علوم طبیعی SAT - عصب شناسی و بیوشیمی خون

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به نورولوژی و بیوشیمی خون، مانند "لپتین"، "گرلین" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم طبیعی SAT
neuron [اسم]
اجرا کردن

یاخته عصبی

Ex:

قوس رفلکس شامل یک سیگنال مستقیم از نورون‌های حسی به نورون‌های حرکتی است.

اجرا کردن

پاراسمپاتیک

Ex: Parasympathetic activity increases during sleep , facilitating rest and recovery .

فعالیت پاراسمپاتیک در طول خواب افزایش می‌یابد، که استراحت و بهبودی را تسهیل می‌کند.

autonomic [صفت]
اجرا کردن

خودمختار

Ex: Autonomic dysfunction can lead to symptoms such as dizziness or fainting .

اختلال خودکار می‌تواند منجر به علائمی مانند سرگیجه یا غش شود.

اجرا کردن

فرارسان عصبی

Ex: Serotonin acts as a neurotransmitter that affects sleep and mood .

سروتونین به عنوان یک انتقال دهنده عصبی عمل می‌کند که بر خواب و خلق و خو تأثیر می‌گذارد.

اجرا کردن

نوروژنز

Ex: The discovery of adult neurogenesis challenged previous beliefs about brain development .

کشف نوروژنز بزرگسالان، باورهای پیشین درباره توسعه مغز را به چالش کشید.

neurosis [اسم]
اجرا کردن

روان‌نژندی

Ex: Unlike psychosis , neurosis does not involve a loss of contact with reality , but it can still significantly impact mental health .

برخلاف سایکوز، نوروز شامل از دست دادن تماس با واقعیت نمی‌شود، اما همچنان می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر سلامت روان داشته باشد.

اجرا کردن

عصب‌شناس

Ex: The neuroscientist 's research on Alzheimer 's disease has led to promising new treatment approaches .

تحقیقات عصب‌شناس در مورد بیماری آلزایمر به رویکردهای درمانی جدید امیدوارکننده‌ای منجر شده است.

synesthesia [اسم]
اجرا کردن

همحسی

Ex: Researchers study synesthesia to understand how the brain processes sensory information .

محققان سینستزیا را مطالعه می‌کنند تا بفهمند مغز چگونه اطلاعات حسی را پردازش می‌کند.

sensation [اسم]
اجرا کردن

حس

Ex: She experienced a strange sensation in her arm as it fell asleep .

او یک حس عجیب در بازویش تجربه کرد وقتی که خواب رفت.

اجرا کردن

حافظه کوتاه مدت

Ex: Forgetting items on a shopping list is a common example of short-term memory lapses .

فراموش کردن موارد در لیست خرید یک مثال رایج از نقص‌های حافظه کوتاه مدت است.

اجرا کردن

درون ریزشناسی

Ex: Researchers in endocrinology are investigating the complex interactions between hormones and metabolism to develop new therapeutic approaches .

محققان در آندوکرینولوژی در حال بررسی تعاملات پیچیده بین هورمون‌ها و متابولیسم برای توسعه روش‌های درمانی جدید هستند.

ghrelin [اسم]
اجرا کردن

گرلین

Ex: Changes in ghrelin production can influence eating behaviors and meal timing .

تغییرات در تولید گرلین می‌تواند بر رفتارهای غذایی و زمان‌بندی وعده‌های غذایی تأثیر بگذارد.

serotonin [اسم]
اجرا کردن

سروتونین

Ex: The gut produces about 95 % of the body 's serotonin , influencing digestive processes .

روده حدود 95٪ از سروتونین بدن را تولید می‌کند که بر فرآیندهای گوارشی تأثیر می‌گذارد.

histamine [اسم]
اجرا کردن

هیستامین

Ex:

هیستامین در تنظیم ترشح اسید معده در معده نقش دارد.

lipoprotein [اسم]
اجرا کردن

لیپوپروتئین

Ex: The doctor recommended a lipid profile test to assess levels of lipoproteins in the patient 's blood .

پزشک یک آزمایش پروفیل چربی را برای ارزیابی سطح لیپوپروتئین‌ها در خون بیمار توصیه کرد.

synapse [اسم]
اجرا کردن

سیناپس

Ex:

سیناپس‌های الکتریکی، که با اتصال الکتریکی مستقیم بین نورون‌ها مشخص می‌شوند، امکان ارتباط سریع‌تری را در مقایسه با سیناپس‌های شیمیایی فراهم می‌کنند.

acidosis [اسم]
اجرا کردن

اسیدوز

Ex:

پزشک بیمار را به دقت برای علائم اسیدوز متابولیک پس از عمل جراحی تحت نظر گرفت.

alkalosis [اسم]
اجرا کردن

قلیایی شدن خون

Ex:

پزشک به دلیل مشکوک بودن به آلکالوز متابولیک، آزمایش‌های خون را برای ارزیابی سطح الکترولیت‌های بیمار تجویز کرد.

hemoglobin [اسم]
اجرا کردن

هموگلوبین

Ex:

هموگلوبین نقش حیاتی در اکسیژن‌رسانی ایفا می‌کند.

inhibitory [صفت]
اجرا کردن

بازدارنده

Ex: Cognitive behavioral therapy teaches patients inhibitory techniques to manage impulsive behaviors .

درمان شناختی رفتاری به بیماران تکنیک‌های بازدارنده را برای مدیریت رفتارهای تکانشی آموزش می‌دهد.