علوم طبیعی SAT - Restriction
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به محدودیت را یاد خواهید گرفت، مانند "حبس"، "بستن"، "دیوار کشیدن"، و غیره که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز خواهید داشت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the act of confining someone in a restricted space
حبس
بسیاری از فعالان در حال فشار برای جایگزینهایی برای زندانی کردن مجرمان غیرخشونتآمیز هستند.
بازداشت
در طول تحقیقات، مظنون در بازداشت باقی ماند تا توسط مقامات اجرای قانون مورد بازجویی بیشتر قرار گیرد.
بردگی
رهبر فرقه بندگی روانی را بر پیروانش حفظ کرد و باورها و اعمالشان را دستکاری کرد.
محدودیت آمدورفت
والدین برای نوجوانان خود مقررات منع رفت و آمد شبانه تعیین کردند، انتظار دارند که آنها آخر هفتهها تا نیمهشب در خانه باشند.
*مرز
توپ دقیقاً در داخل مرز برای یک چهار نجاتدهنده مسابقه جهید.
سرزمین
امپراتوری باستانی قلمرو خود را از طریق یک سری از کارزارهای نظامی موفق گسترش داد.
بازداشت کردن
در برخی دورههای تاریخی، گروههای قومی خاص به ناحق بازداشت شدند بر اساس پیشداوری.
محدود کردن
او پس از تلاش برای ورود به منطقه محدود شده توسط نگهبانان امنیتی محدود شد.
محصور کردن
زندانیان در سلولهای کوچک با حداقل نور و تهویه محبوس شدند.
محدود کردن
او تصمیم گرفت استفاده از شبکههای اجتماعی را محدود کند تا بیشتر روی درسهایش تمرکز کند.
منع کردن
قانون جدید منع میکند فروش الکل در فاصله 500 متری از مدارس و اماکن مذهبی.
مرزبندی کردن
مقررات به تعیین محدودههای مجاز برای ماهیگیری در دریاچه کمک میکنند.
زنجیر کردن
سگ به تیر خارج از مغازه زنجیر شده بود.
دستبند زدن
فعال در طول اعتراض دستبند زده شد و توسط پلیس برده شد.
غلوزنجیر کردن
شورشیان زنجیر شدند و به سلول زیرزمینی انداخته شدند.
اسیر کردن
او حشرات نادر را برای تحقیقات خود در مورد تنوع زیستی شکار کرده است.
دستگیر کردن
مقامات با موفقیت افرادی را که به یک شبکه بزرگ قاچاق مواد مخدر مرتبط بودند دستگیر کردند.
بستن
آتشنشانها تجهیزات را برای حمل و نقل محکم به کامیون بستند.
محاصره کردن
تیم مقابل تلاش کرد تا بازیکن فوتبال را با توپ محاصره کند و گزینههای او را محدود نماید.
بستن
در زمانهای قدیم، مجرمان اغلب قبل از اعدام بسته میشدند.
لنگر انداختن
تیم قبل از مسابقه فوتبال، تیرهای دروازه را محکم به زمین لنگر انداخت.