افعال مدیریت اطلاعات و اشیاء - افعال برای ترتیب

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به ترتیب اشاره دارند مانند "سازماندهی"، "حل کردن" و "دسته بندی" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مدیریت اطلاعات و اشیاء
to arrange [فعل]
اجرا کردن

منظم کردن

Ex: Can you please arrange the files in chronological order ?

آیا می‌توانید لطفاً فایل‌ها را به ترتیب زمانی مرتب کنید؟

اجرا کردن

دوباره مرتب کردن

Ex: They recently rearranged the layout of the office for better workflow .

آنها اخیراً چیدمان دفتر را برای جریان کار بهتر دوباره مرتب کردند.

to organize [فعل]
اجرا کردن

منظم کردن

Ex: The secretary frequently organizes files in the office for easy retrieval .

منشی اغلب پرونده‌ها را در دفتر سازماندهی می‌کند تا بازیابی آسان باشد.

اجرا کردن

دوباره سازمان دادن

Ex: We are reorganizing the kitchen cabinets to make better use of space .

ما در حال سازماندهی مجدد کابینت‌های آشپزخانه هستیم تا از فضا بهتر استفاده کنیم.

to order [فعل]
اجرا کردن

مرتب کردن

Ex: The chef often orders ingredients by type before starting a new recipe .

آشپز اغلب قبل از شروع یک دستور العمل جدید مواد اولیه را بر اساس نوع مرتب می‌کند.

to sort [فعل]
اجرا کردن

دسته‌بندی کردن

Ex: He sorted the clothes by color before putting them in the laundry .
to sort out [فعل]
اجرا کردن

دسته‌بندی کردن

Ex:

او نیاز داشت قبل از روشن کردن ماشین لباسشویی لباس‌ها را مرتب کند.

to list [فعل]
اجرا کردن

لیست کردن

Ex: They recently listed names of attendees for the conference registration .

آنها اخیراً نام‌های شرکت‌کنندگان را برای ثبت‌نام کنفرانس فهرست کردند.

اجرا کردن

دسته‌بندی کردن

Ex: The biologist often categorizes species into different taxonomic groups .

زیست‌شناس اغلب گونه‌ها را به گروه‌های تاکسونومی مختلف دسته‌بندی می‌کند.

to classify [فعل]
اجرا کردن

طبقه‌بندی کردن

Ex: We are classifying data into different categories for analysis .

ما داده‌ها را برای تحلیل به دسته‌های مختلف طبقه‌بندی می‌کنیم.

to class [فعل]
اجرا کردن

طبقه بندی کردن

Ex: Can you please class these books by genre ?

آیا می‌توانید لطفاً این کتاب‌ها را بر اساس ژانر دسته‌بندی کنید؟

to layer [فعل]
اجرا کردن

لایه لایه کردن

Ex: They recently layered paint on the canvas to add depth to the artwork .

آنها اخیراً رنگ را روی بوم لایه‌لایه کردند تا به اثر هنری عمق ببخشند.

اجرا کردن

بر حسب طرح چیدن

Ex: She is currently configuring the lighting settings for the stage performance .

او در حال حاضر در حال پیکربندی تنظیمات نورپردازی برای اجرای صحنه است.

to batch [فعل]
اجرا کردن

دسته بندی کردن

Ex: They recently batched customer orders for shipment .

آنها اخیراً سفارشات مشتریان را برای ارسال دسته‌بندی کردند.

اجرا کردن

در گروه خاصی دسته‌بندی شدن

Ex: As a non-profit organization , they fall under specific regulations governing charitable entities .

به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی، آنها تحت مقررات خاصی که نهادهای خیریه را اداره می‌کنند، قرار می‌گیرند.

to filter [فعل]
اجرا کردن

فیلتر کردن

Ex: The software helps researchers filter irrelevant data points from their analysis .

نرم‌افزار به محققان کمک می‌کند تا نقاط داده نامربوط را از تحلیل خود فیلتر کنند.

to sift [فعل]
اجرا کردن

الک کردن

Ex:

حسابرس اغلب سوابق مالی را الک می‌کند تا ناهمخوانی‌ها را شناسایی کند.

to queue [فعل]
اجرا کردن

صف ایستادن

Ex: Can you please queue behind the others in line ?

آیا می‌توانید لطفاً در صف پشت دیگران بایستید؟

to align [فعل]
اجرا کردن

تراز کردن

Ex: The students align their desks in rows for the classroom presentation .

دانش‌آموزان میزهای خود را برای ارائه کلاس در ردیف‌ها تراز می‌کنند.

اجرا کردن

هماهنگ کردن

Ex: She is currently orchestrating the marketing campaign for the new product launch .

او در حال حاضر کمپین بازاریابی برای راه‌اندازی محصول جدید را هماهنگ می‌کند.

اجرا کردن

مدیریت کردن

Ex: Can you please coordinate the transportation for the conference attendees ?

آیا می‌توانید لطفاً حمل‌ونقل را برای شرکت‌کنندگان در کنفرانس هماهنگ کنید؟

اجرا کردن

سیستماتیزه کردن

Ex: Can you please systematize the workflow for this project ?

آیا می‌توانید لطفاً گردش کار این پروژه را سیستماتیک کنید؟

to codify [فعل]
اجرا کردن

قانونی کردن

Ex: They recently codified the safety protocols for the construction site .

آنها اخیراً پروتکل‌های ایمنی برای سایت ساخت و ساز را تدوین کرده‌اند.

to format [فعل]
اجرا کردن

به نحو خاصی چیدن

Ex: Can you please format the document to include bullet points for easier reading ?

آیا می‌توانید لطفاً سند را قالب‌بندی کنید تا شامل نقاط گلوله‌ای برای خواندن آسان‌تر شود؟

اجرا کردن

ساختار دادن

Ex: They recently structured the team roles for the new project .

آنها اخیراً نقش‌های تیم را برای پروژه جدید ساختار دادند.

اجرا کردن

بازسازی کردن

Ex: The organization frequently restructures its operations to adapt to changing market conditions .

سازمان به طور مکرر عملیات خود را بازسازی می‌کند تا با شرایط متغیر بازار سازگار شود.

اجرا کردن

در دسته خاصی قرار گرفتن

Ex: The research paper comes under the field of psychology .

مقاله تحقیقی در حوزه روانشناسی قرار می‌گیرد.