افعال حرکت - افعال برای تغییر سرعت حرکت
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به تغییر در سرعت حرکات اشاره دارند مانند "ترمز"، "شتاب گرفتن" و "کند شدن".
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to become faster

سرعت گرفتن, شتاب گرفتن
همانطور که طوفان نزدیک میشد، بادها شروع به تسریع کردند، باعث شد درختان به شدت تکان بخورند.
to make a vehicle, machine or object move more quickly

سرعت دادن, شتاب کردن
مهندس موتور را به دقت تنظیم کرد تا نوار نقاله را شتاب دهد.
to increase the speed of an engine

سرعت را بالاتر بردن
او قبل از اینکه با سرعت حرکت کند، موتور موتورسیکلت را گاز داد.
to slow down or stop a moving car, etc. by using the brakes

ترمز کردن, ترمز گرفتن
همانطور که قطار به ایستگاه نزدیک میشد، مهندس شروع به ترمز کردن تدریجی کرد تا توقفی ملایم و دقیق را تضمین کند.
to slow down or reduce the speed of something

کند کردن, از سرعت (چیزی) کاستن
مهندس سیستمی را طراحی کرد تا هنگام نزدیک شدن به پیچ، قطار را به طور خودکار کند کند.
to reduce in speed

کاهش یافتن سرعت
همانطور که ماشین از تپه شیبدار بالا میرفت، راننده احساس کرد که شتاب کاهش یافت.
to make something go at a slower speed or pace

کند کردن, کاهش سرعت
طوفان بارانی کار ساخت و ساز ساختمان را کند کرد.
to not move anymore

توقف کردن
چراغ راهنمایی قرمز شد، بنابراین مجبور شدیم در تقاطع توقف کنیم.
to make someone or something stop

متوقف کردن
نگهبان امنیتی به سرعت فرد مشکوک را در ورودی متوقف کرد و درخواست شناسنامه کرد.
to move a car, bus, etc. into an empty place and leave it there for a short time

پارک کردن
راننده اتوبوس با مهارت اتوبوس را در ایستگاه مشخص شده پارک کرد.
(of a vehicle) to come to a stop

متوقف کردن (اتومبیل)
درست وقتی که به فکر رفتن بودم، دوچرخهاش بیرون کافه توقف کرد.
to direct a vehicle to move to the side of the road or to another location where it can stop

به کنار کشیدن, توقف کردن در کنار
با دیدن یک منطقه استراحت در جلو، او توقف کرد تا استراحت کند.
to signal or direct a driver to move their vehicle to the side of the road

ماشین را (به درخواست پلیس) کنار جاده متوقف کردن
پلیس در طول عملیات چندین راننده را متوقف کرد تا ثبتنامهای منقضی شده را بررسی کند.
to stop a vehicle, often in a particular location

(وسیله نقلیه را) متوقف کردن
به راننده دستور داده شد که لیموزین را جلوی ورودی اصلی متوقف کند.