افعال سیر وقایع - افعال برای برنامهریزی و زمانبندی
در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به برنامهریزی و زمانبندی مانند "توطئه کردن"، "استراتژی کردن" و "به تعویق انداختن" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to decide on and make arrangements or preparations for something ahead of time

برنامهریزی کردن, برنامه ریختن
او برای دوستش یک مهمانی غافلگیرانه برنامهریزی کرد، که با مهمانها از قبل هماهنگ شده بود.
to secretly make a plan to harm someone or do something illegal

توطئه چیدن, نقشه کشیدن
جاسوسها در حال توطئه برای دزدیدن اطلاعات محرمانه و فروش آن به یک کشور رقیب دستگیر شدند.
to devise a plan, especially a secret or dishonest one

توطئه چیدن, نقشه کشیدن
او برای بردن در انتخابات توطئه میکرد.
to plan something in detail

برنامه ریزی دقیق, طرح ریزی
او یک برنامه تهیه کرد که تمام چالشهای بالقوه را در نظر گرفته بود.
to develop an idea, plan, theory, or principle through mental effort

طراحی کردن, تفکر عمیق
تیم در حال تدبیر یک پیشنهاد پروژه جدید است.
to plan or direct a complex or intricate scheme or project

طرح ریزی کردن, رهبری کردن
تیم در حال برنامهریزی برای راهاندازی یک محصول جدید است.
to give a higher level of importance or urgency to a particular task, goal, or objective compared to others

اولویتبندی کردن
او سلامتی خود را در اولویت قرار میدهد بیش از هر چیز دیگری.
to plan a course of action for achieving a specific goal or desired outcome

استراتژی ریختن, برنامه ریزی کردن
ما در حال برنامهریزی استراتژیک راههایی برای گسترش کسبوکارمان هستیم.
to measure how long an event, action, or someone performing an action takes

زمان سنجی کردن, اندازه گیری زمان
او جلسات مطالعه خود را زمانبندی میکند تا بهرهوری را به حداکثر برساند.
to schedule something for a specific time or purpose

برنامه ریزی کردن, زمان بندی کردن
ما در حال برنامهریزی هستیم که این رویداد در بهار برگزار شود.
to set a specific time to do something or make an event happen

برنامهریزی کردن
تیم در حال زمانبندی زمانبندی پروژه است.
to arrange a new time or date for something that was previously set

تجدید برنامه, تعویق انداختن
من در صورت لزوم قرارها را دوباره برنامهریزی میکنم.
to schedule or plan events for specific times

زمان بندی کردن, برنامه ریزی کردن
او وظایف کاری خود را برای هفته زمانبندی میکند.
to arrange or put off an activity or an event for a later time than its original schedule

به تعویق انداختن, عقب انداختن
من قرار ملاقات دندانپزشکی خود را تا بعد از تعطیلاتم به تعویق میاندازم.
to refrain from taking immediate action

صبر کردن, به تعویق انداختن
معلم به دانشآموزان توصیه کرد که صبر کنند و تکالیف خود را تا موعد مقرر تحویل ندهند.
to postpone to a later time

به تأخیر انداختن, عقب انداختن
دانشجو درخواست کرد که به دلیل یک وضعیت اضطراری خانوادگی امتحانات خود را به تعویق بیاندازد.
to postpone an appointment or arrangement

به تعویق انداختن, عقب انداختن
آنها قبلاً دو بار تاریخ عروسی را به تعویق انداختهاند.
to reschedule an appointment or event for a later time or date

به تعویق انداختن (یک قرار یا رویداد)
انتشار بهروزرسانی نرمافزاری جدید به دلیل برخی مشکلات فنی به تعویق افتاد.
to move something from one time to another

زمان چیزی را تغییر دادن
آنها تصمیم گرفتند که کمپین بازاریابی را به سال بعد موکول کنند.
to postpone something that needs to be done

به تعویق انداختن, پشت گوش انداختن
تیم در شروع پروژه تعلل میکند.
to slow down or postpone something

موجب تاخیر شدن
ما در حال تأخیر در ارسال هستیم تا زمانی که هوا بهتر شود.
to have something in mind as a plan or purpose

قصد داشتن, تصمیم داشتن
من قصد دارم به طور منظم ورزش کنم تا سلامتیم را بهبود بخشم.
to be supposed or intended to do a certain thing

مقدر بودن, قرار بودن
این نرمافزار به معنای آسانتر کردن کار شماست، نه سختتر.
to work toward a specific goal

بر یک هدف تمرکز کردن
اهداف پروژه به وضوح معطوف به افزایش کارایی و کاهش هزینهها است.
to create a plan or layout for something

طرح ریختن, نقشهکشی کردن
ما در حال طراحی یک برنامه برای پروژه آینده هستیم.
to create a plan, document, or written agreement, often in a formal or official context

آماده کردن, تنظیم کردن
مقامات دولتی برای تدوین مقررات جدید حفاظت از محیط زیست همکاری کردند.
| افعال سیر وقایع | |||
|---|---|---|---|
| افعال برای برنامهریزی و زمانبندی | افعال برای زمانبندی | افعال برای مبتدیان | افعال برای ادامه و وقفه |
| افعال برای پایان | افعال برای تکرار | افعال برای بازسازی و بازآفرینی | |