند.
عجله کردن
همانطور که طوفان نزدیک میشد، شناگران ساحلی برای جمعآوری وسایلشان و رفتن به داخل عجله کردند.
با سرعت دویدن
در حالی که بازی تگ میکردند، بچهها در حیاط میدویدند، میخندیدند و فریاد میزدند.
با عجله دویدن
خرگوش به داخل بوتهها پرید وقتی حضور یک شکارچی را احساس کرد.
عجله کردن
در حالی که طوفان میتوفید، مردم برای ایمن کردن پنجرهها و درها عجله داشتند.
تند دویدن
در تلاش برای رسیدن به آخرین قطار، مسافران به سرعت در طول سکوی شلوغ حرکت کردند.
*با عجله این طرف و آن طرف رفتن
با شنیدن صدای کیسه خوراکی، همستر هیجانزده به سمت صاحبش دوید.
به سرعت حرکت کردن
اسکی باز به سرعت پایین رفت از شیب تند، با مهارت پیچ و خم ها را پشت سر گذاشت.
آرام دویدن
بازیکن فوتبال در سراسر زمین تاخت، قبل از بازی گرم میکرد.
سریع دویدن
سگ با هیجان به دنبال فریزبی دوید و چابکی و سرعت خود را به نمایش گذاشت.
شتابیدن
قطار پرسرعت با سرعت حرکت میکرد روی ریلها، چراغهایش تاریکی را میدرید.
فرار کردن
با فهمیدن اینکه دیر کردهاند، دانشآموزان به سرعت به کلاس رفتند.
با سرعت دویدن
با دیدن وسیله نقلیه نزدیک شونده، گربه با سرعت از جاده گذشت تا به ایمنی برسد.