افعال مدیریت اطلاعات و اشیاء - افعال برای ثبت اطلاعات

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به ثبت اطلاعات اشاره دارند مانند "مستند کردن"، "ثبت" و "پرونده".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مدیریت اطلاعات و اشیاء
to film [فعل]
اجرا کردن

فیلم‌برداری کردن

Ex: Right now , the director is filming a crucial scene on set .

همین حالا، کارگردان در حال فیلمبرداری یک صحنه حیاتی در صحنه است.

to tape [فعل]
اجرا کردن

ضبط کردن

Ex: She taped her favorite TV show so she could watch it later .

او برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود را ضبط کرد تا بعداً بتواند آن را تماشا کند.

to record [فعل]
اجرا کردن

ضبط کردن

Ex: The nurse recorded the patient 's vital signs in the medical chart .

پرستار علائم حیاتی بیمار را در پرونده پزشکی ثبت کرد.

to document [فعل]
اجرا کردن

مستند کردن

Ex: The scientist documented the experiment 's procedure to ensure reproducibility .

دانشمند روش آزمایش را برای اطمینان از قابلیت تکرار آن مستند کرد.

to register [فعل]
اجرا کردن

ثبت نام کردن

Ex: He registered his business with the appropriate government authorities .

او کسب‌وکار خود را با مقامات دولتی مربوطه ثبت کرد.

to file [فعل]
اجرا کردن

درخواست دادن (پرونده قضایی)

Ex: The clerk filed the property deed with the county office for official registration .

منشی سند مالکیت را برای ثبت رسمی به دفتر شهرستان ثبت کرد.

to archive [فعل]
اجرا کردن

بایگانی کردن

Ex: The museum archived the artifacts to ensure their preservation for future generations .

موزه آثار را بایگانی کرد تا از حفظ آنها برای نسل‌های آینده اطمینان حاصل کند.

to index [فعل]
اجرا کردن

فهرست کردن

Ex: He indexed the files in alphabetical order to facilitate navigation .

او فایل‌ها را به ترتیب الفبایی فهرست کرد تا پیمایش را آسان کند.

اجرا کردن

وقایع‌نگاری کردن

Ex: They chronicle the development of technology over the decades in a comprehensive timeline .

آنها توسعه فناوری را در طول دهه‌ها در یک جدول زمانی جامع ثبت می‌کنند.

to clock [فعل]
اجرا کردن

زمان سنجی کردن

Ex: The researcher clocked the intervals between each stage of the experiment for analysis .

محقق فواصل بین هر مرحله از آزمایش را برای تحلیل زمان‌گیری کرد.

to log [فعل]
اجرا کردن

رسما ثبت کردن (وقایع یا اطلاعات)

Ex: She logged the radio communications and messages received from other vessels during the maritime journey .

او ارتباطات رادیویی و پیام‌های دریافتی از کشتی‌های دیگر در طول سفر دریایی را ثبت کرد.

to catalog [فعل]
اجرا کردن

سازماندهی کردن

Ex: The museum curator carefully cataloged artifacts , categorizing them based on their historical significance and origin .

کیوریتور موزه با دقت آثار را فهرست‌بندی کرد، آن‌ها را بر اساس اهمیت تاریخی و منشأشان دسته‌بندی کرد.