مشهود
تاکسی زرد در میان دریایی از ماشینهای خاکستری در پارکینگ قابل توجه بود.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بینایی و دقت، مانند "کدر"، "کفن"، "درخشان" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مشهود
تاکسی زرد در میان دریایی از ماشینهای خاکستری در پارکینگ قابل توجه بود.
قابلتشخیص
لهجه او باعث میشد اصالتش برای کسانی که با گویشهای منطقهای آشنا بودند قابل تشخیص باشد.
نامعلوم
احساسات او درباره وضعیت مبهم باقی ماند و او را سردرگم کرد.
مات
مه آنقدر غلیظ بود که همه چیز را کدر کرد و دید را مبهم ساخت.
پررنگ
پارچهٔ تابلو با رنگدانههای زنده رنگآمیزی شده بود، که نمایشی خیرهکننده از رنگها را ایجاد میکرد.
شفاف
شیشه آنقدر شفاف بود که تقریباً نامرئی بود، منظره واضحی از باغ در آن سوی آن را فراهم میکرد.
نیمهشفاف
پوشه پلاستیکی نیمه شفاف به محتوای داخل آن اجازه میداد که به صورت محو دیده شود.
مزاحم
خنده پر سر و صدای او در طول مراسم رسمی بیاحترامی تلقی شد.
زننده (رنگ)
نقاشی به دلیل پالت زننده آن مورد انتقاد قرار گرفت.
پرزرق و برق
ماشین ورزشی پرزرق و برق او هرکجا که میرفت نگاهها را به خود جلب میکرد.
درخشنده
هنرمند اثر درخشنده امواج را در نقاشی خود به تصویر کشید، اقیانوس را زنده کرد.
گسترده
نقاشی پانوراما یک منظره گسترده با جزئیات پیچیده را به تصویر کشید.
سیاه مانند مرکب
غار تاریک و مثل مرکب سیاه بود، با تنها پژواکهای ضعیف.
کدر
رنگ بیجلوه روی دیوارها به اتاق ظاهری کسلکننده داد.
گرفته
آسمان تیره پر از ابرهای تاریک کوهنوردان را به این فکر انداخت که آیا باید بازگردند.
پررنگ
ماشین زرد زنده او در هر کجا که رانندگی میکرد توجه را جلب میکرد.
درخشان
خورشید آن روز درخشان بود، نوری گرم بر ساحل میتاباند.
آشکار
انتقاد آشکار سیاستمدار از سیاستهای رقیبش به عنوان حرکتی جسورانه برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی دیده شد.
به وضوح
تقابل بین ساختمانهای قدیمی و جدید به وضوح آشکار بود.
کنتور
طرح کلی اول هنگام نقاشی کمک میکند.
توهم
فیلم ترسناک یک توهم چنان واقعی از ترس ایجاد کرد که بینندگان واقعاً ترسیدند.
نمایش
خورشیدگرفتگی یک نمایش طبیعی بود که جمعیتهایی از سراسر جهان را به خود جذب کرد.
فام
هر رنگ در رنگین کمان به طور یکپارچه با رنگ بعدی آمیخته میشد.
دید
او از منظره آبشار باشکوه متحیر شده بود.
نگاه اجمالی
آنها هنگام رانندگی در جاده پیچ در پیچ، نگاهی اجمالی به کوهها انداختند.
درخشندگی
درخشندگی لامپهای LED در مقایسه با لامپهای سنتی انرژیکارآمدتر بود.
مشاهده
در طول سافاری، اولین مشاهده گروه از یک شیر هیجانانگیز بود.
سیلوئت
سیلوئت گربه در پنجره وقتی که خیابان را تماشا میکرد غیرقابل اشتباه بود.
نور خیره کننده
سطح بازتابنده دریاچه یک درخشش خیره کننده در بعد از ظهر ایجاد کرد.
تصویری
به عنوان یک هنرمند، او تصاویر خیره کننده ای خلق می کند که مخاطب را مجذوب خود می کند.
استتار کردن
مارمولک با تغییر رنگ پوست خود استتار میکند.
