واژگان آیلتس سطح مبتدی - زبان و دستورزبان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره زبان و دستور زبان، مانند "مقاله"، "تعیین کننده"، "مخفف" و غیره، که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس سطح مبتدی
اجرا کردن

مخفف

Ex: In formal writing , it is important to spell out the term before using its abbreviation .

در نوشتار رسمی، مهم است که قبل از استفاده از مخفف، عبارت به طور کامل نوشته شود.

apostrophe [اسم]
اجرا کردن

علامت آپوستروف

Ex: The word " class of ' 99 " uses an apostrophe to indicate the omission of " 19 . "

کلمه "کلاس '99" از یک آپاستروف برای نشان دادن حذف "19" استفاده می‌کند.

article [اسم]
اجرا کردن

حرف تعریف

Ex: She struggled with choosing the correct article when writing about general and specific subjects .

او در انتخاب حرف تعریف صحیح هنگام نوشتن درباره موضوعات کلی و خاص مشکل داشت.

اجرا کردن

فعل کمکی

Ex: An auxiliary verb helps to form different tenses in English .

یک فعل کمکی به تشکیل زمان‌های مختلف در انگلیسی کمک می‌کند.

clause [اسم]
اجرا کردن

جمله‌واره (دستورزبان)

Ex: The teacher explained that a clause can be a full sentence or part of a sentence .

معلم توضیح داد که یک بند می‌تواند یک جمله کامل یا بخشی از یک جمله باشد.

conjunction [اسم]
اجرا کردن

حرف ربط

Ex:

آزمون دستور زبان توانایی دانش‌آموزان در شناسایی و استفاده صحیح از حروف ربط تابع را آزمایش کرد.

contraction [اسم]
اجرا کردن

اختصار (دستور زبان)

Ex: In casual speech , contractions like " do n't " and " " did n't " are frequently used .

در گفتار معمولی، انقباضات مانند "نکن" و "نکردم" اغلب استفاده می‌شوند.

اجرا کردن

علامت تعجب

Ex: His message ended with a single exclamation mark for emphasis .
grammatical [صفت]
اجرا کردن

دستوری

Ex: Teachers often provide feedback on students ' writing to improve their grammatical proficiency .

معلمان اغلب بازخوردهایی درباره نوشته‌های دانش‌آموزان ارائه می‌دهند تا مهارت دستوری آن‌ها را بهبود بخشند.

intonation [اسم]
اجرا کردن

آهنگ (زبان‌شناسی)

Ex:

زبان‌شناسان از تکنیک‌هایی مانند ردیابی زیروبمی و طیف‌نگاره‌ها برای تحلیل الگوهای آهنگ گفتار و درک نقش آن‌ها در ارتباط استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

فعل ناگذر

Ex:

فعل‌های لازم اغلب اقداماتی را توصیف می‌کنند که به چیز یا شخص دیگری منتقل نمی‌شوند.

اجرا کردن

فعل گذرا

Ex: Transitive verbs can be followed by a noun , pronoun , or phrase that receives the action of the verb .

افعال متعدی می‌توانند با یک اسم، ضمیر یا عبارت که عمل فعل را دریافت می‌کند، دنبال شوند.

part of speech [عبارت]
اجرا کردن

نقش واژه (دستور زبان)

Ex: Identifying the part of speech helps in constructing grammatically correct sentences .
اجرا کردن

حالت مجهول

Ex: The sentence " The cake was baked by Mary " is an example of passive voice .

جمله "کیک توسط مری پخته شد" یک مثال از صفت مفعولی است.

period [اسم]
اجرا کردن

نقطه

Ex: Every complete statement must end with a period .
prefix [اسم]
اجرا کردن

پیشوند

Ex: In the vocabulary lesson , they focused on how prefixes can alter the meanings of root words .

در درس واژگان، آنها بر چگونگی تغییر معانی کلمات ریشه توسط پیشوندها تمرکز کردند.

suffix [اسم]
اجرا کردن

پسوند

Ex: Understanding how suffixes modify words is essential for expanding vocabulary and improving writing skills .

درک اینکه چگونه پسوندها کلمات را تغییر می‌دهند برای گسترش دایره واژگان و بهبود مهارت‌های نوشتاری ضروری است.

to quote [فعل]
اجرا کردن

نقل‌قول کردن

Ex: The coach quoted the motivational speech from " Rocky " to inspire his team .
proper noun [اسم]
اجرا کردن

اسم خاص

Ex: The teacher asked the students to identify the proper nouns in the paragraph for their grammar exercise .

معلم از دانش‌آموزان خواست تا اسم‌های خاص را در پاراگراف برای تمرین دستور زبان خود شناسایی کنند.

اجرا کردن

علامت نقل‌قول

Ex: He placed the phrase in quotation marks to show it was a direct quote .

او عبارت را در علامت نقل قول قرار داد تا نشان دهد که این یک نقل قول مستقیم است.

object [اسم]
اجرا کردن

مفعول (دستورزبان)

Ex: