حمل و نقل زمینی - اصطلاحات و مقررات ترافیک

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اصطلاحات و مقررات ترافیکی مانند "حق تقدم"، "چراغ راهنمایی" و "گلوگاه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
traffic [اسم]
اجرا کردن

عبورومرور

Ex:

ترافیک عابران پیاده در اطراف مرکز خرید در تعطیلات آخر هفته شلوغ بود.

اجرا کردن

کد ترافیک

Ex: Violating the traffic code can result in fines or penalties imposed by law enforcement .

تخطی از قانون راهنمایی و رانندگی می‌تواند منجر به جریمه یا مجازات‌های تحمیل شده توسط نیروهای انتظامی شود.

اجرا کردن

حق تقدم

Ex: The sign indicated that drivers must yield the right of way .

علامت نشان می‌داد که رانندگان باید حق تقدم را رعایت کنند.

اجرا کردن

قانون حرکت به کنار

Ex: Failure to obey the move over law can result in fines and penalties , as it endangers the safety of emergency personnel and other drivers .

عدم رعایت قانون حرکت به کنار می‌تواند منجر به جریمه و مجازات شود، زیرا ایمنی پرسنل اضطراری و سایر رانندگان را به خطر می‌اندازد.

turn on red [اسم]
اجرا کردن

پیچیدن به راست در چراغ قرمز

Ex: Always remember to check for pedestrians and oncoming traffic before making a turn on red .

همیشه قبل از انجام چرخش به راست در چراغ قرمز، عابران پیاده و ترافیک مقابل را بررسی کنید.

speed limit [اسم]
اجرا کردن

سرعت مجاز

Ex: She received a ticket for going 15 miles over the speed limit , which made her more cautious in the future .

او به دلیل 15 مایل بیش از حد مجاز سرعت رانندگی کردن جریمه شد، که این باعث شد در آینده محتاط تر باشد.

اجرا کردن

تشخیص خودکار شماره پلاک خودرو

Ex: With the implementation of automatic number plate recognition , toll booths can now process payments without requiring vehicles to stop .

با اجرای تشخیص خودکار پلاک خودرو، عوارضی‌ها اکنون می‌توانند پرداخت‌ها را بدون نیاز به توقف وسایل نقلیه پردازش کنند.

اجرا کردن

دوربین چراغ قرمز

Ex: The presence of red light cameras can deter drivers from speeding through intersections and reduce the risk of collisions .

وجود دوربین های چراغ قرمز می‌تواند رانندگان را از سرعت گرفتن در تقاطع‌ها بازدارد و خطر برخورد را کاهش دهد.

اجرا کردن

چراغ راهنمایی

Ex: They installed new traffic lights to improve safety near the school .

آنها چراغ‌های راهنمایی جدیدی نصب کردند تا ایمنی نزدیک مدرسه را بهبود بخشند.

stoplight [اسم]
اجرا کردن

چراغ راهنمایی

Ex: Pedestrians crossed the street when the stoplight turned green .
green light [اسم]
اجرا کردن

(راهنمایی‌ و‌ رانندگی) چراغ سبز

Ex: A faulty green light caused confusion at the junction .

یک چراغ سبز معیوب باعث سردرگمی در تقاطع شد.

اجرا کردن

چراغ زرد

Ex: They debated whether to stop or go at the yellow light .

آن‌ها درباره توقف یا ادامه دادن در چراغ زرد بحث کردند.

red light [اسم]
اجرا کردن

چراغ قرمز (راهنمایی و رانندگی)

Ex: They waited patiently for the red light to turn green before proceeding .

آنها صبورانه منتظر شدند تا چراغ قرمز به سبز تغییر کند قبل از ادامه دادن.

wheel clamp [اسم]
اجرا کردن

قفل چرخ

Ex: Removing a wheel clamp without permission is illegal and may result in additional penalties .

برداشتن قفل چرخ بدون اجازه غیرقانونی است و ممکن است منجر به جریمه‌های اضافی شود.

checkpoint [اسم]
اجرا کردن

چک‌پوینت

Ex: They were waved through the checkpoint without any issues .

آن‌ها بدون هیچ مشکلی از چک‌پوینت عبور داده شدند.

breath test [اسم]
اجرا کردن

تست تنفس

Ex: After consuming alcohol , it 's advisable to wait several hours before taking a breath test to accurately measure blood alcohol content .

پس از مصرف الکل، توصیه می‌شود چند ساعت صبر کنید قبل از انجام تست تنفس برای اندازه‌گیری دقیق محتوای الکل خون.

speed trap [اسم]
اجرا کردن

تله سرعت

Ex: They placed a speed trap in a high-accident area .

آن‌ها یک تله سرعت در منطقه‌ای با تصادفات زیاد قرار دادند.

اجرا کردن

آرام سازی ترافیک

Ex: Traffic calming not only enhances safety but also encourages more people to walk or cycle instead of driving .

آرام سازی ترافیک نه تنها ایمنی را افزایش می‌دهد، بلکه افراد بیشتری را تشویق می‌کند تا به جای رانندگی، پیاده روی یا دوچرخه سواری کنند.

اجرا کردن

معکوس کردن لاین ترافیک

Ex: Contraflow lane reversal can confuse drivers who are unfamiliar with the temporary traffic pattern changes .