تار کردن
دود غلیظ مسیر جلو را پنهان کرد.
با دقت نگاه کردن
او به عکسهای قدیمی نگاه دقیقی انداخت تا گذشته را به یاد آورد.
تماشا کردن
من عظمت آبشار را خواهم دید زمانی که از پارک ملی بازدید کنم.
چشمچرانی کردن
گردشگران نمیتوانستند از خیره شدن به معماری خیرهکننده کلیسای تاریخی دست بکشند.
چشم ریز کردن
کودک در حالی که سعی میکرد متن کوچک روی تابلو دور را بخواند، چشمهایش را تنگ کرد.
روشن کردن
هنرمند به صورت استراتژیک چراغها را قرار داد تا نقاشی زیبا در گالری را روشن کند.
سوسو زدن
آب در فواره زیر نور خورشید میدرخشید.
ظاهر شدن
با گذشت طوفان، ستارهها در آسمان شب شروع به ظاهر شدن کردند.
آشکار کردن
با حرکتی نمایشی، او نقاشی را آشکار کرد تا منظرهای نفسگیر را آشکار کند.
از زیر خاک درآوردن
در طول ساخت و ساز، کارگران فسیلهایی را کشف کردند که نور بر زندگی پیش از تاریخ میافکنند.
رونمایی کردن
مدیر موزه آماده شد تا نقاشی گمشدهای را که اخیراً مرمت شده بود رو نمایی کند.
آشکار کردن
با یک حرکت نمایشی، شعبدهباز جعبه مرموز را کشف کرد تا یک خرگوش زنده را در داخل آن نشان دهد.
پوشش چیزی را برداشتن
باستانشناسان با دقت مقبره باستانی را حفاری کردند، به امید افشای اشیاء پنهان.
آشکار کردن
زیستشناس نمونه را تشریح کرد تا اندامهای داخلی آن را برای بررسی دقیقتر آشکار کند.
منعکس کردن
ناپدید شدن
همانطور که مه محو شد، چهره مرموز به نظر میرسید که در هوا ناپدید شده است.
پوشاندن
شعبدهباز با دقت شیء را با یک دستمال ابریشمی پوشاند قبل از اینکه آن را ناپدید کند.
پنهان کردن
او از یک شال برای پنهان کردن کبودی تازه روی گردنش استفاده کرد.
بررسی دقیق
تحت بررسی دقیق، کیفیت محصول آشکار شد.
جزئیات بیاهمیت
یک مدیر پروژه موفق باید به جزئیات ریز زمانبندی توجه کند، مطمئن شود که هر جزئیات کوچکی برای رعایت مهلتها در نظر گرفته شده است.
بازرسی کردن
تیم کنترل کیفیت محصولات را قبل از ارسال به مشتریان بازرسی میکند.
نظارت کردن
معلم به طور فعال پیشرفت دانشآموزان را در طول ترم نظارت میکرد.
موشکافی کردن
مخالفان لایحه جدید را به دقت بررسی کردند تا نقصهای آن را بیابند.
نکتهسنج
او به دلیل دقیق بودن در رعایت پروتکلها و رویههای اداری شناخته شده بود.
پرزحمت
آشپز غذا را با دقت سختکوشانه آماده کرد، مطمئن شد که هر عنصر درست است.
بهطور کامل
آشپز استیک را به طور کامل با نمک و فلفل چاشنی زد تا طعم آن را افزایش دهد.
به درستی
تاریخنگار وقایع گذشته را به دقت مستند کرد.
با دقت بسیار
کارآگاه صحنه جرم را با دقت بررسی کرد تا هر سرنخی که میتواند به مجرم منجر شود را پیدا کند.
سطحی
تعمیر سطحی انجام شد، فقط به آسیبهای قابل مشاهده پرداخت.
کمرنگ
دیوارهای اتاق خواب با رنگ اسطوخودوس مات رنگ آمیزی شده بودند، که به فضا احساس آرامش و سکون میداد.
از نظر زیبایی
وبسایت به صورت تزئینی بازطراحی شد تا تجربه کاربری و جذابیت بصری را بهبود بخشد.