حمل و نقل زمینی - کاربران وسایل نقلیه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به کاربران وسایل نقلیه مانند "راننده"، "مسافر" و "دوچرخه سوار" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
driver [اسم]
اجرا کردن

راننده

Ex:

راننده تاکسی به من با چمدانم کمک کرد.

rider [اسم]
اجرا کردن

راننده

Ex: Many riders prefer using motorcycles for their daily commute .

بسیاری از رانندگان ترجیح می‌دهند از موتورسیکلت برای رفت و آمد روزانه خود استفاده کنند.

biker [اسم]
اجرا کردن

موتورسوار

Ex: The biker navigated through the traffic with ease .

موتورسوار با سهولت در ترافیک حرکت کرد.

cyclist [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه‌سوار

Ex: He fixed a flat tire for a fellow cyclist during their ride .

او در طول سفرشان یک تایر پنچر را برای یک دوچرخه‌سوار تعمیر کرد.

motorist [اسم]
اجرا کردن

راننده ماشین

Ex: Every day , the motorist commutes to work using the highway .

هر روز، راننده با استفاده از بزرگراه به سر کار می‌رود.

اجرا کردن

موتورسوار

Ex: She became a motorcyclist after buying her first bike last year .

او پس از خرید اولین دوچرخه‌اش سال گذشته، به یک موتورسوار تبدیل شد.

racer [اسم]
اجرا کردن

مسابقه دهنده

Ex: The racer 's experience and reflexes were evident in their quick reactions on track .

تجربه و واکنش‌های مسابقه‌دهنده در واکنش‌های سریعشان در مسیر آشکار بود.

teamster [اسم]
اجرا کردن

راننده کامیون

Ex: He assisted a fellow teamster with a breakdown on the highway .

او به یک راننده کامیون که در بزرگراه خراب شده بود کمک کرد.

trucker [اسم]
اجرا کردن

راننده کامیون

Ex: The trucker stopped at a diner for a quick meal during his route .

راننده کامیون در مسیر خود برای یک وعده غذایی سریع در یک رستوران توقف کرد.

اجرا کردن

راننده کامیون

Ex: She became a truck driver after finishing her driving courses .

او پس از اتمام دوره‌های رانندگی‌اش به یک راننده کامیون تبدیل شد.

cabby [اسم]
اجرا کردن

راننده تاکسی

Ex: During rush hour , cabbies often have to deal with impatient passengers and traffic jams .

در ساعت شلوغی، رانندگان تاکسی اغلب باید با مسافران بی‌حوصله و ترافیک دست و پنجه نرم کنند.

chauffeur [اسم]
اجرا کردن

شوفر

Ex: The chauffeur 's job includes maintaining the cleanliness and upkeep of the vehicle .

شغل راننده شامل حفظ تمیزی و نگهداری وسیله نقلیه می‌شود.

road hog [اسم]
اجرا کردن

راننده خودخواه

Ex: Other drivers honked at the road hog for blocking the intersection .

رانندگان دیگر به خوک جاده‌ای به دلیل مسدود کردن تقاطع بوق زدند.

outrider [اسم]
اجرا کردن

پیشرو

Ex: The outrider cleared the way for the VIP convoy by managing traffic .

پیشرو با مدیریت ترافیک، راه را برای کاروان VIP باز کرد.

valet [اسم]
اجرا کردن

متصدی پارکینگ (هتل و رستوران)

Ex: She tipped the valet generously for his prompt service in retrieving her car during rush hour .

او به واله به خاطر سرویس سریعش در بازیابی ماشینش در ساعت شلوغی، انعام سخاوتمندانه‌ای داد.

اجرا کردن

راننده تعیین شده

Ex: Lisa , the non-drinker in the group , was the designated driver .

لیزا، که در گروه مشروب نمی‌خورد، راننده تعیین شده بود.

اجرا کردن

راننده صندلی عقب

Ex: He was such a backseat driver , constantly pointing out every turn I made .

او چنین راننده صندلی عقب‌ای بود، که مدام به هر پیچی که می‌زدم اشاره می‌کرد.

passenger [اسم]
اجرا کردن

مسافر

Ex: The flight attendant demonstrated safety procedures to the passengers .

مهماندار پروceduresراحی‌های ایمنی را به مسافران نشان داد.

Hells Angel [اسم]
اجرا کردن

یک هلس انجل

Ex:

او یک مستند درباره تاریخ Hells Angels تماشا کرد و آن را جذاب یافت.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری