علوم طبیعی SAT - ویژگیهای فیزیکی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ویژگی های فیزیکی، مانند "عطر"، "سرعت"، "سوزان" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the process of burning, characterized by the chemical reaction between a fuel and oxygen that produces heat and light

احتراق, فرآیند سوختن
آتشنشانان اصول احتراق را مطالعه میکنند تا بفهمند آتش چگونه گسترش مییابد.
the process or act of setting something on fire or starting a combustion reaction, especially in an engine or device

اشتعال, جرقه
او کلید را در جرقه چرخاند تا موتور را روشن کند.
a distinctive and often unpleasant smell or scent that is produced by a substance or object

بو
a pleasant and noticeable smell that adds to the experience of something

عطر, بو
او از عطر قهوهای که صبحها دم میشد لذت میبرد.
a sharp and distinctive taste, typically associated with acidity or a lively and refreshing quality

تندی, ترشی
پنکیکهای شیرترش دارای طعم تند ظریفی بودند که به خوبی با شربت افرا شیرین جفت میشد.
the volume or amount that can be contained in a space or container

گنجایش, ظرفیت
بطری ظرفیت دو لیتر دارد.
the ability of an object or material to withstand wear, pressure, or damage over time, without significant deterioration

دوام, مقاومت
مهندسان در ساخت پل به دوام اولویت میدهند تا زیرساختهای پایدار را تضمین کنند.
the impressive beauty or magnificence of something, often characterized by richness, brilliance, or grandeur

شکوه, عظمت
باغ در اوج شکوفایی خود، شکوه طبیعی را با رنگهای پرجنبوجوش و شاخ و برگ انبوه به نمایش گذاشته بود.
the flashy or extravagant appearance or effect of something, often associated with glamour, sparkle, or showiness

درخشش, تجمل
کازینو با درخشش چراغهای نئون و دکور مجلل خود، بازدیدکنندگان را خیره کرد.
the exciting and attractive quality of a person, place, etc. that makes them desirable

فریبندگی, جذابیت، زرقوبرق
the tendency of an object to float or rise in a fluid, like water or air, due to the upward force exerted by the fluid

شناوری, نیروی ارشمیدس
بالنهای هوای گرم از شناوری برای بالا رفتن در آسمان استفاده میکنند.
the speed at which something moves in a specific direction

سرعت
سرعت یک ماشین را میتوان با تقسیم مسافت طی شده بر زمان سپری شده محاسبه کرد.
not moving or active

بیحرکت, ناجنب
بدن بیحرکت خرس در طول خواب زمستانی در لانهاش بیحرکت دراز کشیده بود.
made by humans rather than occurring naturally in nature

مصنوعی
اندامهای مصنوعی تحرک و عملکرد را برای افرادی که اندامهای طبیعی خود را از دست دادهاند فراهم میکنند.
produced artificially, typically based on its natural version

ترکیبی, مرکب از مواد مصنوعی
او به جای چمن طبیعی به دلیل نگهداری کم و دوام بالا، چمن مصنوعی را برای حیاط خلوت خود انتخاب کرد.
(of an object) powered by machinery or an engine

ماشینی, مکانیکی
ساعت مکانیکی هر ساعت به صدا در میآید، که توسط چرخدندهها و فنرها به حرکت در میآید.
capable of being felt or touched

ملموس, محسوس
وزن ملموس کتاب عتیقه در دستانش باعث شد تا تاریخچه آن را حتی بیشتر قدردانی کند.
extremely hot and uncomfortable, often causing sweating

(گرمای) شدید, (گرمای) کلافهکننده، (گرمای) طاقتفرسا
علیرغم هوای طاقتفرسا، آنها به کار در مزارع ادامه دادند.
having a pleasant or sweet-smelling aroma

معطر
دانههای قهوه آسیاب شدند، و یک عطر خوشبو و غنی را منتشر کردند که هوا را پر کرد.
perfectly clean or spotless, devoid of any dirt, marks, or impurities

تمیز, تروتازه
ملحفههای تازه شسته شده، طراوت بینقصی را منتشر میکردند، عاری از هرگونه لکه یا چروک.
covered with a thick layer of dirt

کثیف, چرکین
او وانوی کثیف را تا زمانی که برق بزند سایید.
relating to space or the physical dimensions of an area or object

فضایی, مربوط به فضا
نقاشی هنرمند یک دیدگاه فضایی منحصر به فرد از خط افق شهر را به تصویر کشید.
related to the arrangement and connections of spaces or objects that remain unchanged under continuous transformations like stretching or bending

توپولوژیک, مربوط به توپولوژی
مهندسان از تحلیل توپولوژیک برای بهینهسازی طراحی مدارهای دستگاههای الکترونیکی استفاده میکنند.
free from any stain or dirt

تروتمیز, پاک، تمیز
پیراهن سفید او در طول مهمانی شام بینقص باقی ماند، بدون حتی یک لکه غذا یا نوشیدنی.
sealed or closed completely to prevent air or gas from entering or escaping

هوا بند, مهر و موم شده
درهای هوا بند برای حفظ محیطهای کنترل شده در آزمایشگاهها حیاتی هستند.
related to the flight or motion of objects that are propelled or shot, especially bullets, missiles, or projectiles

بالیستیک, مربوط به پرواز یا حرکت اشیای پرتاب شده یا شلیک شده
آزمایشهای بالیستیک اثربخشی زرهبدن جدید را در برابر گلولهها مشخص کرد.
in a rough, harsh, or abrupt manner, often indicating blunt or unfriendly speech or behavior

زبرا, خشن
مدیر با خشونت به کارمندان دستور داد که کارهایشان را سریع تمام کنند.
easily and quickly burned

قابلاشتعال, قابلسوختن
برچسب هشدار روی ظرف شیمیایی نشان میدهد که قابل اشتعال است و باید با احتیاط حمل شود.
the ability to chemically corrode or eat away materials, typically referring to strong acids

سوزآور (شیمی)
دانشمند آزمایشهایی را برای مطالعه اثرات مواد خورنده بر روی مواد مختلف انجام داد.
related to water that is calm, smooth, and undisturbed, often with a surface that reflects light evenly

آرام, بیتلاطم
در صبح زود، برکه آرام به نظر میرسید، که بازتابی کامل از درختان اطراف ایجاد میکرد.
damp, musty, and often cold or unpleasantly humid

مرطوب و سرد
پس از باران، کف جنگل مرطوب و مرطوب و سرد شد و فضایی عجیب ایجاد کرد.
thick and sticky, resembling the consistency of glue

چسبناک
ژل چسبناک روی زخمها اعمال میشود تا بهبود را تسریع و از عفونتها محافظت کند.
shaky, unstable, or likely to collapse due to being old or poorly constructed

لرزان, ناپایدار
او با احتیاط روی صندلی لرزان نشست، از این که ممکن است زیر وزنش فرو بریزد میترسید.
free from any form of corruption, pollution, or impurity and external influences

بی عیب, خالص
pleasing or agreeable to the sense of taste

خوشطعم
او از طعمهای خوشمزه بره پوشیده از گیاهان لذت برد، که به طور کامل برای خوشحال کردن جوانههای چشایی او ادویهدار شده بود.
no longer used, supported, etc. by the general public, typically belonging to an earlier period in history

قدیمی, دمده
نگاه او به روابط برای دنیای امروز کمی منسوخ است.
no longer matching the current trends or standards because of being too old

قدیمی, ازمدافتاده
با ظهور استریمینگ، دیویدیها اغلب توسط اکثر مصرفکنندگان منسوخ در نظر گرفته میشوند.
outdated and gone out of style, often replaced by more current trends or advancements

منسوخ, کهنه، ازردهخارج، ازکارافتاده
طراحی ماشین در مقایسه با مدلهای شیک و مدرن بازار، منسوخ به نظر میرسید.
updated with modern technology or methods

نوسازی شده
آنها آشپزخانه خود را با لوازم جدید مدرن کردند.
to emit a strong and offensive odor

بوی بد دادن, بخار از دهان خارج کردن
زیرزمین مرطوب بوی کپک و قارچ میداد.
to cast a shadow over something, partially or fully blocking light

سایه انداختن, در سایه قرار دادن
ابرها قله کوه را سایهانداختند.
| علوم طبیعی SAT | |||
|---|---|---|---|
| ویژگیهای فیزیکی | ظاهر و بافت | صدا و اندازه | جهان طبیعی |
| زمین و آب | جنبش | حرکت انسانی | جایگذاری |
| محدودیت | ظرفیتهای ذهنی و شکستها | بینش و دقت | |