معکوس کردن مسیر خطوط می‌تواند رانندگانی را که با تغییرات موقتی الگوی ترافیک آشنا نیستند، گیج کند.

point duty [اسم]
اجرا کردن

وظیفه ترافیکی

Ex: They rotated the officers on point duty every two hours .

آن‌ها افسران را در وظیفه نقطه‌ای هر دو ساعت یکبار می‌چرخاندند.

اجرا کردن

گشت بزرگراه

Ex: Highway patrol officers often use radar guns to detect speeding drivers .

ماموران گشت بزرگراه اغلب از اسلحه‌های رادار برای شناسایی رانندگان سرعت غیرمجاز استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

پلیس راهنمایی و رانندگی

Ex: In some cities , traffic police use motorcycles to patrol and respond swiftly to traffic incidents .

در برخی شهرها، پلیس راهنمایی و رانندگی از موتورسیکلت‌ها برای گشت‌زنی و پاسخ سریع به حوادث ترافیکی استفاده می‌کند.

اجرا کردن

نگهبان ترافیک

Ex: During rush hour , the traffic guard 's role becomes even more crucial in preventing gridlock and maintaining order .

در ساعت شلوغی، نقش نگهبان ترافیک در جلوگیری از ترافیک سنگین و حفظ نظم حتی حیاتی‌تر می‌شود.

flagger [اسم]
اجرا کردن

پرچمدار

Ex: The flagger wore a bright vest and held a stop sign to halt oncoming traffic .

علامت‌دهنده یک جلیقه روشن پوشیده بود و یک علامت توقف در دست داشت تا ترافیک ورودی را متوقف کند.

اجرا کردن

مامور عبور

Ex: He donned a bright vest and carried a handheld stop sign as he performed his duties as a crossing guard .

او یک جلیقه روشن پوشید و یک علامت توقف دستی حمل می‌کرد در حالی که وظایف خود را به عنوان نگهبان گذرگاه انجام می‌داد.

bottleneck [اسم]
اجرا کردن

گلوگاه

Ex: The traffic bottleneck cleared up quickly once the accident was cleared from the road .

گلوگاه ترافیکی به سرعت پس از پاکسازی تصادف از جاده برطرف شد.

gridlock [اسم]
اجرا کردن

راه‌بندان

Ex: The main roads were in gridlock because of the concert , with no cars able to move .

جاده‌های اصلی به دلیل کنسرت در ترافیک سنگین بودند، بدون اینکه هیچ ماشینی بتواند حرکت کند.

اجرا کردن

ترافیک سنگین

Ex: Drivers become frustrated when stuck in traffic congestion for long periods .

رانندگان هنگامی که برای مدت‌های طولانی در ترافیک گیر می‌کنند، ناامید می‌شوند.

traffic jam [اسم]
اجرا کردن

راه‌بندان

Ex: He honked his horn in frustration as the traffic jam seemed never-ending .

او از سر ناامیدی بوق زد در حالی که ترافیک بی‌پایان به نظر می‌رسید.

اجرا کردن

ترافیک عبوری

Ex: Drivers should be cautious of through traffic when entering the main road .

رانندگان باید هنگام ورود به جاده اصلی از ترافیک عبوری احتیاط کنند.

yellow trap [اسم]
اجرا کردن

تله زرد

Ex: In busy city areas , yellow traps can cause accidents if drivers do n't anticipate other vehicles ' movements .

در مناطق شلوغ شهری، تله‌های زرد می‌توانند باعث تصادف شوند اگر رانندگان حرکات وسایل نقلیه دیگر را پیش‌بینی نکنند.

اجرا کردن

پارکومتر

Ex: Parking meters are common in busy urban areas .

پارکومترها در مناطق شلوغ شهری رایج هستند.

Idaho stop [اسم]
اجرا کردن

توقف آیداهو

Ex: Critics argue that the Idaho stop may lead to confusion and more accidents at intersections shared by cyclists and motorists .

منتقدان استدلال می‌کنند که توقف آیداهو ممکن است به سردرگمی و تصادفات بیشتری در تقاطع‌های مشترک بین دوچرخه‌سواران و رانندگان منجر شود.

اجرا کردن

ساعات خدمت

Ex: Drivers are required to maintain accurate records of their hours of service to avoid penalties during inspections .

رانندگان موظفند سوابق دقیقی از ساعات خدمت خود را نگه دارند تا از جریمه در طول بازرسی‌ها جلوگیری کنند.

اجرا کردن

توقف اجباری از تمام جهات

Ex: Compliance with all-way stop signs is crucial for maintaining orderly traffic and preventing accidents at busy intersections .

رعایت توقف همه‌جانبه برای حفظ نظم ترافیک و جلوگیری از تصادف در تقاطع‌های شلوغ حیاتی است.

road diet [اسم]
اجرا کردن

رژیم جاده‌ای

Ex: Some residents may initially oppose road diets due to concerns about increased congestion , but studies show they can actually improve traffic flow and reduce delays in the long term .

برخی از ساکنان ممکن است ابتدا به رژیم های جاده ای به دلیل نگرانی از افزایش تراکم مخالفت کنند، اما مطالعات نشان می‌دهد که آنها در واقع می‌توانند جریان ترافیک را بهبود بخشند و تاخیرها را در دراز مدت کاهش دهند.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری