افعال سیر وقایع - افعال برای بازسازی و بازآفرینی
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به بازسازی و بازسازی اشاره دارند مانند "دوباره انجام دادن"، "طراحی مجدد" و "نوسازی" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to produce a new version of something that has already been made

از نو ساختن, دوباره ساختن
او دستور العمل معروف مادربزرگش را برای شام شکرگزاری دوباره ساخت.
to give a new appearance or design to a room or building by making changes to its decorations or furnishings

بازسازی کردن, تغییر دکوراسیون دادن
او آشپزخانه را دوباره انجام داد، کابینتها و کانترهای جدید نصب کرد.
to create a new and improved version of something, often by changing its appearance, structure, or functionality

بازطراحی کردن, طراحی مجدد
او یک معمار استخدام کرد تا آشپزخانه خود را بازطراحی کند تا عملکرد بهتری داشته باشد.
to form or mold something again in a new or different way

باز شکل دادن, تغییر شکل دادن
هنرمند خاک رس را به یک مجسمه کاملاً متفاوت دوباره شکل داد.
to make a building or a place look good again by repairing or painting it

بازسازی کردن, تعمیر کردن
او یک پیمانکار را برای نوسازی حمام قدیمی استخدام کرد، و تجهیزات و کاشیها را تعویض کرد.
to completely change one's job or way of living

سبک زندگی جدیدی پیش گرفتن, شغل جدیدی را شروع کردن
او با شروع کسبوکار خود در صنعتی کاملاً متفاوت، شغلش را دوباره اختراع کرد.
to repair a work of art, building, etc. so that it is in a good condition again

مرمت کردن, بازسازی کردن
آنها ساختمان تاریخی را به عظمت سابقش بازسازی کردند، با حفظ جزئیات معماری آن.
to replace something old or damaged with a new one

نو کردن, تجدید کردن
پس از سالها استفاده، او تصمیم گرفت کمد لباسش را با لباسهای جدید تجدید کند.
to turn a system off and on again

بازنشانی کردن, راهاندازی مجدد
برای عیبیابی اتصال وایفای، او روتر را ریست کرد.
to renew or update something to improve its appearance or functionality

تازه کردن, به روز رسانی
او با گذراندن یک دوره آنلاین مهارتهایش را تازه کرد.
to update or renovate something to improve its appearance or functionality

نوسازی کردن, مدرن کردن
پس از سالها بیتوجهی، آنها بالاخره باغ را نوسازی کردند، با کاشت گلها و درختچههای رنگارنگ.
to bring something back to life

زنده کردن, احیاء کردن
شعبده باز حرکتی انجام داد که در آن به نظر میرسید یک پرنده مرده را زنده میکند.
to bring new life or energy to something

زنده کردن, احیا کردن
باران گیاهان پژمرده در باغ را زنده کرد.
to bring back strength or energy to something that was previously lacking

احیاء کردن, نوسازی کردن
پس از زمستانی طولانی، هوای گرمتر صنعت گردشگری محلی را احیا کرد.
to cause a feeling of strength and energy

انرژی دادن, تقویت کردن
او پوست خود را با یک ماسک مرطوب کننده صورت جوان کرد.
to bring something back to life

زنده کردن مجدد, احیاء کردن
در فیلمهای ترسناک، دانشمندان دیوانه اغلب سعی میکنند اجساد را زنده کنند با نتایج فاجعهبار.
to give new energy or strength to something

تجدید انرژی دادن, تقویت کردن
سخنرانی انگیزشی مربی تجدید حیات بخشید به عزم تیم برای پیروزی.
to bring someone to a state of consciousness, typically by administering medical aid or CPR

احیا کردن, به هوش آوردن
ناجیان غریق آموزش دیدهاند تا قربانیان غرق را احیاء کنند.
to modify or redo something, typically to improve it or make it more suitable

بازکاری, اصلاح کردن
طراح مجبور شد لباس را بازبینی کند پس از آنکه اولین فیتینگ برخی مشکلات را آشکار کرد.
to change the figure, appearance or structure of something

بازسازی کردن, تغییر دادن
شرکت لوگوی خود را بازسازی کرد تا زیباییشناسی مدرنتری را منعکس کند.
| افعال سیر وقایع | |||
|---|---|---|---|
| افعال برای برنامهریزی و زمانبندی | افعال برای زمانبندی | افعال برای مبتدیان | افعال برای ادامه و وقفه |
| افعال برای پایان | افعال برای تکرار | افعال برای بازسازی و بازآفرینی | |