حمل و نقل زمینی - تکنیک‌های رانندگی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تکنیک‌های رانندگی مانند "نگه داشتن"، "چرخش ترمز دستی" و "دو کلاچه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
اجرا کردن

پیچ ترمز دستی

Ex: In movies , action scenes sometimes feature cars performing dramatic handbrake turns to add excitement to chase sequences .

در فیلم‌ها، صحنه‌های اکشن گاهی شامل ماشین‌هایی می‌شوند که دوران ترمز دستی چشمگیری انجام می‌دهند تا هیجان را به صحنه‌های تعقیب اضافه کنند.

اجرا کردن

چرخش سه نقطه‌ای

Ex: They used a three-point turn to navigate out of the dead-end road .

آن‌ها از دور زدن سه نقطه‌ای برای خروج از بن‌بست استفاده کردند.

hook turn [اسم]
اجرا کردن

پیچ قلاب

Ex: The hook turn allows traffic to flow smoothly and safely , especially where there are frequent tram crossings .

پیچ قلاب اجازه می‌دهد تا ترافیک به صورت روان و ایمن جریان یابد، به ویژه در جایی که عبور مکرر تراموا وجود دارد.

U-turn [اسم]
اجرا کردن

دوربرگردان

Ex: The GPS instructed her to make a U-turn when she missed the exit on the highway .

جی‌پی‌اس به او گفت که یک دور برگشت بزند وقتی که خروجی بزرگراه را از دست داد.

J-turn [اسم]
اجرا کردن

پیچ جی

Ex: The stunt driver amazed the audience with a perfectly executed J-turn during the car chase scene .

راننده بدلکار با اجرای بی‌نقص یک پیچ جی در صحنه تعقیب ماشین، تماشاگران را متحیر کرد.

K-turn [اسم]
اجرا کردن

دور زدن به شکل K

Ex: If you miss your turn , you might need to perform a K-turn to go back the other way safely .

اگر پیچ خود را از دست بدهید، ممکن است نیاز به انجام یک دور زدن K داشته باشید تا به صورت ایمن به مسیر دیگر برگردید.

Y-turn [اسم]
اجرا کردن

چرخش Y

Ex: Learning how to execute a proper Y-turn is a basic skill taught in most driver education programs .

یادگیری نحوه اجرای یک چرخش Y صحیح یک مهارت اساسی است که در بیشتر برنامه‌های آموزش رانندگی آموزش داده می‌شود.

U-ey [اسم]
اجرا کردن

دورزدن

Ex: The bus driver had to perform a U-ey due to road construction blocking the usual route .

راننده اتوبوس مجبور شد به دلیل ساخت و ساز جاده که مسیر معمول را مسدود کرده بود، یک دور زدن به شکل U انجام دهد.

اجرا کردن

چپ پیتسبرگ

Ex: The Pittsburgh left is seen as a way to expedite traffic flow during busy times .

Pittsburgh left به عنوان راهی برای تسریع جریان ترافیک در زمان‌های شلوغ دیده می‌شود.

اجرا کردن

تعویض دنده با پاشنه و پنجه

Ex: Learning heel-and-toe shifting takes practice and skill to master .

یادگیری تعویض پاشنه و پنجه به تمرین و مهارت برای تسلط نیاز دارد.

اجرا کردن

دوبل کلاچ

Ex: Professional racers practice double-clutching to achieve faster acceleration and maintain control during races .

رانندگان حرفه‌ای دوبل کلاچ را تمرین می‌کنند تا شتاب سریع‌تری به دست آورند و در طول مسابقات کنترل را حفظ کنند.

اجرا کردن

ترمز با پای چپ

Ex: In some automatic transmission vehicles , left-foot braking can lead to confusion because the brake and accelerator pedals are closer together .

در برخی از وسایل نقلیه با گیربکس اتوماتیک، ترمز با پای چپ می‌تواند منجر به سردرگمی شود زیرا پدال ترمز و گاز به هم نزدیک‌تر هستند.

اجرا کردن

هماهنگی دور موتور

Ex: Learning rev matching requires precise coordination between the throttle and clutch pedals .

یادگیری هماهنگی دور موتور نیازمند هماهنگی دقیق بین پدال گاز و کلاچ است.

اجرا کردن

تعویض دنده کوتاه

Ex: Drivers who practice short shifting often notice a smoother driving experience and quieter engine operation .

رانندگانی که تعویض دنده کوتاه را تمرین می‌کنند اغلب تجربه رانندگی نرم‌تر و عملکرد بی‌صداتر موتور را متوجه می‌شوند.

اجرا کردن

ترمز تدریجی

Ex: In advanced driving courses , participants learn how trail braking can enhance both safety and performance on challenging roads .

در دوره‌های رانندگی پیشرفته، شرکت‌کنندگان یاد می‌گیرند که چگونه ترمیز دنباله‌دار می‌تواند هم ایمنی و هم عملکرد را در جاده‌های چالش‌برانگیز بهبود بخشد.

اجرا کردن

تقسیم لاین

Ex: It 's important for drivers of cars and trucks to be aware of motorcycles that may be lane splitting to avoid accidents .

برای رانندگان ماشین‌ها و کامیون‌ها مهم است که از موتورسیکلت‌هایی که ممکن است تقسیم خط انجام دهند آگاه باشند تا از حوادث جلوگیری شود.

drifting [اسم]
اجرا کردن

دریفت

Ex:

او برای تسلط بر هنر ضد فرمان در حین دریفتینگ تقلا کرد.

to hold [فعل]
اجرا کردن

خوب رد کردن (پیچ، دست‌انداز و غیره)

Ex: The tires are designed to help the SUV hold the bumps well during off-road adventures .

لاستیک‌ها طراحی شده‌اند تا به SUV کمک کنند در طول ماجراجویی‌های آفرود دست اندازها را به خوبی نگه دارد.

to careen [فعل]
اجرا کردن

تلو تلو خوردن

Ex: The car careened around the corner , narrowly missing the guardrail .

ماشین در پیچ لغزید، به سختی از برخورد با گاردريل اجتناب کرد.

to coast [فعل]
اجرا کردن

بدون مشکل حرکت کردن

Ex: The roller coaster coasted through the twists and turns of the track .

ترن هوایی سر خورد از میان پیچ‌ها و پیچیدگی‌های مسیر.

to tailgate [فعل]
اجرا کردن

چسبیدن

Ex: They reminded their teen not to tailgate and always keep a safe following distance .

آنها به نوجوان خود یادآوری کردند که از نزدیک دنبال نکنند و همیشه فاصله ایمنی را حفظ کنند.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری