حمل و نقل زمینی - وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی مانند "dandy horse"، "litter" و "phaeton" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
steam car [اسم]
اجرا کردن

ماشین بخار

Ex: The Doble steam car , developed in the 1920s , was renowned for its efficiency and low emissions compared to contemporary gasoline engines .

ماشین بخار Doble که در دهه 1920 توسعه یافت، به دلیل کارایی و آلایندگی کم در مقایسه با موتورهای بنزینی معاصر معروف بود.

اجرا کردن

سه چرخه بخاری

Ex: Engineers experimented with various boiler designs to improve the efficiency of steam tricycles .

مهندسان با طرح‌های مختلف دیگ بخار آزمایش کردند تا بازدهی سه‌چرخه‌های بخار را بهبود بخشند.

dandy horse [اسم]
اجرا کردن

اسب دندی

Ex: He found an old dandy horse in his grandfather 's attic and was amazed at its simple yet effective design .

او یک dandy horse قدیمی در اتاق زیر شیروانی پدربزرگش پیدا کرد و از طراحی ساده اما مؤثر آن شگفت زده شد.

velocipede [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه سه چرخ

Ex: The velocipede I saw at the fair had three wheels and colorful streamers on the handlebars .

دوچرخه سه چرخه‌ای که در نمایشگاه دیدم سه چرخ داشت و روی فرمانش روبان‌های رنگارنگ بود.

forecar [اسم]
اجرا کردن

فورکار

Ex: The forecar design allowed passengers to enjoy an unobstructed view of the road ahead .

طراحی فورکار به مسافران اجازه می‌داد تا از دیدی بدون مانع از جاده پیش رو لذت ببرند.

gyrocar [اسم]
اجرا کردن

جایروکار

Ex: Engineers are exploring modern applications of gyrocar technology to enhance safety in electric scooters .

مهندسان در حال بررسی کاربردهای مدرن فناوری ژیروکار برای افزایش ایمنی در اسکوترهای برقی هستند.

litter [اسم]
اجرا کردن

تخت روان

Ex: Servants carefully lifted the litter to carry their lord across town .

خدمتکاران با دقت تخت روان را بلند کردند تا ارباب خود را در سراسر شهر حمل کنند.

coach [اسم]
اجرا کردن

کالسکه

Ex: A coach was waiting outside the station for the passengers .

یک کالسکه خارج از ایستگاه برای مسافران منتظر بود.

tilbury [اسم]
اجرا کردن

تیلبری

Ex: They hired a tilbury for the afternoon to tour the city 's historic landmarks .

آن‌ها یک تیلبری برای بعدازظهر اجاره کردند تا از نشانه‌های تاریخی شهر دیدن کنند.

sulky [اسم]
اجرا کردن

سولکی

Ex: Sulkies are commonly seen at trotting races and harness racing events .

سولکی‌ها معمولاً در مسابقات تروت و رویدادهای مسابقه‌ی هارنس دیده می‌شوند.

hansom cab [اسم]
اجرا کردن

کالسکه هانسم

Ex: The couple enjoyed a romantic ride in a hansom cab .

زوج از یک سواری رمانتیک در یک کالسکه هانسم لذت بردند.

rickshaw [اسم]
اجرا کردن

ریکشا

Ex: Modern electric rickshaws have become popular in urban areas for their eco-friendly operation and ease of use .

ریکشاهای برقی مدرن به دلیل عملکرد سازگار با محیط زیست و سهولت استفاده در مناطق شهری محبوب شده‌اند.

sleigh [اسم]
اجرا کردن

سورتمه

Ex: Bells jingled on the horses pulling the sleigh , adding to the holiday cheer .

زنگ‌ها بر روی اسب‌هایی که سورتمه را می‌کشیدند به صدا درآمدند و به شادی تعطیلات افزودند.

phaeton [اسم]
اجرا کردن

فایتون

Ex: The museum 's collection includes a beautifully restored 19th-century phaeton once owned by a local aristocrat .

مجموعه موزه شامل یک کالسکه سبک قرن نوزدهمی است که به زیبایی مرمت شده و زمانی متعلق به یک اشرافزاده محلی بوده است.

gig [اسم]
اجرا کردن

یک کالسکه سبک دوچرخه که توسط اسب کشیده می‌شود

Ex: The young couple enjoyed a leisurely ride in their gig .

زوج جوان از یک سواری آرام در گیگ خود لذت بردند.

landau [اسم]
اجرا کردن

لاندو

Ex: The landau offered a stylish way to travel through the city .

لاندو روشی شیک برای سفر در شهر ارائه می‌داد.

brougham [اسم]
اجرا کردن

بروگام

Ex: Wealthy families often owned a brougham for formal occasions .

خانواده‌های ثروتمند اغلب برای مناسبت‌های رسمی یک بروگام داشتند.

chaise [اسم]
اجرا کردن

کالسکه

Ex: He enjoyed the smooth ride of the chaise on the countryside road .

او از سواری نرم شیز در جاده روستایی لذت برد.

stagecoach [اسم]
اجرا کردن

کالسکه پستی

Ex: Passengers settled in for the overnight stagecoach ride .

مسافران برای سفر شبانه با کالسکه مستقر شدند.

barouche [اسم]
اجرا کردن

باروش

Ex: The barouche 's folding top allowed passengers to enjoy the open air .

سقف تاشوی باروش به مسافران اجازه می‌داد از هوای آزاد لذت ببرند.

dog sled [اسم]
اجرا کردن

سورتمه سگ

Ex: During winter festivals , visitors could take dog sled rides .

در طول جشنواره‌های زمستانی، بازدیدکنندگان می‌توانستند سوار سورتمه سگ‌ها شوند.

victoria [اسم]
اجرا کردن

ویکتوریا

Ex: After the wedding ceremony , the newlyweds departed in a beautifully adorned victoria , waving to their guests .

پس از مراسم عروسی، تازه عروس و داماد در یک ویکتوریا زیبا تزئین شده، با دست تکان دادن به مهمانانشان حرکت کردند.

travois [اسم]
اجرا کردن

تراوویس

Ex: Lewis and Clark employed travois during their expedition to carry scientific instruments and specimens .

لوئیس و کلارک در طول سفر اکتشافی خود از تراووای برای حمل ابزارهای علمی و نمونه‌ها استفاده کردند.

cart [اسم]
اجرا کردن

گاری

Ex: He repaired the broken wheel on the old cart .

او چرخ شکسته روی گاری قدیمی را تعمیر کرد.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری