با وسیله نقلیهای جایی را ترک کردن
راننده تاکسی صبر کرد تا مسافران بارهای خود را تمام کنند قبل از اینکه بتوانند بروند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به عملیات رانندگی و اصطلاحاتی مانند "شتاب گرفتن"، "ترمز" و "سبقت" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
با وسیله نقلیهای جایی را ترک کردن
راننده تاکسی صبر کرد تا مسافران بارهای خود را تمام کنند قبل از اینکه بتوانند بروند.
با ماشین دور شدن
من همیشه آینهها را قبل از حرکت دوباره چک میکنم.
ادامه رانندگی
ما به راندن ادامه خواهیم داد تا جایی برای استراحت پیدا کنیم.
روشن کردن
خلبان موتورهای هواپیما را روشن کرد در حالی که آنها برای برخاستن آماده میشدند.
سرعت دادن
کاپیتان به سکاندار دستور داد تا کشتی را شتاب دهد تا از طوفان نزدیک شونده فرار کند.
ترمز کردن
مربی به راننده جدید آموزش داد که چگونه در شرایط مختلف به درستی ترمز کند.
کف زمین فشار دادن
در بزرگراه خالی، او تصمیم گرفت پدال گاز را تا انتها فشار دهد فقط برای اینکه لذت سرعت را احساس کند.
هدایت کردن
راننده جوان یاد گرفت که ماشین را به آرامی هدایت کند.
تعویض دنده به دنده بالاتر
مربی به دانشآموز یادآوری کرد که در حین شتاب گرفتن دنده را بالا ببرد.
کاهش دنده
کاهش دنده به حفظ کنترل در جاده لغزنده کمک کرد.
کاهش دنده
آنها دنده را معکوس کردند تا سرعت را در جاده یخزده کنترل کنند.
دنده عقب گرفتن
راننده کامیون با مهارت وسیله نقلیه بزرگ را معکوس کرد تا آن را با اسکله بارگیری تراز کند.
آهسته کردن
خلبان در حین فرود برای یک فرود نرم، هواپیما را کند کرد.
کروز
دوچرخهسوار دندههای دوچرخه را برای کروز در زمین صاف تنظیم کرد.
چرخاندن
او دوچرخه را به شدت چرخاند تا از دستانداز جلوگیری کند.
دور چیزی چرخیدن
دوچرخهسوار با مهارت دور زد پیچ تند جاده را، با تنظیم سرعت برای انتقالی نرم.
تغییر مسیر دادن
قایق ناگهان تغییر مسیر داد در حالی که از میان تندابها عبور میکرد.
منحرف کردن
جاده به طور غیرمنتظرهای پیچید، ما را به یک نقطه دیدنی پنهان رساند.
تغییر مسیر دادن
در پاسخ به تهدید امنیتی، مقامات تصمیم گرفتند که رژه را از مرکز شلوغ شهر منحرف کنند.
منحرف کردن
اپراتور به مهارت ماشین کنترل از راه دور را از میان موانع منحرف کرد.
بوق زدن
صندوقدار مواد غذایی را اسکن کرد، و دستگاه پرداخت با هر قلم بوق زد.
بوق زدن (اتومبیل)
کاپیتان کشتی بوق زد تا به کشتیهای نزدیک در مه هشدار دهد.
کج کردن
سیستم چراغهای خودکار حضور وسایل نقلیهٔ مقابل را تشخیص داد و بهطور خودکار چراغها را کم کرد.
سبقت گرفتن
فردا آنها تراکتور را در جاده باریک سبقت خواهند گرفت.
سبقت گرفتن
راننده پرخاشگر ناگهان قطع کرد، باعث شد ماشین پشت سری برای جلوگیری از برخورد به طور ناگهانی ترمز کند.
راه دادن
ماشین به آمبولانس راه داد، که به آن اجازه میداد تا به سرعت از ترافیک سنگین عبور کند.
استارت زدن وسیله نقلیه
موتورسیکلت در حالت بیبار به نرمی کار میکرد در حالی که راننده نقشه را بررسی میکرد.
ماشین را (به درخواست پلیس) کنار جاده متوقف کردن
وقتی پلیس او را متوقف کرد عصبی بود، با اینکه هیچ قانونی را نقض نکرده بود.
موجب توقف یک وسیله نقلیه شدن
راهنمای تور از راننده خواست که مینی بوس را به جاذبه توریستی بکشد.
به کنار کشیدن
با فهمیدن اینکه گم شدهاند، به کنار کشیدند تا GPS را بررسی کنند و جهتیابی کنند.
به کنار کشیدن
وقتی باران شروع به باریدن کرد، تصمیم گرفتم کنار بکشم و صبر کنم تا بند بیاید.
پارک کردن
پارکینگ دار به سرعت ماشینهای مهمانان را در یک ردیف منظم پارک کرد.
مسیر وسیله نقلیه دیگر را مسدود کردن
ماشینها به دلیل فضای محدود پارکینگ اغلب مسدود میشدند.
تعویض دنده
جعبه دنده در این ماشین امکان تعویض دنده سریع را فراهم میکند که برای رانندگی در شهر عالی است.
مسیریابی کردن
با استفاده از یک نقشه کاغذی، کولهپشتیها به نوبت مسیریابی کردند.
نقشه راه
نقشه راه مسیرهای جایگزین در صورت ترافیک را نشان میداد.
استارت با کابل
روش استارت زدن باید با دقت انجام شود تا از آسیب جلوگیری شود.
شروع به کار با هل دادن
آنها مجبور شدند کامیون را با هل دادن روشن کنند بعد از اینکه در وسط جاده خاموش شد.
زمان سنجی کردن
آنها در حال اندازهگیری سرعت قطار جدید هستند تا مطمئن شوند که به استانداردهای ایمنی میرسد.
خرخر کردن
چرخ خیاطی در حالی که پارچه را میدوخت، زمزمه میکرد و خرخر میکرد
سریع استارت زدن
بیصبر از ترافیک کند، او موتور را گاز داد تا ناامیدی خود را نشان دهد.